چگونگی دين زرتشت

دين زرتشت چگونه دينى است؟ لطفاً اشكالاتى كه در مورد زرتشت و دين او وجود دارد، بيان كنيد.

در رابطه با آيين زرتشت ابهامات و اشكالات متعددى وجود دارند. برخى از اين اشكالات جنبه تاريخى دارند، برخى كلامى و اعتقادى‏اند، بعضى مربوط به وثاقت كتاب آسمانى و اشكالاتى نيز راجع به حوزه‏هاى اخلاقى و رفتارى و يا نظام اجتماعى و خانوادگى آن مربوط مى‏شود. اكنون به اختصار به پاره‏اى از اين موارد اشاره مى‏كنيم.

يك. نظرگاه تاريخى‏
اطلاع دقيقى پيرامون زمان پيدايش و ظهور زرتشت به عنوان پيامبر آيين مزديسنى وجود ندارد. برخى از دانشمندان مانند هوسينگ در اصل وجود او ترديد كرده و چون رستم و اسنفديار شخصيتى موهوم دانسته‏اند.بنگريد : شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 239، قم و تهران : صدرا، چاپ هشتم، 1383. بعضى تاريخ ظهور او را 600 و برخى تا 6000 سال قبل از ميلاد دانسته‏اند. قول مشهور آن است كه او 660 سال پيش از ميلاد پا به جهان گذاشته و سى سال بعد دعوى نبوت كرده و بنگريد : . همچنين در مورد اين كه واقعاً او پيامبرى‏
الف. حسين توفيقى، همان، ج 14، ص 186.
ب. جان بى‏ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص 453.
ج. دين ايران باستان، ص 188.
بنگريد : محل تولد وى نيز مردد بين رى، آذربايجان، افغانستان، فلسطين، خوارزم و فارس است‏د. شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 186.
الف. حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، ص 57 و 58.
ب. ابراهيم پورداود، اوستا، ص 28.

به سال 583 ق.م در آتشكده بلخ به دست تورانيان كشته شده است.ج. دين ايران باستان، ص 185. برگزيده از سوى خداست يا نه، اطلاع دقيقى در دست نيست و مسلمانان صرفا به استناد منابع دينى خود - نه با اتكا به ادله تاريخى - برخى برآنند كه آنچه در نصوص اسلامى به ويژه در قرآن به عنوان . بنابراين فارغ از برخورد اسلام و مسلمانان با پيروان زرتشت و آيين او؛ هيچ دليلى بر اعتبار و بنياد الهى آن وجود ندارد و حتى اعراب زيرسلطه ساسانيان نيز آيين مجوس در رديف اديان وحيانى و داراى كتاب در برابر مشركين قرار گرفته غير از آيين زرتشتى موجود است و با آن تفاوت‏هاى اساسى دارد.
با زرتشتيان هم چون اهل كتاب رفتار نموده‏اندجهت آگاهى بيشتر در اين باره بنگريد : رسول رضوى، بازكاوى تاريخ و آموزه‏هاى زرتشت (مق)، معارف (ماهنامه)، ش 49. آنان را اهل كتاب نمى‏شناختند.بنگريد : همان، ص 18.

دو. عدم وثاقت كتاب اوستا
كتاب مقدس زرتشتيان «اوستا» نام دارد. قديمى‏ترين نسخه اوستا كه به خط «دبيره» نوشته شده و در دانمارك‏ابراهيم پورداود، اوستا، ص 49، ق : منبع پيشين. يعنى 1908 سال بعد از كشته شدن زرتشت نگهدارى مى‏شود مربوط به سال 1325 ميلادى است. بنابراين به احتمال زياد زرتشتيان حدود 20 قرن كتاب مدون و شناخته شده‏اى نداشته و اگر داشته‏اند اثرى از آن در دست نيست. افزون بر آن زرتشتيان آيين‏ اتفاق نظر دارند كه اوستا در اصل بسيار بزرگتر از اوستاى كنونى بوده است. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالاً اصل آن داراى 345700 يعنى چهار برابر بوده است. شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 188.
كريستن سن بر آن است كه علت كاسته شدن از حجم اوستا در دوره ساسانى تمايل خود زرتشيان به حذف پاره‏اى از افسانه‏ها و اسطوره‏هاى عاميانه در اوستا نگاشت‏هاى پيشين بوده است. جهت آگاهى بيشتر بنگريد: الف. كريستن سن، آرتور امانوئل، ايران در زمان ساسانيان، ص 163 و 164.؛حسين توفيقى، همان، ص 59. .
اين مساله زرتشت را با دو مشكل اساسى روبرو مى‏سازد.
2-1. ترديد در وثاقت كتاب مقدس؛ زيرا كتابى كه بيش از نوزده قرن پس از رحلت ابلاغ‏كننده آن گردآورى شود، آن هم براساس نوشته‏هاى پراكنده‏اى كه تواتر تاريخى در مورد آنها ثابت نيست، به شدت اعتبار و وثاقت آن را مخدوش مى‏سازد. برخى نيز برآنند كه اوستا در دوره هخامنشى مدون بوده و با حمله اسكندر از ميان رفته و يا اسكندر آن را سوزانده است و تا ظهور ساسانيان اثرى از اوستاى مدون نبوده تا آن كه به دستور اردشير، يكى از روحانيون زرتشتى بار ديگر اوستا مرتب شد. اما اين كه بر چه اساسى اوستا بازسازى شده و تا چه اندازه بابنگريد : شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 187. اوستاى اصلى انطباق دارد معلوم نيست.
2-2. اوستا داراى 5 بخش به نام‏هاى زير است : «يسنا»، «ويسپرد»، «ونديداد»، «يشتها» و «خرده اوستا». قسمتى از «يسنا»، «گاتها» ناميده مى‏شود كه مشتمل بر ادعيه و معارف دينى و معروف‏ترين قسمت اوستاست. از وبنگريد : هنريك ساموئل ينبرگ، دين‏هاى ايران باستان، ص 2، ترجمه سيف الدين نجم آبادى ؛ دين و فرهنگ ايرانى پيش از عصر زرتشت، ص 304. ق : همان. اين مسأله نيز اعتبار بنگريد : تاريخ اديان، ص 454، مقدمه جليل دوستخواه، بر كتاب اوستا، ج 1، ص 11. ق : رسول رضوى، بقيه آن به دوران پيش از زرتشت و يا پس از وى تعلق دارد. اوستا را به عنوان كتاب آسمانى زرتشت مخدوش مى‏سازد. نظر اوستا پژوهان تنها قسمتى از گاتها به زرتشت تعلق دارد.بازكاوى تاريخ و آموزه‏هاى آيين زرتشت.
2-3. به فرض ثابت شود كه اولاً زرتشت پيامبرى الهى بوده و ثانياً آنچه در اوستاى كنونى وجود دارد عيناً همان مطالبى است كه از زرتشت به يادگار مانده؛ در نهايت مخاطبان را با دينى ناقص مواجه مى‏كند كه حدود سه چهارم آن از دست رفته است. لاجرم پيامبر ديگرى لازم است كه نيازهاى دينى از دست رفته را جبران و خلاء موجود را پر نمايد.
به عبارت ديگر اگر اوستاى موجود براى هدايت بشر كافى بود، انزال سه چهارم ديگر لغو و بى‏فايده بود. و اگر كافى نبود چنين نقصى وجود دين و پيامبر ديگر را لازم مى‏نمايد و بر زرتشتيان نيز لازم مى‏شود كه به آيين كامل بعدى ايمان مى‏آورند.

سه. نژاد و مليت گرايى‏
نژادپرستى و مليت گرايى يكى از عوامل منفى راه يافته در آيين زرتشت به ويژه از دوره ساسانى است. اين مسأله به آيين ياد شده ويژگى‏هاى تاريخى و احكام خاصى بخشيده است از جمله:
3-1. اگرچه احتمالاً دعوت زرتشت فراگير بوده ولى براساس شواهد تاريخى پيروان آن همه آريايى بوده و از نژادهاى ديگر چندان كسى به اين آيين در نيامده است.زرتشت و آموزش‏هاى او، ص 7
3-2. مليت گرايى و ناسيوناليسم در «فرّ ايزدى» به خوبى آشكار است. فريا خوارنه فروغى است ايزدى، به دل هر كه بتابد برترى يابد، پادشاه شود، پيروز گردد يا در كمالات نفسانى و روحانى آراسته شود و پيامبر گردد. دو نوع فر بنگريد:
الف. مرضيه شنكايى، بررسى تطبيقى اسماى الهى، ص 279، تهران، سروش، چاپ اول، 1381.

در اوستا آمده: Airayane yareno(يئريانم خوارنه) و Kavaenem xareno(فركيانى) كه دومى تا ظهور رسوشيانت هميشه با ايرانيان خواهد بود.ب. پورداود، يَشت‏ها، ج 2، ص 310.
3-3. نژادگرايى و نظام طبقاتى سبب تجويز و گسترش ازدواج با محارم شده است. «كرتير» از بنيانگذاران زرتشتى ساسانى نوشته است: «بسيار ازدواج‏ها ميان محرمان برقرار نمودم».هاشم رضى، ج 1، ص 45. اين مسأله همواره موجب خرده‏گيرى بر آيين زرتشت گرديده است.
3-4. بى‏ارزش‏انگارى جان غيرزرتشتيان؛ در تفكر زرتشتى انسان‏ها به دو دسته: مزداپرستان (زرتشتيان) و ديوپرستان (نازرتشتيان) تقسيم مى‏شوند.
در اين آيين اگر پزشكى در پى آموزش جراحى است بايد تمرين خود را بر ديوپرستان آغاز كند. اگر سه ديوپرست به دست او مرد، ديگر نبايد بر مزداپرستان پزشكى كند.ونديداد، فرگرد هفتم، بند 37 و 38.
3-5. انحصارگرايى؛ يكى از ويژگى‏هاى نظام اجتماعى زرتشتى سامانى انحصارگرايى در قدرت، ثروت و دانش در طبقات فرادست است.
آموزش در انحصار موبدان و كاهنان بوده و طبقات فرودست به كلى از آموختن دانش محروم بودند تا آن جا كه گفته‏اند: «موبد را بايد لغت پهلوى غير را نياموزد و به عبارتى به طبقه خود. تعليم كن».دبستان المذاهب، ص 111.

چهار. نظام طبقاتى‏
جامعه ساسانى و آيين زرتشت پيوندى دو سويه دارند. از طرفى آيين ساسانى شكل خاص و ويژه‏اى به اين آيين بخشيده به طورى كه برخى از پژوهشگران زرتشتى موجود را شديدا متأثر از ساسانيان دانسته‏اند. از طرف ديگر جامعه ساسانى نماد جامعه مطلوب و مورد نظر آيين‏بنگريد : رسول رضوى، همان ص 20. چنين جامعه‏اى شديدا مورد حمايت و حفاظت آموزه‏ها و پيشوايان زرتشتى بوده است. زرتشت شناخته مى‏شود.
در اين نظام جامعه از چهار طبقه متمايز تشكيل شده بود:
1. آژون (روحانيون)، 2. ارتش‏تاران،
3. كشاورزان، بنگريد : .
الف. عبدالعظيم رضايى، زين‏العابدين آذرخش، تاريخ ده هزار ساله ايران، ج 2، ص 106.
4. صنعتگران‏ب. اوستا، يسنا، 19/17.

در اين نظام اولاً طبقات وضعيت سربسته‏اى داشته و به هيچ روى امكان ترقى از طبقه‏اى به طبقه ديگر وجود نداشت. ثانياً طبقات فراتر امتيازات فراتر و طبقات فرودست محدوديت‏هاى بيشترى داشتند و جز كار و بردگى بهره‏اى نصيب شان نمى‏شد. ثالثاً امتيازات و محروميت‏هاى طبقاتى جنبه ارثى داشت و نسل به نسل به اجبار و بدون امكان تغيير تداوم مى‏يافت.
پنج. افسانه گرايى و بت پرستى‏
وجود افسانه‏هاى خردگريز در اوستا يكى از ضعف‏هاى آيين و كتاب مقدس زرتشتى است.
كريستن سن افسانه خلقت را بر اساس اوستاى ساسانى چنين نقل مى‏كند: «... عمر دنيا بالغ بر 12000 سال است. در سه هزار سال نخستين عالم، اوهرمزد (يا عالم روشنى) و اهريمن (يا عالم تاريكى) در جوار يكديگر آرام مى‏زيسته‏اند. اين دو عالم از سه جانب نامتناهى بوده، فقط از جانب چهارم به يكديگر محدود مى‏شده‏اند. دنياى روشن در بالا و عالم ظلمانى در زير قرار داشته و هوا فاصله آنها بوده است. مخلوقات اورمزد در اين سه هزار سال در حال امكانى بودند، سپس اهريمن نور را ديده درصدد نابود كردنش برآمد. اوهرمزد كه از آينده آگاهى داشت مصافى به مدت نه هزار سال با وى طرح افكند. اهريمن كه فقط از ماضى آگاه بود رضا داد. آن گاه اوهرمزد به او پيشگويى كرد كه اين جدال با شكست عالم ظلمت خاتمه خواهد يافت. از استماع اين خبر اهريمن سخت متوحش شد و مجدداً به عالم تاريكى درافتاد و سه هزار سال در آنجا بى‏حركت بماند. اوهرمزد در اين فرصت دست به آفرينش جهان زد و چون كار خلقت به پايان رسيد، گاوى را بيافريد كه موسوم به گاو نخستين است. پس آنگاه انسانى بزرگ خلق كرد به نام گيومرد (كيومرث) كه نمونه نوع بشر بود. آنگاه اهريمن به آفريدگان او حمله برد و عناصر را بيالود و حشرات و هوام ضاره را بيافريد. اوهرمزد در پيش آسمان خندقى كند. اهريمن مكرر حمله كرد و عاقبت گاو گيومرد را بكشت اما از تخمه گيومرد كه در دل خاك نهفته بود چهل سال بعد گياهى رست كه اولين زوج آدمى به اسم مشيگ و مشيانگ از او بيرون آمد. دوره آميزش نور و ظلمت كه آن را گميزشن گويند شروع شد. انسان در اين جنگ خير و شر به نسبت اعمال نيك يا بد خود از ياران نور يا از اعوان ظلمت‏همان، ص 168. 169. شمرده مى‏شود».
افسانه‏گرايى در زرتشتى گرى دوره ساسانى به بنيادى‏ترين مبانى اعتقادى يعنى خداباورى نيز راه يافته است. عليرغم آن كه گفته‏اند زرتشت خداى مجرد را باور داشته، اما خداى زرتشتى ساسانى داراى شكل و ريش و عصا و تاج است و هنوز كه هنوز است با چنين شمايل انحطاط و تجسم يافته‏اى به عنوان آرم ملى بر روى تابلوى بسيارى از مؤسسات زرتشى عصر حاضر به چشم مى‏خورد و خدا را به ؛ صورت بتى بسان يك پادشاه نشان مى‏دهد.جهت آگاهى بيشتر بنگريد : شهيد مطهرى، همان، ص 195-192. در اين آيين آتش، دختر خدا شناخته مى‏شودايران در زمان ساسانيان، ص 168. گاو به ويژه گاو نر تقدس ويژه مى‏يابد. در افسانه خلقت، اول مخلوق زمينى بنگريد :
الف. شهيد مطهرى، همان، ص 198-196.
!ب. ايران در زمان ساسانيان، ص 167.

فرض مى‏شود و با گيومرد (كيومرث) به درجه شهادت نائل مى‏گردد و بول آن از آب پاك‏كننده‏تر است.

شش. احكام خردستيز و غيرعملى‏
افزون بر احكامى كه در لابه‏لاى مطالب پيشين اشاره شد احكام خردستيز ديگرى در آيين زرتشتى وجود دارد كه به پاره‏اى از آنها اشاره خواهد شد.
ونديداد، فرگرد، پانزدهم، بند 6-5. يعنى مرگ ارزان كه با دادن تاوان‏
6-1. تقديس سگ؛ در ونديداد سگ مقام بسيار بالايى دارد به طورى كه اگر كسى استخوان سخت و ناجويدنى به آن بدهد يا آن را بترساند گرفتار مجازات پشوتنو بخشوده نمى‏شودهمان، بند 1. دارد.
نيز اگر كسى سگ آبى را بكشد بايد ده هزار بسته هيزم سخت خشك، ده هزار هيزم نرم خشك از چوب‏هاى خوش بو، ده هزار برسم (شاخه‏هاى تازه بريده شده) ده هزار شير پاك و... را به روان سگ آبى بدهد. پس ده هزار مار، ده هزار سگ نما (گربه)، ده هزار سنگ پشت، ده هزار قورباغه‏اى كه در خشكى زندگى مى‏كند، ده هزار موردانه كش، ده هزار مورگودال كن، ده هزار كرم خاكى، و ده هزار مگس را كشته و ده هزار گودال ناپاك را پُر كندهمان، بند 1 تا 18. ده‏ها كار ديگر كه انسان از شنيدن آن حيران مى‏شود و نيز مجازات كسى كه پيكر مرده سگى را بر زمين اندازد دو هزار ضربه شلاق است.
نگا : ونديداد، فرگرد ششم، بند 25-24. ق : رسول رضوى، بازكاوى تاريخ و آموزه‏هاى زرتشت.
الف. دارمستتر، مجموعه قوانين زردشت، ترجمه موسى جوان، ص 211 و 223.
.ب. سيد حسن حسينى (آصف)، درجات گناه، تاوان و پتَت در دين زرتشتى (مق) هفت آسمان (فصلنامه)، ش‏28، سال هفتم، زمستان 84.

6-2. احكام بانوان؛ در اصطلاح ونديداد كلمه «دشتان» به معنى قاعدگى، عادت ماهانه زنان كاربرد دارد و احكام بسيار پيچيده و سختى به دنبال دارد، چنين زنى بايد دور از ديگران و در «دشتانستان» كه . جايى متروك و دور از آتش .ونديداد، فرگرد شانزدهم، بند 24 - 25. . در ظرف‏هاى فلزى كم بها به او غذاى مى‏دهند لكن بايدونديداد فرگرد شانزدهم، بند 1 - 5. بعد او را با گميز (ادرار گاو) در دو گودال شستشو و آب و مردمان است ساكن شود غذاى كم بخورد تا نيرو نگيرد مى‏كنند سپس در گودال سوم با آب .همان، بند 6. و در تابستان بايد 200 مورچه بكشد و اگر زمستان بود بايد 200 حشره گزنده و آسيب شستشو مى‏شود رسان را از بين ببردهمان، بند 12. حال اگر زنى بچه مرده به دنيا آورد بايد او را در آلونكى دور از آب و آتش و مردم حبس كرد، او بايد 3 يا 6 يا 9 جام گميز «ادرار گاو» بنوشد تا رحم او پاك شود. بعد از آن مى‏تواند شير گرم ماديان گاو را بنوشد ولى نمى‏تواند آب بنوشد. تا 3 شب بايد به اين گونه بماند بعد از 3 شب تن و جامه خود را با گميز آميخته با خاكستر و آب در كنار 9 گودال بشويد بعد تا 9 شب بدين منوال تنها . مى‏ماند. بعد از آن تن و جامه خويش را با ادرار گاو و آب مى‏شويد تا پاك شود». همان، ق : رسول رضوى، بازكاوى تاريخ و آموزه‏هاى زرتشت.
بنگريد : و جسد مرده را در دخمه‏
الف. فرهنگ اديان جهان، ص 286.
ب. محمد معين، مزديسنا و ادب پارسى، ص 53 و 54.

6-3. منع دفن مردگان؛ در آيين زرتشتى خاك و آتش پاك و مقدسند و به همين دليل از سوزاندن و دفن مردگان جلوگيرى مى‏شود. شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 14، ص 198 و 199؛ونديداد، فرگرد هشتم، بند 45-44 اين مسأله بيش از نيم قرن است كه توسط دولت‏هاى ايران و هند به جهت و كيفر كسى كه مرده‏اى را در زمين دفن كند و يك سال در زمين بماند دو هزار تازيانه است. ‏همان، فرگرد هشتم، بند 25. يا بالاى بلندى بايد گذاشت تا خوراك حيوانات و پرندگان شود حفظ بهداشت عمومى ممنوع شده است. و اگر دو سال بماند هرگز حتى با توبه يا جريمه و كفاره تطهير نمى‏شود. همان، 3/39 ق : رسول رضوى، بازكاوى تاريخ و آموزه‏هاى آيين زرتشت.

هفت. پيشگويى‏هاى غير واقع‏
براساس «هزاره گرايى زرتشتى» انتظار ظهور سه منجى از نسل زرتشت مطرح است كه يكى پس از ديگرى جهان را پر از عدل و داد خواهند كرد:
الف. هوشيدر، 1000 سال پس از زردشت.
ب. هوشيدرماه، 2000 سال پس از زرتشت. حسين توفيقى، آشنايى با اديان بزرگ، ص 61.
ج. سوشيانس (سوشيانت) 3000 سال پس از زردشت كه با ظهور او جهان پايان مى‏يابد.
اكنون نسبت به فرد سوم نمى‏توان پرسش كرد؛ چرا كه هنوز پنج قرن به آمدنش باقى است؛ اما نسبت به دو فرد نخست اين سؤال مطرح است كه آنان كى و چگونه ظهور كرده‏اند و كاركرد آنها در بسط عدل جهانى چه بوده و چرا در تاريخ نام و يادى از آن مصلحان كه بنابر ادعا بايد جهان را پر از عدل و داد كرده باشند به چشم نمى‏خورد؟

هشت. ستم موبدان و اسلام گرايى ايرانيان‏
يكى از واقعيات بزرگ تاريخى گرايش سريع و آزادانه ايرانيان زرتشتى به اسلام، پس از فتح ايران است. اين مسأله در شرايطى رخ داد كه مسلمانان با زرتشتيان هم چون اهل كتاب رفتار نموده و آنان را كاملاً در مسائل دين‏شان آزاد گذاشته بودند؛ اما سيل خروشان اسلام‏گرايى ايرانيان نشانگر برترى واضح و روش اين دين در نظر آنان، نسبت به آيين پيشين است.
دكتر صاحب‏الزمانى در اين باره مى‏نويسد: «توده‏هاى مردم نه تنها در خود در برابر جهان‏بينى و ايدئولوژى ضد تبعيض طبقاتى در اسلام مقاومتى احساس نمى‏كردند، بلكه درست در آرمان آن همان چيزى را مى‏يافتند كه قرن‏ها به بهاى آه و اشك و خون خريدار و جان نثار و مشتاق آن بودند و عطش آن را از قرن‏ها در خود احساس مى‏كردند».ناصرالدين صاحب الزمانى، ديباچه‏اى بر رهبرى، ص 255.
بخشى از ستم موبدان را در احكام ظالمانه‏اى مى‏توان يافت كه آشكارا در جهت تأمين منافع انحصارى موبدان است. از اين جمله است پاره‏اى از احكام كيفرى. به عنوان مثال افزون بر آنچه در بند ششم پيرامون مجازات كشنده سگ آبى گفته آمد به احكام شگفت‏ترى برمى‏خوريم. در ونديداد اوستا فرگرد 14 بند 8 به بعد آمده است:
8-1. شخص گناهكار بايد براى آمرزش روان تمام اسباب و لوازم مورد نياز و مربوط به انجام مراسم دينى براى آثرَوَن (اوستا:a)(aurvan يا a°)(ravanپهلوى: a°sro°n (موبد روحانى نگهبان آتش در آتشكده) را به مردان اَشوَ (موبدان و مردان مقدس) به عنوان كفاره بدهد (8/14).
8-2. گناهكار مى‏بايست كليه لوازم و ساز و برگ يك مرد سپاهى و جنگى اعم از نيزه، كارد (شمشير)، گرز، كمان، زين، فلاخن، زره، سپر و غيره را به عنوان كفاره به مردان اشو بدهد (9/14)؟!
8-3. گناهكار بايد تمام لوازم و اسباب مورد نياز يك كشاورز، شبان و يك مرد برزگر را به مدان اشو به عنوان كفاره گناه بدهد (11-10/14).
اين ابزارها عبارتند از: يك عدد خيش با يوغ، يك عدد اسباب گاو رانى، دو هاون سنگى، يك عدد آسياب دستى براى آرد كردن گندم و يك بيل؟!
8-4. او بايد يك نهر (جوى) آب، يك قطعه زمين حاصلخيز و مرغوب به اندازه‏اى كه آبِ دو جوى براى آبيارى آن كفايت كند و آب تا دورترين نقاط آن پيش برود، براى مردان اشو فراهم كند (13-12/14)؟!
8-5. او بايد يك خانه اربابى با گاوستانى (طويله) داراى نُه پرچين، نُه حصار، نُه نوع علوفه را جهت كفاره گناه به مردان اشو بدهد. خانه بايد داراى دوازده راهرو در قسمت بالا و نُه راهرو در قسمت وسط و شش راهرو در قسمت پايين باشد. او همچنين بايد يك رختخواب خوب با لحاف و بالش به مردان اشو و پاك بدهد (14/14)؟!
8-6. مرد گناهكار موظف است كه دختر باكره، جوان و سالم خود را با جهيزيه و نقدينه‏اى از زيورآلات زينتى و طلاجات براى مردان اشو به ازدواج دهد. البته اين دختر بايد خواهر پانزده ساله خود را نيز همراه گوشواره (جهيزيه) براى مردان اشو بياورد (15/14)؟!
8-7. همچنين اين مرد موظف است هفت رأس رَمه ريز در دوبار به مردان اشو و نيكوكار تقديم كند. او بايد هفت عدد سگ در دوبار پرورش دهد. او بايد هفت عدد پل روى آب در دو بار بنا كند. او بايد نُه عدد باغ خرابه در دو بار تعمير و مرمت كند. او بايد نُه عدد سگ را كه در پوست يا گوش گرفتار كك و شپش و همه ناخوشى‏هايى كه به تن سگ روى مى‏آورد، پاك كند و درمان بخشد. او بايد نُه مرد نيكوكار را در دوبار به خوراكى سير از گوشت، نان وجهت آگاهى بيشتر بنگريد : درجات گناه، تاوان و پتَت در دين زرتشتى، سيد حسن حسينى (آصف) (مق)، هفت آسمان (فصلنامه تخصصى اديان و مذاهب) ش 28 زمستان 1384، صص 216 - 220. شراب اطعام كند (17-16/14)؟!
براساس مستندات تاريخى از اين راه‏ها ثروت‏هاى هنگفتى به چنگ آمده و انباشته شده و سپس در نبردهاى مختلفى به غارت رفته است.بنگريد : همان، ص 220 و 221.