تعدد زوجات یا چند همسری در ادیان

آيا تعدد زوجات در آيين هندو، يونان باستان، روم باستان، مصر باستان، چين باستان رايج بوده است؟ لطفا توضيح مفصل دهيد.

برای پاسخ به سؤال شما لازم است در ابتدا بیان کنیم که در بحث ازدواج و پاسخ به غریزه جنسی، تعدادی از ادیان و آیین های مذهبی دارای افکار و باورهای خاصی می باشند.
در اصل قبول و تأیید غریزه جنسی و ازدواج سه دیدگاه کلی وجود دارد:
1-دیدگاه تفریطی
2-دیدگاه افراطی
3-دیدگاه معتدل
دیدگاه افراطی مربوط است به روان شناس اتریشی فروید که تمام ناهنجاری ها را در غریزه جنسی جستجو می کند و خاستگاه تمام بی اخلاقی ها و رفتارهای ناپسند را در امر سرخوردگی غریزه جنسی می داند.
دیدگاه تفریطی مربوط است به برخی ادیان و آیین ها مثل مسیحیت، بودا، جینه، صوفیان و برخی دیگر از گرایش های ایمانی. در این دیدگاه غریزه جنسی امری پلید دانسته شده است و توصیه آنها بر این است که از ازدواج باید دوری کرد زیرا ازدواج انسان را به خود و تعلقات آن وابسته و مشغول می کند و لذا سالک از مسیر اصلی خود باز می ماند.
دیدگاه معتدل مربوط است به دیدگاه اسلام که در آن توصیه به امر ازدواج و پاسخ مثبت به این غریزه طبیعی و خدادادی کرده است و برای این امر ثواب زیادی درنظر گرفته است و کسانی که به ازدواج تن نمی دهند را مورد مذمت و سرزنش قرار داده است.
در اینجا لازم است به این نکته اشاره کرد که سؤال شما مثلا از یونان باستان و یا مصر باستان شاید خیلی دقیق نباشد زیرا اولا این دوره ها یک عصر و یک صده خاص نبوده است و ثانیا اینکه در این دوره ها یک حاکم و یک سلسه مشخص حکومت نکرده اند تا بشود به آن استناد کرد و گفت که مثلا مصر باستان در این موضوع این نظر را دارند لذا پاسخ به سؤال شما همراه با تسامح می باشد و جواب قطعی و منطقی صد درصدی به آن نمی توان داد چون ممکن است یک دوره با باورهایی که دارند موافق با این گونه مسائل باشند و در عصری دیگر مخالف با آن باشد البته بر وجه غالب می توانیم به برخی از مکاتب و آیین ها اشاره کرد که موافق و یا مخالف بوده اند.
در نزد برخی اجتماعات طفل ارزش اقتصادي داشت و زنان را به عنوان سرمايه‌اي مي‌خريدند كه سود آن، كودكان نوزاد بوده است. در سازمان پدرشاهي، زن و فرزند همچون بندگان مرد به شمار مي‌رفتند و هر چه عدد آنها زيادتر بود نماينده فزوني ثروت مرد محسوب مي‌شد. مرد فقير با يك زن به سر مي‌برد، ولي اين چون ننگي براي وي بود و انتظار روزي را مي‌كشيد تا به مقام بلندي كه مردان چند زنه در برابر ديگران داشتند ارتقا پيدا كند.
تعدد زوجات در اجتماعات اوليه امر مناسبي بوده، زيرا عدد زنان بر مردان فزوني داشته است. از لحاظ بهبود نسل هم بايد گفت كه چندگاني برتكگاني فعلي ترجيح داشته است. چه، همان گونه كه مي‌دانيم، اكنون وضع به صورتي است كه تواناترين و محتاط‌ترين مردان عصر جديد غالباً دير موفق به اختيار همسر مي‌شوند و به همين جهت، كم فرزند مي‌آورند. در صورتي كه، در ايام گذشته، تواناترين مردان، ظاهراً، به بهترين زنان دست مي‌يافتند و فرزندان بيشتر توليد مي‌كردند. به همين جهت است كه تعدد زوجات مدت مديدي در ميان ملتهاي اوليه بلكه ملتهاي متمدن، توانسته بود دوام داشته باشد.
چند زني در اجتماعات اوليه از امتيازات اقليت ثروتمند بود و توده مردم به همين جهت با يك زن به سر مي‌برند و عمل زنا را چاشني آن قرار مي‌دادند. در صورتي كه اقليت ديگري، خواه ناخواه به عزوبت تن مي‌دادند و با اين محروميت زمينه را براي ثروتمنداني كه چند زن مي‌گرفتند مهيا مي‌ساختند. در بعضي ازمواقع اتفاق مي‌افتاد كه شوهران برخی زنان را از پا درمی آوردند تا بر زنان ايشان دست يابند. با چنين اوضاع و احوال، تعدد زوجات فقط براي كساني ميسر مي‌شد كه زرنگ تر و چاره‌سازتر بودند. بتدريج كه ثروت در نزد يك فرد به مقدار زياد جمع مي‌شد و از آن نگراني پيدا مي‌كرد كه چون ثروتش به قسمتهاي زياد منقسم شود سهم هر يك از فرزندان كم خواهد شد، اين فرد به فكر مي‌افتاد كه ميان «زن اصلي و سوگلي» و «همخوابه»‌هاي خود فرق بگذارد، تا ميراث، تنها نصيب فرزندان زن اصلي شود. كم‌كم زن اصلي مقام زن منحصر به فرد را پيدا كرد و زنان ديگر، يا محبوبه‌هاي سري مرد شدند، يا اصلا از ميان رفتند.
قبل از اسلام رسم تعدد زوجات در میان تمامی ادیان الهی موجود در آن روزگار به جز مسیحیت وجود داشت. در كتاب مقدس تورات یهودیان چند زنی را به رسمیت شناخته و آورده است كه انبیاء بزرگ الهی همانند ابراهیم (كتاب مقدس، سفر پیدایش باب 25: 1-6) و یعقوب (سفر پیدایش، باب‌ 32 : 22) و موسی(سفر خروج، باب2 : 16 تا 21 و سفر اعداد، باب 12: 1) و داود زنان متعدد داشتند و در خصوص داود كتاب مقدس اسامی 9 نفر از زنان او را نام می‌برد. (كتاب مقدس، كتاب اول تاریخ ایام، باب سوم)
كتاب تلمود یهودیان نیز چند زنی را مجاز دانسته است. آقای وستر مارك می‌گوید: در تلمود برای تعدد زوجات حدی معین نشده، ولی سفارش كرده است در صورتی كه مردی اقدام به چنین عملی كند، باید بتواند آن‌ها را به درستی تأمین نماید و فرد عادی بهتر است 4 زن و افراد عالی مقام 8 زن بگیرند، اما اذعان دارند كه خداوند برای آن حدی قرار نداده است و در عمل نیز این كار میان یهودیان مرسوم بوده است. و امروزه علی رغم فتوای خاخام «جرشوم» به تحریم چند زنی باز كثیری از مردم اسرائیل (فرقه قرائیین) اقدام به چند زنی می‌كنند، لكن شروطی مثل وسعت مالی مرد یا عقیمی یا دیوانه بودن زن اول و رعایت عدالت بین زنان‌ را قائل می‌شوند.
علاوه بر دین یهود در دین زرتشت و بعضی ملل دیگر این رسم و قانون وجود داشته است. همچنین در میان دین «كنفسیوس» و دین «بودا» چند زنی مجاز دانسته شده است و در دین «لیكی» كه در چین پیروانی دارد، تعداد زنانی كه یك مرد می‌تواند بگیرد تا 230 نفر می‌باشد.
اما همه ادیان برای تعدد زوجات شروطی قائل شده‌اند و یكی از شروط اساسی در این باب شرط عدالت می‌باشد، چنانچه در تورات آمده است كه هرگاه شخصی كنیز خود را برای پسرش عقد نماید و سپس پسر مصمم شود كه زن دیگری اختیار نماید، نبایستی از غذا و لباس زن اول بكاهد و وظیفه زناشوئی را در مورد او تقلیل دهد.

یونان باستان
ویل دورانت در مورد ازدواج و تعدد زوجات در یونان باستان در کتاب تاریخ تمدن اش می گوید: یک مرد می توانست علاوه بر همسر خویش با زنان دیگری نیز آمیزش کند. دموستن می گوید:« از فواحش تمتع می بریم، با کنیزکان و زنان غیر مشروع خود، در اوقات روز، سلامت جسم خویش را تأمین می کنیم؛ و زنانمان فرزندان مشروع برای ما می آورند و وفادارانه خانه هامان را حفظ و حراست می کنند.» در اینجا در یک جمله شگفت انگیز، عقیده یونانیان آن عصر درباره زن خلاصه شده است. قوانین دراکون تمتع یافتن از کنیزکان و زنان نامشروع را مباح می داند. پس از لشکر کشی به سیسیل در سال 415، که تعداد مردانشان بر اثر جنگ كاهش يافته است و دختران بدون شوهر مانده اند، قانون بتصريح براي هر مرد اختيار دو زن را مجاز ميدارد. سقراط و اوريپيد در زمره كساني هستند كه به اين وظيفه ميهني گردن مي نهند.
زنان، معمولا با شكيبايي و تحملي مشرق زميني، وجود كنيزكان را در خانه برخود هموار ميكنند، زيرا ميدانند كه اين ((زن دوم))، پس از آنكه دوران زيباييش پايان يافت، در حقيقت به يكي از خدمتكاران خانواده تبديل خواهد شد، و تنها فرزندان ((زن اول)) مشروع و قانوني محسوب خواهند گشت.
ویل دورانت در جریان نقل زندگی شخصی سقراط، بعد از اشاره به ازدواج او، به ازدواج مجدداش نیز اشاره کرده و این مسئله تعدد زوجات را در قالب قانونی موقت در جامعه آن روز یونان بیان می کند: وي به سير و سفر رغبتي نداشت، و بندرت از شهر يا از بندرگاه آن دور ميشد، كسانتيپه را به زني گرفت. اين زن همواره شوهر خويش را ملامت مي كرد و مي گفت كه وي هرگز به خانه و خانواده خود نمي پردازد. سقراط به كسانتيپه حق ميداد و نزد فرزند و دوستان خود دليرانه از او دفاع و حمايت مي كرد. ازدواج برپاي او قيدي ننهاده بود. پس از دوران جنگ كه تعداد مردان سخت كاهش يافته و قانون، تعدد زوجات را موقتا جايز شمرده بود گويا زني ديگر نيز اختيار كرد.
بر خلاف باور قبلی یکی از مکاتب یونان باستان به نام کلبیان بر این باور بودند که تمام ثمرات تمدن از قبیل حکومت، ثروت شخصی، ازدواج، دین، برده داری در نظام اجتماعی یونان، تجمل، و همه لذت های حسی مصنوعی بی ارزش بوده و اگر رستگاری و نجاتی هست همانا در ترک جامعه و این گونه مسائل که ازدواج جزء آنها است، می باشد. در این مکتب فکری با اصل ازدواج و تشکیل خانواده مخالفت شده است چه رسد به این که با تعدد زوجات بخواهد موافقت کرده و مورد تأیید قرار دهد.

روم باستان
بعضی از مورخین معتقدند كه قدمت تك همسری در اروپا امروزی به دوران باستان، قبل از مسیحی شدن اروپا می‌رسد و حتی نقل می‌كنند كه «والانتینین، امپراطور روم، به علل و جهات مخصوص اجازه داد تا مردان چندین زن ‏بگیرند، ولی چون این قانون با آب و هوای اروپا مناسب نبود، از طرف سایر امپراطوران روم مثل‏ «تئودور» و «آكاردیوس‏» و «مونوریوس‏» لغو گردید.»
منتسكیو در توجیه این امر می‌نویسد: از آنجایی كه زنان كشورهای آسیایی و جنوب زودتر به بلوغ جنسی می‌رسند، زودتر نیز پیر می‌شوند، بنابراین در سنین پیری به واسطه از دست دادن زیبائی خود نمی‌توانند نفوذی بر شوهر خود داشته باشند، در حالی كه زنان اروپائی به جهت مختصات آب و هوا زیبائی خود را مدتی حفظ می‌كنند و در ایام پیری هم در مردان نفوذ دارند. او همچنین دیر ازدواج كردن زنان اروپایی و مصرف مشروبات الكلی از طرف مردان را علل دیگر این امر می‌داند. (منتسكیو ، ص 434 و 433)
در اناجیل اربعه نصّ خاصی در مورد ممنوعیت چند زنی وجود ندارد، بلكه در رساله پولس مطالبی است كه جواز تعدد زوجات را می‌رساند، آنجا كه پولس می‌گوید: لازم است اسقف تنها یك زن بگیرد (رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس، باب سوم: 2 و 12) و این‌كه اسقف را ملزم به یك زن نموده است، دلیلی بر این‌ می‌باشد كه برای غیر اسقف، بیش از یك زن جایز بوده است. به لحاظ تاریخی هم ثابت شده است كه بعضی از مسیحیان اولیه بیش از یك زن می‌گرفتند. وستر مارك بیان می‌كند: با اعتراف كلیسا چند زنی تا قرن هفتم میلادی در بین مسیحیان وجود داشته است، او همچنین اذعان كرده است كه پادشاه ایرلند «لدیار مات» و شارلمان دو زن داشتند و لوتر هم در اعتراضات خود به مسیحیت گفته كه چند زنی به امر خدا حرام نشده است. امروزه فرقه مورمون‌ها قائل به چند زنی هستند و این امر در بین آن‌ها رواج دارد.
اینكه به چه دلیل امروزه در عالم مسیحیت چند زنی ممنوع است، بسیاری از نویسندگان معتقدند حرمت چند همسری مسیحیت از قوانین حاكم بر روم باستان ناشی شده است، چنانچه جرجی زیدان می‌گوید: در متون دین مسیحیت نص صریحی دال بر ممنوعیت چند زنی وجود ندارد، بلكه كلماتی است كه می‌توان جواز چند زنی را از آنها بدست آورد، لكن از آنجا كه در نظر رؤسای اولیه كلیسا اكتفا به یك زن برای حفظ نظام و خانواده بهتر به نظر رسید و از قدیم نیز در دولت روم قانون تك همسری حاكم بود، پس به خودشان زحمت بررسی نصوص دینی مسیحیت را ندادند، تا این‌كه به مرور زمان ازدواج با زن دوم حرام محسوب شد.
«وستر مارك» و «ارجست فوربل» و افراد دیگری هم‌چون صابراحمد طه معتقدند كه كلیسا برای جلب بزرگان دولت روم به دین مسیحیت این قانون را پذیرفت و در حقیقت عملاً برای خوش آمدن دیگران دست به تحریف دین مسیحیت زد. (احمد طه، 2003: ص64-63)
هرچند ازدواج دوم در اروپا از نظر قانونی جرم بوده است، لكن در عمل به قاعده تك همسری مقید نبودند. چنانچه لورا بتزیگ تاریخدان داروین‌گرا نشان داده است كه هم در امپراطوری روم باستان و هم در عالم مسیحیت قرون وسطایی، اگر چه ازدواج، تك همسری بوده، اما جفت گیری اغلب چند زنی بوده است.
اینكه ویل دورانت ادعا كرده است كه با ظهور دین مسیحیت چند زنی حداقل در اروپا از بین رفته و زن منحصر به فرد، صورت اساسی و رسمی ازدواج را تشكیل می‌داده است»، احتمالاً به‌جهت عدم اطلاع از قوانین روم باستان بوده است، زیرا شكی نیست كه ظهور دین مسیحیت ربطی به تك همسری در اروپا نداشته، بلكه قانون تك همسری در اروپا از مدت‌ها قبل در روم باستان جاری و حاكم بوده است.

هند باستان
تعدد زوجات بدون تمدید و مقید بودن به عدد خاص میان هندوها وجود داشته و لیکن یکی از آنها رئیس دیگران بوده است.
آمده است که خانواده‌ها در هند، از پدر و مادر و گاه زن دوم، دختران شوهر نكرده، پسران، غلامان، و زنان و فرزندان و غلامان آن پسران تشكيل مي شود.

تعدد زوجات در چین
شریعت «لیکی» چین تعدد زوجات را تا یکصد و سی تن اجازه داده است. و یکی از پادشاهان قدیم چین در حدود سه هزار زن داشته است. چینیان نیز همچون هندیان یکی از زنان را بر دیگران ترجیح می‌ دادند و رئیس آنان می دانستند.

تعدد زوجات در مصر
ثروتمندان و بویژه امیران و خانواده های سلطنتی در تعدد همسران اسراف می‌کردند،‌ و حدی برای آن قائل نبودند و بدان می‌بالیدند تا جایی که « رامسیس » دوم افتخار می‌کند به اینکه از زنان متعددش یکصد و شش فرزند داشته باشد،‌ و لیکن یک زن اصلی بوده و بقیه زنان درجه دوم به حساب می‌آمدند.

در اینجا به چند نکته در فلسفه و علت چند همسري در مردان اشاره مي کنيم:
يك. پيشينه تعدد زوجات‏
چند همسرى ريشه‏اى كهن در ميان جوامع مختلف بشرى و اديان پيش از اسلام دارد. ابتكار اسلام در اين باره اين است كه آن را محدود ساخت و شرايط سنگينى از جهت اخلاقى، اقتصادى و ... بر آن حاكم كرد و بدون تحقّق آن شرايط، چند زنى را غيرمجاز اعلام نمود.
دو. چرايى چندهمسرى‏
در رابطه با چرايى چندزنى، علل مختلفى ذكر شده كه به جهت اختصار به دو عامل اشاره مى‏شود:
1. فزونى زنان آماده ازدواج بر مردان؛ در طول تاريخ و در غالب جوامع به طور معمول تعداد زنان آماده ازدواج، از مردان افزون‏تر است.
2. همواره بر اثر حوادث اجتماعى - مانند جنگ‏ها - تعداد بيشمارى از مردان تلف مى‏شوند و همسران آنان بى‏سرپرست مى‏گردند. همچنين غالباً تصادفات، غرق شدن‏ها، سقوطها، زير آوار ماندن‏ها و ... تلفات بيشترى را متوجه جنس مرد مى‏كند.
3. از نظر روان‏شناسى، تفاوتى اساسى بين ساختار روانى و گرايش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. برخى از دانشمندان مانند مرسيه، ويل دورانت، اشميد، دونتزلان، راسل لى و ... معتقدند: زنان به طور طبيعى «تك همسرگرا» (Monogamous) مى‏باشند و فطرتاً از تنوع همسر گريزانند. آنان خواستار پناه يافتن زير چتر حمايت عاطفى و عملى يك مرد مى‏باشند. بنابراين تنوع گرايى در زنان، نوعى بيمارى است؛ ولى مردان ذاتاً تنوع گرا و «چندزن‏گرا» (Polygamous) هستند.
4 - دكتر اسكات مى‏گويد: «مرد اساساً چند همسرگرا است و توسعه تمدن، اين چندهمسرگرايى طبيعى را توسعه بخشيده است».
البته اين عامل از اهميت عامل نخست برخوردار نيست. آنچه كاملاً بايد جدى گرفته شود و براى آن چاره انديشيد، همان عامل نخست است.

سه. روى آوردها
در برابر اين واقعيات، سه راه وجود دارد:
3-1. هميشه تعدادى از زنان، درمحروميت كامل جنسى به سربرند! چنين چيزى فاقد توجيه منطقى است؛ زيرا به معناى سركوب غريزه و نياز طبيعى گروهى از انسان‏ها و نوعى ستم بر آنان است. افزون بر آن در سطح كلان و در طولانى مدت، شدنى نيست. به عبارت ديگر سركوب غريزه، در نهايت به سركشى و طغيان آن خواهد انجاميد. تجربه آلمان و بسيارى از ديگر كشورهاى غربى، شاهد اين مدعا است.
استاد مطهرى در اين باره مى‏نويسد: «اگر عدد زنان نيازمند بر مردان نيازمند، فزونى داشته باشد، منع تعدد زوجات خيانت به بشريت است؛ زيرا تنها پايمال كردن حقوق زن در ميان نيست ... بحرانى كه از اين راه عارض اجتماع مى‏شود، از هر بحران ديگر خطرناك‏تر است. هم چنان كه خانواده از هر كانون ديگر، مقدس‏تر است ... .
2. گزينه ديگر اين است كه راه روابط نامشروع و روسپى‏گرى و كمونيسم جنسى، گشوده و جامعه به فساد كشيده شود. اين همان راهى است كه عملاً غرب مى‏پيمايد: نتيجه اين روى آورد را مى‏توان در گزارش دكتر اسكات - مأمور پزشكى شهردارى لندن - مشاهده كرد. در گزارش او آمده است: «در لندن از هر ده كودكى كه به دنيا آمده‏اند، يكى غيرمشروع است! تولدهاى غيرقانونى در حال افزايش دائمى است و از 33838 نفر در سال 1957 به 53433 نفر در سال بعدى افزايش يافته است».
3. راه سوم اين است كه به طور مشروع و قانونمند، با قيود و شرايطى عادلانه، راه چند همسرى گشوده شود. دين مبين اسلام اين راه را - كه حكيمانه‏ترين و بهترين راه است - گشوده و اجازه چندزنى را به مردانى مى‏دهد كه توانايى كشيدن بارسنگين آن را به نحو عادلانه دارند و دستورات اكيدى در اين زمينه براى آنان وضع كرده است. اين روش در واقع حقى براى زن و وظيفه‏اى بر دوش مرد ايجاد مى‏كند و نه تنها به ضرر زنان نيست؛ بلكه بيشتر تأمين‏كننده مصالح و منافع آنان است.
امتياز روى آورد اسلام‏
رابرت ا.هيوم مى‏نويسد: « ... برخى از محققان معقول نشان مى‏دهند كه [حضرت] محمد روى هم رفته موقعيت زنان را ارتقا بخشيد و به آنها مرتبه‏اى از آزادى اقتصادى داد كه هنوز در پاره‏اى از كشورهاى غربى و يا به اصطلاح مسيحى تا آن حد به زنان، آزادى اقتصادى داده نشده است و براى چندهمسرى نامحدود - كه تا آن زمان به دلخواه انجام مى‏شد - حد و مرزى مقرر داشت كه بسيار لازم و نافع بود.
بنابراين، اسلام قانون تعدد زوجات را بدون قيد و بند تشريع نكرده، و اصلا آن را بر همه مردان واجب و لازم[جايز] ننموده، بلكه به طبيعت و حال افراد توجه فرموده، و همچنين عوارضى را كه ممكن است احيانا براى افرادى عارض شود در نظر گرفته، صلاحيت قطعى را شرط نموده و مفاسد و محذورهايى را كه در تعدد زوجات وجود دارد بر شمرده و در چنين موقعيتى است كه آن را جايز دانسته، تا مصالح مجتمع اسلامى انسانها تامين شود. و حكم جواز را مقيد به صورتى كرده است كه [هيچ مفسده اي] پيش نيايد و آن در صورتى است كه مرد از خود اطمينان داشته باشد به اينكه مى‏تواند بين چند همسر به عدالت رفتار كند. ازاين رو، چنانچه افرادی بتوانند به اين شروط عمل کنند يعني اطمينان داشته باشند که هرگز از طريق عدالت و ميانه‏روى خارج نشده چه از لحاظ علاقه قلبى و چه از نظر تأمين وسائل آسايش تعدد زوجات ،نه تنها منعي نخواهد داشت بلکه جايز خواهد بود.
از نظر قانوني:طبق ماده 16 قانون حمايت ازخانواده ، مصوب مجلس شوراي اسلامي؛ مرد نمي تواند با داشتن زن ،همسر دوم اختيار كند مگر در موارد زير : 1 .رضايت همسر اول. 2. عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي. 3. عدم تمكين زن از شوهر. 4.ابتلا زن به جنون يا امراض صعب العلاج موضوع بندهاي ماده 8 ( محكوميت زن يا شوهر به حكم قطعي به مجازات پنج سال حبس يا بيشتر يا به جزاي نقدي كه بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي كه مجموعا منتهي به پنج سال يا بيشتر و بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد.) 5.محكوميت زن[به مدت طولاني ومحبوس بودن او] 6.ابتلا زن به هر گونه اعتياد مضر برابر بند 9 ماده 8. 7.ترك زندگي خانوادگي از طرف زن. 8.عقيم بودن زن. 9 - غايب ومفقودالاثر شدن زن ‌طبق ماده 17 اين قانون دادگاه با انجام اقدامات ضروري و در صورت امكان تحقيق از زن فعلي و احراز توانايي مالي مرد و اجراي عدالت در مورد [همسران] اجازه اختيار‌همسر جديد خواهد داد.(منبع سايت خانه ملت)
شايان ذکر است هرگاه مردي با داشتن همسر بدون تحصيل اجازه از دادگاه مبادرت به ازدواج نمايد به حبس از شش ماه تا يك سال محكوم خواهد شد. خلاصه آنکه؛ از ديدگاه شرع مقدس کسي که بتواند بين همسران به عدالت رفتار کند به گونه اي که هيچ مفسده وبحران خانوادگي پيش نيايد وشرايط زندگي فرد اقتضاي آن را کرده باشد ،جايز خواهد بود .وطبق قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي چنانچه يکي از شرط وشروط مطرح شده در ماده 16 اين قانون پيش آيد فرد مجاز به اختيار همسر جديد خواهد بود. البته از نظر عرف جامعه ؛با توجه به وضعيت اقتصادي ومعيشتي ونيز فرهنگي ،اختيار همسر دوم ودر اصطلاح تعدد زوجات ،عمل قبيح شمرده مي شود وچندان مورد مقبول جامعه نيست .مگر در موارد خيلي نادر،که به شرايط اقتصادي وفرهنگي آن محل بستگي دارد. قوانین اسلام براساس نیازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، زیرا ممکن است هر زنى از آمدن رقیب (در زندگى ناراحت بشود، ولى وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن مى‏شود.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعى باید مورد مطالعه قرار داد. آن‏ها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مى‏کنند، کسانى هستند که یک مسئله سه زاویه‏اى را تنها از یک زاویه نگاه مى‏کنند، زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دیدهمسر اول، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم. با توجه به این واقعیات, دين مبين اسلام راه سوم كه حكيمانه‏ترين و بهترين راه است را گشوده و اجازه چندزنى را تنها به مردانى مى‏دهد كه توانايى كشيدن بارسنگين آن را به نحو عادلانه داشته باشند و دستورات اكيدى در اين زمينه براى آنان وضع نموده است و اين نه تنها به ضرر زنان نيست بلكه درواقع بيشتر براى تأمين مصالح و منافع آنان است. علاوه بر اين كه بر حل معضلات اجتماعي، گاهي بايد ميان بد و بدتر، بدتر را رها كرد. البته رفتار ناخوشايند برخي مردان بوالهوس را نبايد به حساب نقص قانون گذاشت بلكه كساني كه از جهت اخلاقي و فرهنگي ناهنجار باشند اگر قانون تعدد زوجات هم نباشد از راه هاي ديگر چه بسا خطرناك تر موجب اذيت و آزار مي شوند.