پیدایش فرقه های اسلامی

تعداد مذاهب اسلام چند فرقه مي باشد و هر مذهب چگونه شكل گرفته است و اسلام كه فقط يك شاخه بوده به چه دلايلي به فرقه هاي مختلف تبديل شده است؟ براي اطلاعات بيشتر به چه كتابي مراجعه نمايم.

3004.jpgفرق ومذاهب اسلامي ابتدا به دو گروه شيعه و سني است و هر يك ريز شاخه هايي دارند و عدد شماري آنها اعتباري است ولذا نمي توان عدد معيني را تعيين كرد .منشأ اختلاف در دين اسلام و پديد آمدن فرقه ‏هاى مختلف - كه فرقه‏ هاى شيعه و سنى بزرگ‏ترين آنها است كه هر كدام از آنها خود به گروهها وفرق ديگري تقسيم شدند - مى‏تواند دلايل گوناگونى داشته باشد؛ از جمله:
الف) انديشه‏هاى كلامى: بى‏شك نظرات متفاوت درباره مسائل كلامى موجب انشعاب در دين اسلام گرديده است، چنان كه مسيحيت نيز در اثر اين عامل، به فرقه‏هاى كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس منشعب گرديده است. موضوعاتى همچون: نيل به مفاهيم قرآن با لحاظ فهم و درك ائمه(ع)، معنا و مفهوم حسن و قبح ذاتى و عصمت و مصونيت از خطا در ائمه اطهار(ع) باعث اختلاف شيعه و سنى شده است.
ب ) انديشه‏هاى سياسى: مهم‏ترين نقطه جدايى ميان شيعه و سنى در طول تاريخ، اين مسأله بوده است. شيعه معتقد است كه جانشين رسول الله(ص) در امر حكومت، تنها ائمه مى‏باشند؛ اما اهل تسنن بر خلاف آن قائلند.
ج ) انديشه‏هاى فقهى و حديثى: فقه شيعه مبتنى بر منابع چهارگانه؛ كتاب، سنت، عقل و اجماع است، اما منابع اهل سنت متكى بر كتاب، سنت، قياس و استحسان است. در نظر شيعه، تمامى احاديث منقول از صحابه و تابعين را نمى‏توان يكجا پذيرفت؛ زيرا برخى از آنها ساختگى‏اند و برخى از اصحاب فاقد عدالت گرديده‏اند؛ اهل تسنن بر اين باور است كه بايد سخنان تمامى صحابى پيامبر(ص) را پذيرفت. اين عوامل دست به دست هم داده و باعث اختلاف مسائل شرعى - كه كارهاى روزمره جامعه مسلمانان را تشكيل مى‏دهد - گرديده است؛ مانندآداب وضو، نماز، روزه و... بى‏ترديد جمود بر احاديث ساختگى و قياس و استحسان و غفلت از مفاد صحيح آيات قرآنى و احاديث معتبر، به اختلافات فوق دامن زده است.
تاريخ پيدايش شيعه در زمان خود پيامبر اسلام، «شيعه علي» در ميان مردم معروف بود و پيامبر اسلام اين كلمه ها را به كار مي بردند. وقتي كه آيه هفتم و هشتم سوره البينه «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ؛ جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» نازل شد پيامبر خدا(ص) به علي(ع) فرمود: «يا علي! هو انت و شيعتك، تأتي انت و شيعتك يوم القيامه راضين مرضيين»؛(الدر المنثور، ج 1، ص 379 و غايه المرام، ص 326). يا علي اينها تو و شيعه تو هستند. تو و شيعه ات روز قيامت مي آييد در حالي كه از خدا راضي هستيد و خداوند هم از شما راضي است. اين حديث، دو بار عبارت شيعه علي را آورده است و از زبان پيامبر وارد شده است و به خاطر همين در همان زمان شيعه علي بر سر زبان ها بوده است. در حديث هاي ديگر هم همين مضمون آمده است. پس اولين بار توسط خود پيامبر، كلمه شيعه علي براي مسلمانان گفته شده است و حتي در زمان خود پيامبر اسلام كساني همچون سلمان، ابوذر، مقداد و عمار به عنوان شيعه علي معروف شده بودند.(شيعه در اسلام، ص 5، پاورقي شماره اول). پس از وفات پيامبر(ص) ابوبكر را خليفه كردند و طرفداران علي(ع) به اطاعت علي(ع) ماندند و خلافت ابوبكر را نپذيرفتند و از آن به بعد شيعه علي(ع) مشخص تر شد و پس از جنگ صفين صف شيعه و سني از هم به طور كامل جدا شد و در زمان حضرت امام صادق(ع) صف شيعه و سني به طور كامل از يكديگر متمايز شد.(براي آگاهي بيشتر مراجعه كنيد به كتاب «تاريخ پيدايش تشيع در ايران» نوشته هاي رسول جعفريان). اكثر بزرگان قريش نسبت به علي(ع) دشمني داشتند چون در جنگ ها پدران و خويشان كافر آنان به دست حضرت علي(ع) كشته شده بود و آنان كينه آن حضرت را به دل داشتند و براي همين پس از وفات پيامبر مانع خليفه شدن علي(ع) شدند و خودشان بر اوضاع و احوال مسلط شدند و هر كس هم پيرو علي(ع) شد، مورد ظلم و آزار قرار گرفت و وقتي كه معاويه سر كار آمد هر چه توانستند در حق شيعه علي(ع) ظلم كردند حتي امام حسين و همه بني هاشم را مورد ظلم قرار دادند و امام حسين(ع) و بسياري از خويشان او را در كربلا قتل عام كردند تا نسل حضرت علي نابود شود و خلفاي عباسي هم مانند امويان تلاش كردند تا نسل علي(ع) نابود شود و به خاطر همين، شيعه علي در اقليت ماند چون شيعه بودن مساوي بود با آزار و شكنجه و قتل و غارت شدن و كمتر كسي مي توانست اين همه آزار ها و شكنجه ها را تحمل كند. به طور كلي تاريخ شيعه همراه با اين شكنجه ها و ظلم ها و قتل ها بوده است. اين نكته را هم به خاطر داشته باشيم كه طرفداران حق هميشه كم هستند. علي(ع) فرمودك ايها الناس! لا تستوحشوا في طريق الهدي...»(نهج البلاغه دشتي، ص 422، خطبه 201). و فرمود: اصبر علي مراره الحق (شرح غرر، ج 2، ص 237).؛ بر تلخي حق صبر كن. اين سخنان مي فهماند كه حق تلخ است و وقتي كه تلخ شد كمتر كسي آن را مي تواند بپذيرد. پس علت اصلي كمي طرفداران حق، تلخي آن است و علاوه بر آن حق با هواهاي نفساني سازگار نيست و براي همين كمتر كسي آن را مي پذيرد
به عبارت ديگرفلسفه ي پديداري فرقه هاي مختلف : تمامي اديان در درون خود فرقه ها و شاخه ها و گرايش هاي گوناگون و بعضا متفاوتي دارند, طرح تفصيلي اين موضوع در دو دين بزرگ يهودي و مسيحي در اينجا امكان نداشته و تنها به ذكر علل پديداري فرقه هاي مختلف در اسلام اشاره مي شود;
اما قبل از آن تذكر دو نكته ضروري است:
اولا، اين علل گاهي در پيدايش يك جريان با يكديگر تداخل مي كنندو برخي اوقات هر علتي موجب پديد آمدن گروه خاصي گشته و در مواقعي علتي در مؤسس آن جريان نقش چشمگير داشته و علت ديگري در پيرو و پذيرنده ي آن مؤثر بوده است .
ثانيا، دو مسأله شاخص و ريشه اي منشأ بسترسازي براي پديد آمدن فرق گوناگون در اسلام گشته است . يكي در نخستين زمان فوت رسول اكرم (ص ) و مربوط به مسأله ي خلافت و امامت است و ديگري مرتبط با ماجراي حكميت در جريان جنگ صفين (نگا: في علم الكلام , احمد محمود صبحي , بيروت دار النهضه , چاپ اول , 1405 ق , ج 1, صص 32 - 34).
اما علل :
1. ضعف فكري و فرهنگي : اصولا محدوديت قواي ادراكي انسان و عدم توانايي او براي حل قطعي همه مسائل اعتقادي , از جمله مهم ترين علل اختلاف انسان هاست , در مواردي كه مسأله به روشني قابل حل نيست هر كس به حدس و گمان مي رسد كه ممكن است با حدس و گمان ديگران متفاوت باشد. در اين صورت است كه اختلاف نظرها آشكار مي شود. حضرت رسول (ص ) در مدت كوتاه رسالتش فرصت بيان همه مطالب را براي مردم نيافت ; از اين رو, لازم بود از سوي رسول خدا(ص ) جانشيني همچون او كه معصوم باشد كار را به عنوان امامت مسلمين و تبيين معارف قرآن و سنت نبوي ادامه دهند ولي چنين نشد. يكي از علل پيدايش غلات را در همين امر مي توان جست , (نگا: بحارالانوار, محمدباقر مجلسي , بيروت مؤسسه الوفاء, چاپ دوم , 1983 م , ج 25, ص 288, روايت 44).
2. تعصبات قبيله اي : پس از وفات پيامبر(ص ), مردم به جاي اين كه در مراسم خاكسپاري شركت كنند, هر گروهي مدعي شد كه حق خلافت از آن اوست . بنابر شواهد تاريخي هيچ يك از انصار و مهاجران در تعيين جانشين پيامبر(ص ) از قرآن و سنت رسول خدا(ص ) يا از مصلحت امت سخن نگفت , بلكه سخن در اين بود كه جانشيني پيامبر حق گروه انصار است يا مهاجر و چون در ميان انصار دو قبيله ي اوس و خزرج بود اين دو نيز به رقابت برخاستند و به دليل همين مخالفت مهاجران غالب شدند, (نگا: جانشيني حضرت محمد(ص ), ويلفردمادولونگ , ترجمه ي احمد نمايي , جواد قاسمي و... مشهد, بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي , چاپ اول , 1377 ش , صص 47 - 65 و قيام حسين (ع ), دكتر سيد جعفر شهيدي , تهران , دفتر نشر فرهنگ اسلامي , بهمن 1359, صص 26 - 36).
3. مادي : از منابع تاريخي و روايي معلوم مي شود گروهي بوده و هستند كه مثلا با جعل مطالب و اخبار غلوآميز و انتشار آن , توجه عده اي را به خود جلب كرده و از مواهب و فضل و بخششهاي مادي آنان بهره مند شوند; مانند مغيره بن سعيد كه در تمام عمر خود در تلاش بود تا مرام جديدي احداث كرده و گروهي متشكل پديد آورد تا به اهداف مادي و دنيايي خود برسد, (نگا: ابن ابي الحديد, شرح نهج البلاغه , تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم بيروت , دار احياء الكتب العربيه , چاپ دوم , 1385 ق , ج 8, ص 21 و شهرستاني ابوالفتح , الملل و النحل , بيروت , دار المعرفه للطباعه و النشر, چاپ دوم , بي تا, ص 83) يا برخي براي آن كه مي خواستند در محيط اسلامي راهي براي مباح كردن گناهان و ترك واجبات و فراهم ساختن بساط عيش و عشرت توأم با توجيه شرعي پيدا كنند تا توده هاي ناآگاه مسلمان به آن ايمان آورده آنگاه به كمك همين توده هاي ناآگاه تشكيلاتي به وجود آورده و به اهداف خود كه همان بسط اباحه گري بوده دست يابند. برخي از مورخان ملل و نحل يكي از علل پيدايش فرقه ي غلات را همين امر دانسته اند. (نگا: الاشعري , سعد بن عبدالله ابن خلف , المقالات و الفرق , تصحيح محمدجواد مشكور, تهران , مركز انتشارات علمي و فرهنگي , چاپ دوم , 1360 ش , صص 51 - 52)
4. سياسي : سياست بازاني كه بيشتر به اهداف غلط خود مي انديشند براي نيل به مقصود خود از حربه هاي گوناگوني استفاده مي كنند و يكي از اين حربه هاي قوي و كارآمد ايجاد فرق و نحله هاي گوناگون مذهبي است . اينان با به وجود آوردن چنين فرقه هايي يك سلسله مسائل و آموزه هاي دور از ذهن و عقل را وارد جريان مخالف خود مي كردند تا به آن آسيب وارد كرده و آن را در مقابل چشم ديگران ناميمون جلوه دهند. مانند برخي از اخبار در مورد ائمه (ع ) كه به دور از حقيقت و واقعيت است. (نگا: الذهبي , ابي عبدالله محمد بن احمد بن عثمان , ميزان الاعتدال في نقد الرجال , تحقيق علي محمد البجاوي , دار احياء الكتب العربيه , چاپ اول , 1382 ق , ج 2, ص 45) يا پديداري فرقه ي كيسانيه كه پيروان مختار بن ابي عبيده ثقفي تلقي شده اند براي تضعيف ديدگاه و حركت مختار از سوي مخالفانش پديدار شد, (نگا: صفري فروشاني , نعمت الله , غاليان , مشهد, بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي , چاپ اول , 1378 ش , صص 83 - 89)
5. گسترش حوزه جغرافيايي اسلام با فتوحات مسلمانان , به تدريج پيروان اديان و عقايد ديگر وارد حوزه حكومت اسلامي شدند. گروهي از اين افراد كه مسلمان شده بودند به طرح مسائل و مشكلات خود براي مسلمانها پرداختند و آنها كه بر دين خود باقي مانده بودند در اين مسائل با مسلمانان مجادله مي كردند اين مسأله در اواخر حكومت بني اميه و اوائل حكومت عباسيان به دليل ترجمه ي فلسفه ي يونان شدت بيشتري گرفت و باعث پديداري برخي از فرقه ها شد. بر اساس گزارش دكتر حسين عطوان , قدريه ديدگاههاي خود را از تأثيرپذيري يهوديان و مسيحيان مسلمان شده ي شامي صورت مي دادند, (نگا: فرقه هاي اسلامي در سرزمين شام در عصر اموي , دكتر حسين عطوان , ترجمه ي حميدرضا شيخي , مشهد, بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي , چاپ اول , 1371 ش , صص 31 - 33 و نيز نگا: تاريخ الجدل , محمد ابو زهره , قاهره , دار الفكر العربي , صص 76 - 81 و نيز الميزان , علامه سيد محمدحسين طباطبايي (ره ), موسسه الاعلمي للمطبوعات , ج 5, ص 276)
6. منع حديث , يكي ديگر از عوامل پديداري فرقه هاي گوناگون اسلام گشت , زيرا با جلوگيري از ضبط و تدوين حديث كه در واقع ترجمان اصلي و مفسر حقيقي وحي به شمار مي رفت , اسرائيلياتي وارد آموزه هاي ديني گشت و موجب پديداري هرج و مرج در اعتقادات اعمال , اخلاق و آداب و حتي جوهره و كنه دين وارد كرد و اين خود موجب پيدايش بدعت هاي يهودي و مسيحي در آموزه هاي اسلام گرديد, (نگا: معالم المدرستين , علامه سيد مرتضي عسگري , قم , لكنه اصول الدين و المجمع العلمي الاسلامي , چاپ ششم , 1416 ق (1996 م ), ج 2, ص 57) اين موضوع را به خوبي مي توان در تفاسير قرآن رهيابي كرد, (در اين باب نگا: پژوهشي در باب اسرائيليات در تفاسير قرآن , دكتر محمدتقي دياري , تهران , دفتر پژوهش و نشر سهروردي , چاپ اول , 1379 ش , مجموع كتاب) اين موارد بخشي از علل پيدايش فرقه ها در اسلام بود.
به اعتقاد شيعه اماميه , هيچ كس جز نبي اكرم (ص) حق تشريع , تفسير و تبيين احكام الهي را ندارد. پيامبر اكرم (ص) از طريق اتصال به منبع غيب , از احكام الهي مطلع مي شدند و مأمور به تبليغ اين احكام بودند. پس از پيامبر اسلام طبق نص و تصريح ايشان , ائمه (ع) براي تبيين احكام الهي (و نه تشريع آن) منصوب شده اند. از جمله طبق حديث مورد اتفاق جميع فرق مسلمين : «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شيء گرانبها ميان شما باقي مي گذارم : كتاب خدا و اهل بيتم , مادامي كه به اين دو چنگ بزنيد گمراه نخواهيد شد». اگر ائمه (ع ) حكمي يا كيفيت عملي را بيان مي كنند, صرفا بيان حكم الهي و نحوه عمل و سيره رسول اكرم (ص ) است و از پيش خود چيزي را تشريع نمي كنند.
منشأ پيدايش برخي تفاوت ها در كيفيت نماز و وضو، به دو عامل اساسي برمي گردد:
1- دور شدن از عصر حضور پيامبر اكرم (ص ) و پيدايش سؤالات جديد: با رحلت رسول اسلام , دوران دسترسي به كسي كه مبين حكم الهي بود به سر رسيد. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبي اكرم و پيدايش مسائل و سؤالات جديدي در زمينه هاي مختلف (از جمله در زمينه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - كه راه دسترسي به بيانگر حكم الهي را بسته مي ديدند - براي يافتن پاسخ سؤالات خود, با اجتهاد و سليقه خود به پاسخ آنها پرداختند. اما از ديدگاه شيعه، ائمه معصومين , مفسر و بيانگر حكم الهي بعد از نبي اكرم و بنا به سفارش ايشان بودند. آنان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبي اكرم , نيز دسترسي به مبين و مفسر احكام الهي داشتند و ائمه (ع ), آنچه را كه حكم الهي بود تبيين مي كردند; مثلا در مسائلي چون : آيا مي توان با كفش نماز خواند؟ آيا اگر بر روي زمين و محل سجده نمازگزار, چيزي غير از اجزاي زمين (مثل فرش ) فاصله شود, مي توان بر آن سجده كرد يا نه ؟ آيا خواندن سوره هايي كه سجده واجب دارد در قرائت نماز جايز است و..., در حالي كه اهل سنت در اين امور به فهم و رأي خود استناد كرده اند.
2- تغييرات و تشريعاتي كه از سوي خلفا, پس از رحلت رسول اكرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تكتف (دست بسته نماز خواندن ), عموما از زمان عمر خليفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتي اسيران فارس را نزد وي آوردند, آنان مقابل عمر دست بسته ايستادند. وي علت اين عمل را جويا شد, گفتند ما مقابل اميران و بزرگان خود به جهت احترام اين گونه مي ايستيم . عمر از اين نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز اين گونه بايستيم (مستند العروه الوثقي , آيت الله خويي , ج 4, ص 445 - جواهرالكلام , ج 11, ص 19). در مسأله وضو آمده است كه وضوي همه ي مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدي داشته و مانند وضوي كنوني شيعه بوده است . اين مسأله با آيه قرآن نيز تطبيق دارد كه مي فرمايد: «وامسحوا برؤوسكم و ارجلكم»؛ (مائده , آيه 6) در اين آيه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است , در حالي كه اهل تسنن پاها را مي شويند, علت تغيير وضو اين بود كه عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگي وضوي پيامبر گرفتار ترديد شد, او سپس وضوي پيامبر را به شكلي كه اكنون در ميان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. اين قضيه مورد مخالفت بسياري از صحابه پيامبر واقع شد, لكن حكومت اموي بنا به اغراض سياسي در نقاط مختلف اسلامي شيوه عثمان را تبليغ كردند و شرايطي به وجود آوردند كه برخي از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاكم را نداشت و در نتيجه اين گونه وضو گرفتن رواج يافت . براي آگاهي بيشتر ر . ك :
==المقالات و الفرق , تصحيح محمدجواد مشكور, تهران , مركز انتشارات علمي و فرهنگي , چاپ دوم
=== فرقه هاي اسلامي در سرزمين شام در عصر اموي , دكتر حسين عطوان , ترجمه ي حميدرضا شيخي , مشهد, بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي , چاپ اول
==الملل والنحلل شهرستاني
==فرهنگ فرق ومذاهب
=====دايره المعارفها.