پیامبری زرتشت

آيا زرتشت پيامبر است؟ كتابش الان در دسترس است ؟

مشهور است كه زرتشت پيامبر بوده است ؛ امّا دليلي قانع كننده در اين باب وجود ندارد. نام وي در هيچ كتاب آسماني يا در گفتار هيچ انسان معصومي به عنوان پيامبر ذكر نشده و دلائل تاريخي متقني نيز وجود ندارد كه وي پيامبر بوده باشد. در اين كه او ادّعاي نبوّت داشته شواهدي وجود دارد ؛ امّا در اين كه در ادّعاي خود صادق بوده دليلي در دست نيست. تحقيقي در آيات و روايات اهل بيت(ع)خداوند متعال در آيه 17 سوره حج مي فرمايد:« إنِ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ شَهيد؛ مسلّماً كسانى كه ايمان آورده اند، و يهود و صابئان و نصارى و مجوس و مشركان ، خداوند در ميان آنان روز قيامت داورى مى كند؛خداوند بر هر چيز گواه(و از همه چيز آگاه) است.»بسياري از فقها و مفسّرين و از جمله علامه طباطبايي در الميزان از اين آيه شريفه استفاده نموده اند كه مجوسيان اهل كتابند. در روايات معصومين (ع) نيز تصريح شده كه مجوسيان داراي پيامبر الهي و كتاب آسماني بوده اند ؛ ولي دينشان به اصالت خود باقي نمانده است.[1] امّا در مورد نام پيامبر و كتاب مجوسيان در روايات اهل بيت(ع) سخني گفته نشده است. لكن در روايتي از امام صادق(ع) آمده است كه شخصي به نام زرتشت در ميان مجوسيان ادّعاي نبوّت نمود و عدّه اي را به آيين خود درآورد ولي عدّه اي ديگر منكر او شده و وي را از شهر بيرون نمودند و درندگان بيابان او را خوردند. « ... قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْمَجُوسِ أَ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً فَإِنِّي أَجِدُ لَهُمْ كُتُباً مُحْكَمَةً وَ مَوَاعِظَ بَلِيغَةً وَ أَمْثَالًا شَافِيَةً يُقِرُّونَ بِالثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ لَهُمْ شَرَائِعُ يَعْمَلُونَ بِهَا قَالَ ع مَا مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ- وَ قَدْ بُعِثَ إِلَيْهِمْ نَبِيٌّ بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَأَنْكَرُوهُ وَ جَحَدُوا كِتَابَهُ قَالَ وَ مَنْ هُوَ؟ فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ خَالِدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ ع إِنَّ خَالِداً كَانَ عَرَبِيّاً بَدَوِيّاً مَا كَانَ نَبِيّاً وَ إِنَّمَا ذَلِكَ شَيْ ءٌ يَقُولُهُ النَّاسُ قَالَ أَ فَزَرْدُشْتُ؟ قَالَ إِنَّ زَرْدُشْتَ أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ فَآمَنَ مِنْهُمْ قَوْمٌ وَ جَحَدَهُ قَوْمٌ فَأَخْرَجُوهُ فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ فِي بَرِّيَّةٍ مِنَ الْأَرْض ؛ [سائل از امام صادق(ع)]پرسيد: از مجوس بفرماييد كه آيا خداوند بر ايشان پيامبرى مبعوث فرمود؟ زيرا من در ايشان كتابى محكم و مواعظى رسا و مثالهايى شافى يافته ام، و نيز آنان به ثواب و عقاب معتقد و برخوردار از دستوراتى دينى بوده و همه آن را رعايت مى كنند. امام(ع) فرمودند: هيچ امّتى نيست مگر اينكه در ميانشان انذار دهنده اى بوده است ؛ در ميان مجوس نيز پيامبرى با كتاب مبعوث شده ، ولى هر دو (آن پيامبر و كتابش) مورد انكار قوم واقع شدند. سائل پرسيد: آن پيامبر چه كسي بود؟ زيرا مردم فكر مى كنند او خالد بن سنان بوده. امام(ع) فرمودند: خالد ، عربى بدوى بوده ، نه پيامبر ، اين چيزى است كه مردم مى گويند. سائل پرسيد: آيا آن پيامبر زردشت بوده است؟ امام فرمودند: زردشت با زمزمه (كلامى نامفهوم) نزد ايشان آمد و ادّعاى نبوّت كرد، گروهى به او ايمان آورده ، و گروهى منكرش شدند و او را از شهر بيرون كردند و در همان جا خوراك درندگان صحرا شد. ... »[2]در اين روايت گرچه به نبوّت يا عدم نبوّت زرتشت تصريح نشده است ، ولي از ظاهر كلام چنين بر مي آيد كه پيامبر حقيقي مجوسيان زرتشت معروف نبوده است و زرتشت به دروغ دعوي نبوّت داشته است. شاهد اين استنباط ، تعبير «أَتَاهُمْ بِزَمْزَمَةٍ وَ ادَّعَى النُّبُوَّةَ » و « فَأَكَلَتْهُ السِّبَاعُ » است. چون اوّلاً نفرمود از جانب خدا ارسال شد بلكه فرمود پيش آنان آمد و ثانياً فرمود: با زمزمه اي پيش آنان آمد ؛ و زمزمه در لغت صداي نهان و غير قابل فهم را گويند. در حالي كه انبياء (ع) ، همواره با سخن بيّن و روشن مبعوث مي شوند. ثالثاً فرمود: زرتشت را درندگان خوردند. در حالي كه طبق برخي روايات ، درندگان به اولياي (ع) آسيب نمي رسانند.

در دسترس بودن کتاب زرتشت
كتاب زرتشت اوستا نام دارد كه به معناى اساس و بنيان و متن است . اين كتاب به خط و زبان اوستايى نوشته شده است كه به ايران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسكريت همريشه است . به عقيده بسيارى از محققان ، خط اوستايى در دوره ساسانيان (226 - 641 م .) پديد آمد و اوستا كه قبلا در سينه ها بود، به آن خط كتابت شد و به قولى اين كار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است .زردشتيان و پژوهشگران بر اين مساله اتفاق دارند كه اوستا در اصل بسيار بزرگتر بوده است كه به عقيده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته بود. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700 كلمه (يعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسك (كتاب يا بخش ) تقسيم مى شد و اوستاى كنونى نيز 21 نسك است .اوستا 5 بخش دارد:
1. يسنا (يعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از اين بخش گاتها ناميده مى شود (به معناى سرود). اين بخش كه مشتمل بر ادعيه و معارف دينى و معروفترين قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى كه ساير قسمتهاى اوستا را به پيشوايان دين زردشت نسبت مى دهند؛
2. ويسپرد (يعنى همه سروران ) مشتمل بر نيايش ؛
3.ونديداد (يعنى قانون ضد ديو) درباره حلال و حرام و نجس و پاك ؛
4. يشتها (يعنى نيايش سرود و تسبيح )؛
5. خرده اوستا (يعنى اوستاى كوچك ) درباره اعياد و مراسم مذهبى و تعيين سرودهاى آنها زردشتيان ، علاوه بر اوستا، تفسيرى به نام زنداوستا و كتب مقدس ديگرى به زبان پهلوى دارند.

داستان خلقت و دو گانه پرستى
كسى نمى داند گرايش زردشتيان به خدايان دو گانه (خداى نيكى و خداى بدى يا خداى روشنايى و خداى تاريكى ) در چه عصرى آغاز شده است . در قسمت گاتها (از يسناى اوستا) كه به خود زردشت نسبت داده مى شود، اهريمن در برابر خرد مقدس صف آرايى مى كند و نه در برابر آهورمزدا كه خداى واحد و فوق پروردگاران روشنايى و تاريكى است . همچنين گروهى از زردشتيان به نام زروانيان در عصر ساسانى پديد آمدند كه معتقد به خداى يكتا به نام زروان بودند و او را از خداى روشنايى و تاريكى برتر مى شمردند. اين فرقه پيروان بسيارى در ايران آن روز داشته است .در آيين زردشت ، آهور مزدا 6 دستيار دارد كه به منزله فرشتگان اديان ابراهيمى هستند. آن دستياران را امشاسپندان يعنى جاويدان مقدس ‍ مى نامند. آنها رهبرى دارند به نام سپنتامئنيو يعنى خرد مقدس و نامهاى خودشان از اين قرار است :1. وهومن (Vohuman)؛2. اشه وهيشته (vahishta-Asha)؛3. خشتره وائيريه (vairya-Xshathra)؛4. سپنته ارمئيتى (armaiti-Spenta)؛5. هئورتات (Haurvartat)؛6. امرتات (Ameretat).
پس از آنها يزتها قرار دارند كه 30 عدد از آنها معروفند. اينها تشكيلات خرد مقدس هستند. در مقابل ، اهريمن هم تشكيلاتى دارد.

پی نوشت ها:
[1] ر.ك:إرشاد القلوب إلى الصواب ؛ج 2 ،ص375 و الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج 2 ،ص346
[2] الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج 2 ،ص346

Tags: