ازدواج حضرت عیسی(ع) و یحیی(ع)

مي‎دانيم كه ازدواج به خودي خود امر واجبي نيست و خداوند به خاطر مصالحي كه براي حفظ زندگي فردي و اجتماعي بشر لازم است آن را تشريع نموده است؛ ولي همين مستحب در مواردي براي برخي افراد خاص واجب مي‎شود، مثل كساني كه اگر ازدواج نكنند دچار گناه مي‎شوند. و به هر حال اگر كسي ازدواج نكند و در ضمن خود را نيز از گناه حفظ كند مرتكب عمل حرام و خلاف شرع نشده است؛ اما از آنجا كه ازدواج عامل تكامل انساني است، شهيد مطهري به صراحت ازدواج نكردن را نقصي در كمالات اين دو پيامبر(حضرت یحیی و حضرت عیسی) به شمار مي‎آورد، البته نه آنكه نسبت به ساير مردمان عادي ناقص باشند؛ بلكه اين دو، نسبت به ساير پيامبراني كه همه خصوصيات اينها را داشته و ازدواج هم كرده باشند، مقام كمتري دارند، چرا؟؛ زيرا (به نظر شهيد مطهري) نقشي كه ازدواج در كمال انساني دارد جانشين‎ پذير نيست.[ مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلامص 254]

عیسی مسیح ازدواج نکرده است. امروزه افسانه های رایجی هستند که می گویند عیسی مسیح با مریم مجدلیه ازدواج کرد. این افسانه کاملا دروغ است و پایه و اساس خداشناسی، تاریخی، و کتاب مقدسی ندارد. در حالیکه یکی دو تا از اناجیل دروغین اشاره می کنند که عیسی مسیح با مریم مجدلیه رابطه نزدیک داشته است، اما هیچکدام از آنها نمی گویند که آنها ازدواج کردند و یا رابطه عشقی داشتند. نزدیکترین توصیف آنها این بوده که عیسی مریم مجدلیه را بوسید، که این براحتی می تواند فقط یک بوسه باشد. بعلاوه حتی اگر این اناجیل مستقیما هم می گفتند که عیسی با مریم مجدلیه ازدواج کرده بود، هیچ اعتباری نداشتند چون این اناجیل اناجیل دروغین هستند که نوشته شده اند تا به مسیح فقط تصویری عرفانی بدهند.
اگر عیسی مسیح ازدواج کرده بود، کتاب مقدس این را به ما می گفت، و یا اشاره ای به آن می شد. کلام خدا در مورد موضوعی به این مهمی هیچ وقت ساکت نمی ماند. کتاب مقدس به مادر عیسی، پدر خوانده اش، و خواهر و برادرهای ناتنی اش اشاره می کند، پس چرا باید از اشاره به زن او غفلت نماید؟

از نظر مفسرین قرآن هم عیسی(ع) ازدواج نکرده است و اینکه می گویند او با فلان شخص ازدواج کرده بوده یا دروغ بستن به پیامبر خدا است و یا اینکه با مستند سازی می خواهند ازدواج عیسی(ع) را جزء باورهای اعتقادی مطرح سازند.
مرحوم فيض كاشاني در المحجة‌البيضاء پاسخ ديگري داده‎اند. ايشان پس از برشمردن فوايد ازدواج، يكي از آفات آن را نيز بازداشتن انسان از عبادت معرفي مي‎كنند؛ زيرا ممكن است ازدواج، باعث غفلت انسان شده و يا كسب و كار براي خانواده باعث جمع آوري مال و دنيا دوستي بشود، وي سپس مي‎گويد: پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين توانايي را داشتند كه هم ازدواج كنند و هم از عبادت الهي غافل نشوند و اين به خاطر علوّ درجه حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ مي‎باشد و كسي هم قابل مقايسه با ايشان نيست؛ ولي حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ احتياط كردند و براي آنكه دچار غفلت نشوند ازدواج را ترك كردند و يا شايد براي ايشان كسب روزي حلال و تأمين زندگي يك خانواده ممكن نبوده است و لذا اقدام به ازدواج نكرده‎اند و يا اين كه شايد حال معنوي ايشان به گونه‎اي بوده كه ازدواج مانع عبادت ايشان بوده است. وي در پايان اضافه مي‎كند كه به هر حال، بايد رفتار انبياء را به بهترين وجه آن توجيه كنيم.[ فيض كاشاني المحجة‌البيضاء في تهذيب الاحياء، ج 3، ص 79]

در نهج البلاغه خطبة 160 نيز عبارتي آمده است كه به نوعي مؤيد سخن فوق مي‎باشد: امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ در توصيف حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايند: «...لم تكن له زوجة تفتنه و لا ولد يحزنه...»؛ يعني عيسي ـ عليه السّلام ـ نه همسري داشت كه او را فريفتة‌خود سازد و نه فرزندي كه باعث حزن و اندوه او شود.

احتمال ديگري به ذهن مي‎رسد كه با ذكر دو نكته بيان مي شود:
1. حضرت عيسي و يحيي ـ عليهما السّلام ـ هر دو،همزمان با هم و در يك منطقه بوده‎اند؛ يعني در شرايط فرهنگي و اجتماعي واحدي مي‎زيسته‎اند.
2. خداوند براي هر قومي پيامبري از ميان خودشان مي‎فرستد؛[ بقره/ 129 و 151؛ آل عمران/ 164؛ مؤمنون/ 32؛ جمعه/ 2] يعني پيامبر هر قومي بر اساس شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه خود مبعوث شده و برنامه‎اي مناسب با آن محيط براي هدايت و مبارزه با انحرافات آنها دارد.
بر اساس اين دو نكته شايد بتوان چنين نتيجه‎گيري كرد كه انحرافات جامعه بني‎اسرائيل در زمان اين پيامبر به گونه‎اي بوده است كه يكي از راههاي مبارزه با آن فرهنگ، ترويج زندگي زاهدانه و دنياگريزي بوده است تا گرايش افراطي مردم به شهوات مهار شود. چنان كه توصيفاتي كه حضرت امير ـ عليه السّلام ـ در نهج البلاغه از حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ آورده‎اند شاهد اين است كه حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ بسيار زندگي زاهدانه‎اي داشته‎اند[نهج البلاغه، خطبه 160] و شايد همين عامل باعث شده است كه اين دو پيامبر در آن زمان از تشكيل خانواده سرباز زده‎اند. و ناگفته نماند كه ايشان بني‎اسرائيل را دعوت به ترك ازدواج نمي‎كردند و اين را يك امر ارزش تلقي نمي‎كردند؛ بلكه مربوط به احوال شخصي ايشان بوده است، چنان كه ائمه ما نيز اعمالي خاص خود را داشته و بر ديگران لازم نبوده و نيست.

احتمال ديگري كه مي‎توان ذكر كرد اين است كه با توجه به خلقت خاص حضرت عيسي و نيز عمر كوتاه ايشان در دنياي مادي كه بيش از 31 سال نبوده و سپس غايب شده‎اند، حكمت خداوندي چنين اقتضاء مي‎كرده است كه ايشان تشكيل خانواده ندهند و گويا ساير اوليايي كه از ديدها مخفي هستند مثل حضرت خضر و حضرت حجة ‌بن الحسن (عج) نيز ازدواج نكرده‎اند. البته اين نكته نيازمند تحقيق بيشتر است.

دیدگاه ها

در انجيل مريم مجدليه آمده است كه شاگردان به مريم مجدليه گفتند كه عيسي در بين زنان تو را بيشتر از همه دوست داشت. اين دوست داشتن عام است همانگونه كه زنان ديگر را دوست داشته و به آن‌ها محبت مي‌كرده، اندكي بيشتر به مريم مجدليه هم محبت كرده است و اين كجايش به معناي ارتباط و ازدواج است؟! و اصولا مسيحي كه در موعظه‌ي بالاي كوه مي‌گويد هر كس در خيال خود با كسي زنا كند گويي كه با او زنا كرده است، چگونه چنين شخصي مي‌توانسته رابطه‌‌ي عاشقانه و فاسقانه‌اي با زني داشته باشد؟! مسيح به معناي واقعي مجرد بود و كلمه‌الله.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .