پيامبر رحمت در نگاه انديشمندان غيرمسلمان

small_13860120171.jpgقرن‌هاست كه انديشمندان درباره محمد صلي‌‌الله عليه و آله دست به كار تأليف هستند. احساس خطر قدرت‌هاي سياسي و مذهبي حاكم بر اروپا و ساير كشورهاي مسيحي‌نشين و از سوي ديگر روحيه بي‌طرفانه و بي‌غرضانه تعداد معتنابهي از دانشمندان محقق در سراسر جهان موجب بروز نظريات متفاوت و ناهمگون درباره شخصيت اين رسول الهي شده است. طي ساليان دراز، اروپائيان كه متأثر از شكست در جنگ‌هاي صليبي بوده‌اند تا آنجا كه در توان داشتند عليه اسلام و پيامبر تبليغ سوء كردند و حتي زشت‌ترين تهمت‌ها و توهين‌ها را در حق حضرت محمد صلي‌‌الله عليه و آله روا داشتند.
بسيار طول كشيد تا اروپائيان اهل انصاف و تحقيق، آفتاب حقيقت را از پس ابرهاي دروغ بيرون بكشند و تصوير نادرستي را كه دانشمندان پيش از آنها خواه از سر عناد و خواه از سر غفلت و ناآگاهي از پيامبر اكرم صلي‌‌الله عليه و آله در طي ساليان دراز گذشته ترسيم كرده‌ بودند محو سازند و به جاي آن تصوير راستين پيغمبر را بنشانند.
در اين مقال كوتاه سعي شده است آراء تعدادي از سرشنا‌س‌ترين انديشمندان غيرمسلمان جهان بويژه اروپا در مورد رسول اكرم (با رعايت تقريبي ترتيب زماني ايشان) مورد بررسي قرار گيرد تا قياسي باشد با اقران و امثال ايشان كه از انصاف و واقع‌نگري برخوردار نبوده‌اند.

رنه دكارت:
پيامبر اسلام از صفات حميده‌اي برخوردار بوده است
رنه دكارت فيلسوف فرانسوي(1957-1650) به لحاظ زماني، اولين دانشمندي است كه آراي وي در مورد محمد صلي‌‌الله عليه و آله مورد بررسي قرار مي‌گيرد. او در كتاب تاثيرگذار خود به نام «روش گفتار» چنين مي‌گويد: ما و مسلمانان باهم زندگي مي‌كنيم، آنها به هر دو رسالت عيسوي و محمدي عمل مي‌كنند، ولي ما به رسالت دوم عمل نمي‌كنيم. اگر دادگستر بوديم با آنها در كنار هم قرار مي‌گرفتيم زيرا در رسالت آنها چيزي وجود دارد كه براي هر زماني ملايمت دارد و پيامبرشان كسي است كه عرب‌ها از تبري‌جستن از قرآن و فصاحت آن ناتوان مانده‌اند. بلكه تاريخ مردي فصيح‌تر در زبان، بليغ‌تر در منطق، و بزرگ‌تر در آفرينش مانند او نياورده بوده، و اين نشانه آن است كه پيامبر اسلام از صفات حميده‌اي كه به او اهليت يك پيامبر خاتم حلقه‌هاي انبيا را داده است برخوردار بوده و اكنون صدها ميليون انسان ديانت او را به گردن گرفته‌اند.1

فرانسوا فولتر:
در روح محمد[ص] چيزي نيكو است كه انسان را به شگفتي وا مي‌دارد
هموطن وي فرانسوا فولتر(1694-1778) رهبر جنبش مادي‌گرايي، مرد انقلاب عليه سلطه‌گران ديني و تمدني است. وي نابعه عصر خويش بود و تأليفات متعددي دارد كه يكي از آنها حضرت محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] نام دارد كه از شهرت خاصي برخوردار است. در اين كتاب آمده است: به درستي كه در روح محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] چيز عجيب، نيكو و دست‌اولي كه انسان را به شگفتي وامي‌دارد وجود دارد و قسم به جان خودم كه اين مرد يكه و تنها به سوي خدا دعوت كرد و به خاطر اين دعوت سال‌هاي متعددي اذيت و آزار را تحمل نمود و در مقابل امواج مشركان قرار داشت كه در راه كشتن او و انديشه‌اش مي‌كوشيدند... مزيت‌هايي كه حضرت محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] را به آنها لقب مي‌دهند، هر انتقادي را از ميان برمي‌دارد و در عوض چيزي جز اعجاب و تقدير از شخصيت او باقي نمي‌گذارد.2

توماس كار لايل:
آيا دروغگويي را ديده‌ايد كه توان آوردن ديني داشته باشد؟
نظر توماس كار لايل مستشرق انگليسي درباره اين پيغمبر عظيم‌الشأن به‌ حدي اصيل و صحيح و به اندازه‌اي به‌موقع و به‌جاست كه از ذكر آن نمي‌توان خودداري كرد. وي مي‌گويد: اين فرزند صحرا با قلبي عميق و چشماني سياه و نافذ و با روح اجتماعي وسيع و پرداخته‌اي، همه نوع افكاري را با خود همراه داشت، غير از جاه‌طلبي. رمز بزرگ هستي با همه دهشت و جبروت و با همه جلال و شكوه در نظر او روشن و آشكار مي‌درخشيد. هيچ‌گونه بدعت و ضلالتي آن حقيقت غيرقابل وصف را نمي‌توانست از او مكتوم و مستور بدارد.3

وي همچنين در كتاب محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] پيامبر هدايت و رحمت مي‌گويد: متعصبان و كافران گمان مي‌كنند كه محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] از دعوت خود، چيزي جز شهرت شخصي، افتخارات جاه‌طلبانه و تسلط نمي‌خواست...؛ براي هر انسان متمدني ننگ و عار است كه به گمان اينكه اسلام ديني دروغين است و يا [نعوذبالله] با اين گمان كه محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] دروغگو مي‌باشد گوش فرا مي‌دهد... آيا دروغگويي را ديده‌ايد كه توان آوردن ديني داشته باشد؟
توماس كارلايل در كتاب قهرمانان خود نيز حضرت محمد صلي‌‌الله عليه و آله را با كامل‌ترين شكل توصيف كرده و او را مورد ستايش و مدح قرار داده است.4

برتلمي سانت هليار:
محمد[ص] باهوش‌ترين فرد عرب در عصر خود بود
برتلمي سانت هليار، استاد فلسفه كالج دي‌فرانس از كشور سوئيس در كتاب خود، «همراه شرق»، چنين مي‌گويد: محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] باهوش‌ترين فرد عرب در عصر خود بود. بيشتر از آنها تقوا و ديانت داشت. سينه او گشاده‌تر و نسبت به دشمنان خود و دينش نرم‌خوتر بود. امپراتوري او جز به برتري او نسبت به رجال معاصرش پابرجا نشد. ديني كه براي آن دعوت كرده خير زيادي براي ملت‌هايي كه از آن پيروي نموده‌اند به همراه آورد.5

كارل ماركس:
بر ماست كه آن مرد عرب را رسول آسمان بر زمين بدانيم
جملات كارل ماركس دانشمند آلماني در مورد پيامبر اسلام قابل تأمل است. وي از مردان سياست، فلسفه اجتماعي و نويسنده بيانيه كمونيستي است. در كتاب خود به نام «زندگي» مي‌گويد: به درستي كه آن مرد عرب اشتباهات مسيحيت و يهوديت را درك كرد و با همتي كه عاري از خطر نبود در ميان اقوام بت‌پرست قيام نمود و آنان را به توحيد دعوت فرمود و جاوداني روح را در نهاد آنها كاشت. سزاوار نيست كه تنها در شمار مردان بزرگ تاريخ به شمار آيد، بلكه بر ماست تا به پيامبري او اعتراف نموده و او را رسول آسمان بر زمين بدانيم.6

لئون تولستوي:
محمد[ص] دست به كار عظيم و انقلاب بزرگي در جهان زد
فيلسوف روسي لئون تولستوي داستان‌نويسي است كه به اصلاح اجتماعي اشتغال داشت و عليه پيشواياني از قبيل فرمانروايان و اكليروس قيام نمود و راه را براي انقلاب و نشر انديشه كمونيستي هموار كرد. وي در كتاب خود «انسان و زندگي» چنين مي‌نويسد:
به‌درستي كه محمد[ص] كه اكنون دويست ميليون نفر به رسالت او ايمان دارند به كار بسيار بزرگي قيام كرد. او ديده بت‌پرستان را به نور ايمان روشن ساخت و اعلام فرمود كه همه افراد بشر در بارگاه خداي پاك برابر هستند، و حقيقتي كه شكي در آن نيست آن است كه محمد[ص] دست به كار عظيم و انقلاب بزرگي در جهان زد. وي در كتاب ديگر خود، «حكمت‌هاي محمد[ص]» مي‌گويد: هركس بخواهد درباره تساهلي كه اسلام دارد تحقيق كند بر او لازم است تا در قرآن كريم كتابي كه محمد[ص] آورد امعان نظر كند و آيات شريف آن را كه بر روح پيامبر اسلام نازل شده و آيه ذيل نيز آن جمله است مطالعه كند: همگان به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و از نعمتي كه خدا براي شما ارزاني داشته است، ياد كنيد.7 (آل عمران/103.)

گلدزيهر مجارستاني:
پيامبر عربي، مبادي و مبناهاي ديني برگزيده‌اي دارد
گلدزيهر مجارستاني خاورشناسي است كه در برلن، بوداپست و دانشگاه مصر در رشته فرقه‌هاي اسلامي تحصيل كرد و تعدادي كتاب درباره اسلام نگاشت كه از جمله آنها كتاب عقيده اسلام و شريعت آن مي‌باشد. وي مي‌نويسد: حضرت محمد[ص] پيامبر عربي، مبادي و مبناهاي ديني برگزيده‌اي دارد كه با اديان يهوديان، مسيحيان و غيره اختلاط داشت و آنها را شايسته‌ بيدار كردن شعور ديني قوم خويش مناسب مي‌دانست. اين مباني كه اقتباسي از اديان ديگر است به عقيده او براي تثبيت انسان بر طبق اراده الهي ضرورت دارند. لذا آنها را به صداقت، امانت و بر اساس الهامي تلقي كرد كه تاثيرات خارجي آن را تاييد مي‌كردند. وحي الهي بر او نازل شد و او به وحي بودن آنچه به زبان او وحي شده بود باور داشت.8

جواهر لعل نهرو:
محمد[ص] عزت و مناعت را براي امت خويش مهيا ساخت
جواهر لعل نهرو نخست‌وزير هند در كتاب خود «نگرشي بر تاريخ جهان» چنين مي‌گويد: محمد[ص] براي نشر رسالت خود شتاب نداشت بلكه مدتي در سكوت زندگي كرد. مايه شگفتي و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آنجا كه او را امين لقب دادند او به خود و پيامبري خود باور داشت و با اين اعتماد و ايمان، وسايل اقتدار، عزت و مناعت را براي امت خويش مهيا ساخت و آنها را از مردماني ساكن صحرا به سروراني مبدل كرد كه نصف جهان شناخته‌شده زمان خود را فتح كردند.9

پروفسور آلن دوسيله:
هيچ‌يك از پيامبران نتوانسته‌اند مقامي مانند محمد[ص] داشته باشند
پروفسور آلن دوسيله فرانسوي در كتاب آيينه اسلام شخصيت محمد[ص] را مورد بررسي قرار داده است: به طوري كه همه درباره وي مي‌گويند علاوه بر اينكه عرفان آسماني را بر مردم عرضه مي‌كرد اعمال زندگي و جهادهاي بزرگ و رسيدگي به امور مذهبي و سياسي او كاملاً حساب شده بود و آشكار بود كه قدرتي مافوق انساني، قدرتي كه غير از نيروي خدايي چيز ديگري نبود از خواسته‌هاي او پشتيباني مي‌كرد. قرآن هم كه برترين كتاب‌هاي آسماني است، اين مسائل را بخوبي تاييد مي‌كند. هريك از حركات و سكنات اين پيام‌آور بزرگ حاكي از يك دنيا شگفتي‌هاي بي‌مانند است او در معاشرت خود با ديگران، در معاملات بازرگاني، در نصايح و اندرزهايي كه به دوستان خود مي‌داد و‌000 بالاخره در كوچك‌ترين دقايق زندگي چنان والا و بزرگوار بود كه تاكنون هيچ‌يك از پيامبران نتوانسته‌اند مانند او مقامي چنين بالا و ارزنده داشته باشند. آيا براي شناختن اين شخصيت بزرگوار لازم است مسلمان باشيم تا بدانيم او چه انقلاب اخلاقي بوجود آورده است؟ نه هرگز! زيرا شكوفايي قانون او چنان روشني در جهان بوجود آورد كه همه مردم دانستند فرمان او شامل حقايق تازه‌اي است كه تا آن روز كسي درك نكرده بود.10
دوسيله سپس جوانب مختلف رسالت پيامبر را مورد بررسي قرار مي‌دهد و چنين مي‌نويسد: رسالت محمد[ص] تنها يك رسالت ديني نبود بلكه يك رسالت اجتماعي و اقتصادي هم به شمار مي‌آمد. ايجاد يك نهضت اجتماعي و اقتصادي در سرزميني مثل عربستان در 14 قرن قبل از اين با آن رسوم و شعائر كه مختصري از آن ذكر شد، واقعه‌اي فوق‌العاده بوده است و محمد[ص] اين رسالت بزرگ را برعهده گرفت. براي نشان دادن اين حقيقت در شش هزار و دويست و نوزده آيه قرآن دلايل متعددي وجود دارد.11

كونستان ويرژيل گيورگيو:
محمد بن عبدالله[ص] يك رنجبر به معناي واقعي بود
كونستان ويرژيل گيورگيو در كتاب «محمد[ص] پيغمبري كه از نو بايد شناخت» مي‌نويسد: محمد بن عبدالله [صلي‌‌الله عليه و آله] يك رنجبر به معناي واقعي بود. در بين مشاهيري كه در دوره طفوليت و آغاز جواني رنج برده‌اند هيچ‌كس را نمي‌توان يافت كه به اندازه پيغمبر اسلام در كودكي و جواني رنج برده باشد.12
نويسنده بعد از آوردن جريان تشكيل سپاه داوطلب (حلف‌الفضول) توسط پيامبري كه هدف از آن حمايت از مظلومان بود مي‌نويسد: محمد[ص] با تشكيل سپاه داوطلب نشان داد كه بايد حق يك مظلوم را از ستمگر گرفت و به او داد و لو قبيله‌اي نيرومند نداشته باشد، يا قبيله‌اش حاضر نباشند براي احقاق حق مظلوم فداكاري كنند. يك قسمت از اقدامات محمد[ص] در سنوات قبل از بعثت نشان مي‌دهد كه وي بدون ترديد نبوغ و استعدادي برتر از ديگران داشته است.13
گيورگيو مي‌افزايد: از نظر اعراب جاهلي شجره خانوادگي و قبيله يكي بود و كسي كه رابطه خود را با قبيله‌اش قطع مي‌نمود بزرگ‌ترين مايملك مادي و معنوي خود را در اين جهان از دست مي‌داد. من از اين جهت به اين موضوع پرداخته‌ام كه مي‌بينم تذكره‌نويسان مسلمان متوجه اهميت فداكاري محمد[ص] هنگام مهاجرت از مكه به مدينه نشده‌اند. محمد[ص] اره‌اي به دست گرفت و براي پيشرفت اسلام، شجره خانوادگي خود را قطع كرد. شجره خانوادگي عرب باديه را به اجداد و خويشاوندانش مربوط مي‌كند. او از اجداد براي زندگي سرمشق و از خويشاوندان كمك مي‌گيرد و وقتي آن درخت قطع شد نه اجداد راه زندگي مي‌آموزند و نه خويشاوندان ياري مي‌كنند و مثل اين مي‌ماند كه انسان در وسط دو پهنه نامحدود كه يكي پهنه صحراي بي‌پايان و سوزان عربستان و ديگري پهنه آسمان آتشين آنجاست، مطلق مي‌ماند.14 هجرت بين دنياي قديم و جهان جديد حد فاصل شد و عهد جاهليت را از دوره اسلام جدا كرد و مزاياي طبقاتي و قبيله‌اي را از بين برد.15

سر توماس آرنولد:
محمد[ص] نمونه كامل يك داعي و مبلغ اسلامي است
سر توماس آرنولد شرق‌شناس انگليسي، پيامبر و زندگي ايشان را بعنوان يك مبلغ مورد بررسي قرار داده است. وي مي‌گويد: زندگي بنيان‌گذار اسلام و موسس تبليغات اسلامي طبقاتي مي‌تواند ما را به مشخصات واقعي فعاليت‌هاي تبليغاتي در دين وي، اسلام راهنمايي نمايد. از نظر من محمد[ص] نمونه كامل يك داعي و مبلغ اسلامي است.
وي سپس در فصل‌هاي سيزده‌گانه كتاب خود، تاريخ گسترش اسلام به توسعه و انتشار اسلام در بين ملل و اقوام مختلف دنيا پرداخته است.16

جان ديون‌پورت:
پيامبر اسلام عارف و عامي را يكسان تحت نفوذ قرار مي‌داد
جان ديون‌پورت انگليسي بعد از توماس كارلايل، بصيرترين و دقيق‌ترين و منصف‌ترين محققي است كه با فكري روشن و با جوانمردي از اسلام و شارع مقدس آن فاضلانه دفاع كرده است.
وي در كتاب خود «عذر تقصير به پيشگاه محمد[ص] و قرآن» چنين مي‌گويد: چنان قدرت نبوغي در نهاد او به وديعت گذاشته شده بود كه عارف و عامي را يكسان تحت نفوذ قرار مي‌داد. مانند هر دوست و هر همكاري لطيف‌ترين احساسات طبيعي بشري را از خود بروز مي‌داد. ولي با اينكه تحت تاثير عواطف رقيق و احساسات لطيف قرار مي‌گرفت و اغلب وظايف اجتماعي داخلي را شخصاً انجام مي‌داد، حيثيت و عنوان پيغمبري را به خوبي حفظ مي‌كرد. مع‌ذلك اين مرد حقيرترين و ناچيزترين كارهايي را برعهده مي‌گرفت كه قلم تواناي هيچ نويسنده‌اي نمي‌تواند كراهت هر ناچيز بودن آن را مكتوم و مستور سازد. اخلاص و واقعيت دعوت او در راه خيرخواهي و بشردوستي، پس از وفاتش به دليل خالي بودن صندوق‌هايش ثابت و محقق گرديد.17

مونتگمري وات:
پيامبر اسلام داري حكمت و بينش بود
مونتگمري وات، رئيس بخش عربي دانشگاه ادينبورو اسكاتلند بود. وي داراي وسعت نظر و اطلاعات و دقت در تحقيق و عاري از اغراض و تعصبات بود. وات منابع بسيار معتبر و اصيل اسلامي و همچنين مأخذ‌هاي اروپايي را بدقت تمام از زير نظر گذرانيده و با سعه خاطر وظيفه‌اي را كه هر حقيقت‌جويي در دفاع از حقوق يك انسان بزرگ در برابر مخالفان بي‌خبر و ناآگاه وي دارد ادا كرده است. وي در كتاب «محمد[ص]، پيامبر و سياستمدار» كه نه فصل دارد علل توفيق پيغمبر اسلام را در راه هدف مقدسي كه در پيش داشته تجزيه و تحليل كرده و كوشيده است كه كليه تدابير او را براي تأسيس جامعه اسلامي توجيه كند و صحيح و معتبر بودن آنها را نشان دهد. او كوشيده است با بياني كه براي محققان و مردم مغرب زمين قابل فهم باشد، شخصيت پيامبر را معرفي كند و و به كساني كه در طي قرون متمادي ناجوانمردانه به وي تافته‌اند جواب بگويد. به نظر او بي‌تركيب قابل ملاحظه‌ صفات محمد صلي‌‌الله عليه و آله، احتمال توسعه، نشر و گسترش اسلام نمي‌رفت و قدرت نظامي عرب ممكن بود صرف حمله به سوريه و عراق گردد و بي‌نتيجه بماند. اين صفات به سه دسته تقسيم مي‌شود:
1- موهبت پيامبري محمد[ص]: بوسيله او دنياي عرب داراي قالبي از افكار شد كه به وسيله آن از بين بردن ناخرسندي‌هاي اجتماعي امكان‌پذير گرديد. اساس اين قالب توجه به علل ناخرسندي‌هاي اجتماعي زمان و به كار بردن آن بود.
چنان كه مستمع را تا عمق احساسات و وجودش به حركت در آورد.
2- حكمت و تدبير سياستمدارانه محمد[ص]: ساختماني كه در قرآن بوجود آمد قالبي بيش نبود. اين قالب براي آن بود كه بتوانيد سياست‌هاي واقعي و سازمان‌هاي واقعي را نگهداري كند. حكمت و دانش پيامبر اسلام درباره پيش‌بيني، ترسيم راهبرد و اصلاحات اجتماعي با توسعه سريع دولت او نشان داده شده است كه چگونه پس از رحلت وي به صورت امپراتوري جهاني درآمد و سازمان‌هاي اجتماعي در بيشتر نقاط دنيا از آن كسب و تقليد كردند و سيزده قرن است كه اين كار ادامه دارد.
3- هنر و مهارت محمد[ص]. هنر او در اداره كردن و حكمت و بينش او در انتخاب افرادي است كه كارهاي اداري را به آنان واگذار كرد. سازمان‌هاي سالم و سياست سالم اگر با اجراي امور به طور صحيح توأم نباشد ادامه نخواهد يافت. وقتي محمد[ص] درگذشت دولتي كه او تاسيس كرده بود پايه گرفته بود. چنانكه مي‌توانست فقدان او را تحمل كند و همين كه از اين تشويش و سوگواري رهايي يافت با سرعت ره به توسعه گذاشت. اگر موهبت پيامبري و تدبير قدرت اداري و بالاتر از همه اعتماد او به خدايي كه او را فرستاده است نبود فصل مهمي از تاريخ بشريت رقم نمي‌خورد.18

راميز ماريا ريكله:
نزديكي پيامبر اسلام به خداوند محصول ذات پاك او بود
در قرن بيستم زماني كه آيت الله خميني حكم قتل سلمان‌رشدي مولف كتاب آيات شيطاني و ناشران انگليسي‌اش را صادر كرد غربي‌ها اين اقدام را بعنوان تهديدي جدي عليه آزادي بيان تلقي كردند. اقدام سلمان رشدي بويژه از آن جهت توهين‌آميز بود كه به طور فوق‌العاده‌ جدي از سوي غربيان مورد حمايت قرار گرفته بود. چنين به نظر مي‌رسيد كه رشدي به جنگ‌هاي صليبي مسكوت، اما كهن و ريشه‌دار اهل قلم، جاني تازه بخشيده بود. با اين همه قرن بيستم هرگز چنين آغاز نشده بود. يك صد سال پيش از اعلان فتواي امام خميني(ره)، نيچه آلماني اعلام كرده بود كه «خدا مرده است» و در سال‌هاي مياني دو جنگ جهاني پيشر‌فت‌هاي بي‌سابقه‌ در عرصه‌هاي تكنولوژي و علوم به طور جدي از كشش و گيرايي مذهب براي اكثر مردم اروپا كاسته بود. و اين وضعيت زمينه‌اي را فراهم آورده بود تا عده كثيري از انديشمندان، واقع‌بينانه‌تر و با تعصب كمتري به ديگر اديان نظر افكنند. در واقع در بخش عمده‌اي از قرن بيستم علي‌رغم فضاي سياسي آشفته شرق اسلامي، بازنگري‌ها و ارزيابي‌هاي نويني از محمد[ص] و دين اسلام در آثار مكتوب اروپاييان به عمل آمد. از ميان اين انديشمندان يكي از بزرگ‌ترين شعراي متولد پراگ، ادبيات آلماني «راميز ماريا ريكله» نيز همچون گوته شيفته مشرق زمين و آرزومند آن شده بود تا در واقعيات كهن آن ديار براي بيهودگي زندگي توده‌‌وار شهري در اروپاي مدرن صنعتي جايگزيني بيابد. اشتياق وي براي رها شدن از بندهاي فرهنگ اروپاي و غرق شدن در سادگي زندگي شرقي هنگامي به اوج رسيد كه همسرش به سال 1907 از سفر به مصر بازگشت. وي نه تنها در قالب كلمات، بلكه در طرح‌هاي نقاشي‌اش صحنه‌هايي از زندگي در شرق و معنويت ذاتي ايمان و اعتقاد مسلمانان را براي «ريكله» ملموس ساخته بود. اين طرح‌ها حاوي تصاويري از كوزه‌گران كناره‌هاي نيل، حصيربافان و اعراب باديه‌نشين بود كه علي‌رغم تهيدستي و فقر مادي، نوعي آرامش و رضايت دروني در آن جلوه‌گر بود. اينان هنوز با سرچشمه حيات در ارتباط بودند؛ آنچه اروپاييان از مدت‌ها پيش با آن بيگانه شده بودند. وجود ريكله آكنده از احساسي عميق و آميخته با حسرت شده بود. وي بيش از پيش توجه خود را به دين اسلام معطوف كرد و حيرت و شگفتي خود را از شخصيت محمد صلي‌الله عليه و آله ابراز داشت. در همان سال ريكله شعري تحت عنوان نداي محمد[ص] سرود. در اين شعر شاعر، محمد صلي‌الله عليه و آله را به عنوان انساني سوادنياموخته (امي) به تصوير مي‌كشد. طبق نظر او نزديكي محمد صلي‌الله عليه و آله به خدا و پيوند او با واقعيات محصول ذات پاك و بكر او در مقام مردي صحرانورد بود. شعر تاثير شگرفي را كه شهود ذات احديت از طريق فرشته وحي يعني جبرئيل در وجود محمد صلي‌الله عليه و آله پديد مي‌آورد به تصوير مي‌كشد.19
تجربه ريكله از اسلام و شيوه نگرش مسلمانان در اثر فوق‌العاده تحسين‌‌برانگيز وي duino elegies به اوج پختگي و شكوفايي خود رسيد.

پروفسور آنه ماري شميل:
مرتبه عشق كامل وراي هر پيغمبر ديگري برازنده قامت محمد[ص] است
به سال 1922 در همان سالي كه ريكله اثر يادشده را كه از آن بعنوان تكليف‌نمايي زندگي‌اش ياد مي‌كند به پايان رساند، يكي از پرآوازه‌ترين كارشناسان در زمينه اسلام و عرفان اسلامي، آنه ماري شيمل، در شهر ارفورت آلمان چشم به جهان گشود. اگرچه ريكله همان‌طور كه خود اذعان داشته بود در تلاش براي دست يافتن به معناي باطني فلسفه ديني محمد صلي‌الله عليه و آله تنها به پوسته آن دست يازيده بود، شيمل به دركي ژرف و منحصر به فرد از عضويت اسلامي رسيد. وي كه به عنوان استاد مطالعات و پژوهش‌هاي اسلامي در چندين دانشگاه از جمله، بن، آنكارا، هاروارد به تدريس مشغول بود، در مصاحبه‌اي تلويزيوني، سلمان رشدي را به خاطر جريحه‌دار كردن احساسات مسلمانان به گونه‌اي اهريمني به‌شدت مورد انتقاد قرار داد.20
وي در يكي از آثار اصلي‌اش تحت عنوان ابعاد عرفاني دين اسلام، اين‌چنين مي‌نويسد: حتي تازه‌ترين پژوهش‌ها در مورد پيغمبر اسلام صلي‌‌الله عليه و آله كه صداقت و نگرش عميقاً مذهبي وي را نشان مي‌دهند هيچ‌چيزي از عشق عرفاني را كه پيروانش نسبت به او احساس مي‌كنند فاش نمي‌كند.21
پروفسور شميل در كتاب ديگر خود «محمد[ص]، رسول خدا» چنين مي‌گويد: پارسايان مسلمان كلمه خليل‌الله را منحصراً براي ابراهيم به كار بردند، چونان كه كليم‌الله (آنكه خدا با او سخن گفت) در حق موسي به كار مي‌رود و به‌راستي از اين جهت كه محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] را حبيب‌الله خواندند مي‌توان نتيجه گرفت كه اسلام دين عشق و محبت است زيرا مرتبه عشق كامل وراي هر پيغمبر ديگري برازنده قامت محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] است.22
شميل در مورد عصمت پيامبر اسلام صلي‌‌الله عليه و آله حديثي را به نقل از صوفيان مي‌آورد: زماني كه درباره شيطان، قواي پست و شهوات نفساني انسان از پيغمبر سوال كردند، پاسخ داد: اسلم شيطاني علي يدي فلا يأمرني الا بخير. مراد آن است كه انسان كامل، غرايز و شهوات خود را چنان رام كرده است كه در نهايت امر از آنها منحصراً براي اعمال نيكو و كارهاي خدايي استفاده مي‌كند. نزد صوفيان راز جهاد اكبر، يعني جدال دائمي با تمايلات پليد كه نمي‌شود آنها را زدود، اما مي‌توان بر آنها غلبه كرد و آنها را به ارزش‌هاي مفيد مبدل ساخت، همين است. حديث پيامبر صلي‌‌الله عليه و آله درباره «شيطان مغلوب او» اشارت به حقيقت روان‌شناختي بسيار مهمي دارد. از اين رو نه تنها براي عارفان بل نزد تجددطلبان نيز مثل شده است. در اين صورت پيغمبر [صلي‌‌الله عليه و آله] بر حسب خلق، كاملاً بري از گناه به نظر نمي‌آيد، بل به سبب تعالي به وقفه روحاني و از فيض حق مبدل به معصوم، بري از گناه شده است.23
شيمل در فصل نور محمد[ص]و مكتب عرفان همان كتاب چنين مي‌گويد: اگرچه محمد [صلي‌‌الله عليه و آله] به مراتب رفيع نوراني تعالي يافت و به مقامي رسيد از برخي جهات مانند شدني به لوگوس در الهيات مسيحي، اما در مقام انسان كامل، «عبده» بنده حق و مخلوق او باقي ماند؛ محبوب‌ترين آفريده او به يقين.24

داگهرت فن ميكوش:
پيامبر اسلام هستي خود را وقف اهداف والاي زندگي نموده است
يكي از ارزيابي‌هاي مطلوب از زندگي محمد صلي‌الله عليه و آله و دستاوردهاي او، كتاب محمد[ص]، تراژدي كاميابي (1932) نوشته داگهرت فن ميكوش بود. او در اين كتاب شخصيت محمد صلي‌الله عليه و آله را به لحاظ ذاتي، انساني مي‌داند كه سرشار از شور و اشتياق پارسايي و برخوردار از اصول ناب و متعالي اخلاقي است كه هستي خود را وقف اهداف والاي زندگي نموده است.25

آر.وي.سي. بادلي:
پيامبر اسلام هنوز در ميان مردم خود زندگي مي‌كند
از شرح حال نويسان اروپايي كساني بودند كه سال‌ها در بيابان و در ميان اعراب باديه‌نشين زيستند تا بتوانند احساسات و افكاري را كه مي‌توانست شخصيت محمد[ص] را تحت تاثير قرار دهد، در خاطر متصور و مجسم سازند. نمونه‌اي از اين گونه كوشش و تلاش عبارت بود از شرح حالي كه آر.وي.سي. بادلي تحت عنوان پيام‌آور به رشته تحرير درآورد كه خود يكي از توصيفات نادري است كه از چشم‌اندازي همگون با ديدگاه خود مسلمانان به شرح زندگي محمد صلي‌الله عليه و آله پرداخته است.
تصويرگري‌هاي بادلي با آنچه ريكله طي سفرهايش به مشرق زمين دريافته بود شباهت فراوان دارد. چه به تصوير او نيز گويي پيامبر اسلام هنوز در ميان مردم خود زندگي مي‌كند. بادلي با روشنفكري در باب صفا و صميميت تواضع و فروتني و طبيعت مهربان و سرشار از عاطفه محمد صلي‌الله عليه و آله در برابر ديدگاه‌هاي مخالف رايج در اروپا به دفاع و حمايت از او ادامه مي‌دهد. وي ديدگاه‌هاي مخالف را ناشي از اين مي‌داند كه اروپاييان از دامن رفاه و تجمل خانه‌هايشان به تصويرگري و تجسم احساسات و شيوه عمل محمد(ص) پرداخته‌اند. وي در شرح حال خود از پيامبر به خواننده خاطر نشان مي‌كند كه تمامي سوءتفاهمات و كينه‌توزي‌ها بين اسلام و مسيحيت به واسطه جنگ‌هاي صليبي به وجود آمد، و چنين نتيجه مي‌گيرد كه آنچه تقبيح‌گران «پيغمبران دروغين» ناديده گرفته‌اند اين است كه به هنگام ظهور اسلام اختلاف نظر ناچيزي بين مسلمانان و مسيحيان وجود داشت.26

رودي پارت:
تاريخ‌نويسان نبايد پيامبر عرب را با معيار مسيحي بسنجند
قرن بيستم همچنين شاهد احيا و از سرگيري تحقيقات آكادميك درباره اسلام در غرب بود. دوره‌اي كه در آن شخصيت محمد(ص) با ديدگاه‌هاي انتقادي و علمي مورد بررسي قرار گرفت كه همگي سعي در اثبات و تاييد صحت و اصالت منابع نخستين اسلامي داشتند. نمونه‌اي از اين شرح حال‌هاي انتقادي، محمد[ص] و قرآن نام داشت كه به قلم رودي پارت به رشته تحرير درآمد. وي استدلال مي‌كرد كه تاريخ‌نويسان نبايد به اشتباه، پيامبر عرب را با معيار مسيحي بسنجند و سرمشقي را كه مسيح به عنوان حاكم دنياي ملكوتي بنيان نهاده بود ملاك ارزيابي محمد(ص) قرار دهند. از نظر او اتهام بي‌صداقتي كه غالباً طي سده‌هاي متمادي تا دوره اخير عليه پيامبر مطرح شده است به‌راحتي قابل رد و ابطال است.27

ماكسيم رود منسون:
محمد[ص] نابغه‌اي مذهبي بود، يك انديشمند بزرگ سياسي و در عين حال مردي چون شما و من در فرانسه ماكسيم رود منسون در سال 1969 همچنان كه در پاريس مشغول آفرينش شرح حال نابغه خويش از زندگي محمد(ص) بود، مانند مونتگري وات28 به اتخاذ رويكردي جهانشمول و فراگير در خصوص دين روي آورد. وي كه دانش و آگاهي خود در مورد محمد(ص) و اسلام را در نتيجه سال‌ها مطالعه و پژوهش پيگير عمدتاً در خود ممالك بدست آورده بود يكي از كارشناسان پيشرو در اين عرصه محسوب مي‌شود. وي در مقدمه اثر خود «محومت» چنين بيان مي‌دارد: محمد[ص] نابغه‌اي مذهبي بود، يك انديشمند بزرگ سياسي و [در عين حال] مردي چون شما و من. اين‌ها سه جنبه از شخصيت كلي او بودند... . كساني كه محمد[ص] را به عنوان انسان مذهبي و پيام‌آور كلام خدا را مد نظر دارند از طريق فهم ودرك فعاليت‌هاي دنيوي او مي‌توانند بسيار از او درس بگيرند. 29
اسلام ارزش‌هاي عزيز در نظر اديان ديگر را با آغوش باز پذيرفت
انديشمنداني كه در اين رساله كوتاه از ايشان سخن رفت از روي روشنگري و آزادانديشي به دنبال فهم و دريافت آرمان حضرت محمد(ص)، پيام او، اصلاحات اجتماعي و سياسي و درك شخصيت و ماهيت و منش محمد(ص) بودند. اينان در تلاش بودند تا اساطير، افسانه‌پردازي‌ها و كليشه‌ها و پندارهاي قالبي را بر هم ريزند و نشان دهند كه چگونه اسلام ارزش‌هاي عزيز در نظر اديان ديگر را با آغوش باز مي‌پذيرد، ادياني كه اسلام را به عنوان دشمن قسم‌خورده خويش پنداشته‌اند، در حالي كه محمد(ص) دين خود را تداوم و تقويت همان اديان مي‌دانست.

گوته:
محمد[ص]، چشمه‌اي جوشان
در پايان جهت حسن ختام شعري از گوته شاعر بزرگ آلماني را تقديم خوانندگان بزرگوار مي‌كنيم:
گوته بزرگ‌ترين شاعر آلمان است. او در مقدمه خود بر كتاب «محمديات» نوشته ديسون آلماني كه نويسنده شهير عمر ابوالنصر آن را از زبان فرانسه به عربي برگرداند، تحت عنوان سرود محمد[ص] يا فيض اسلام مي‌گويد:
«به چشمه كوه كه پريشان، مملو و صاف است نگاه بينداز، مانند شعاع درخشنده‌اي (گوهري) در بالاي ابرها، ملائكه خير آن را در گهواره‌اش در روزي كه ميان شكاف‌هاي سنگ‌ها لانه گرفته‌اند، رضاع كرده‌اند. به درستي كه آن سخاوتمندانه و پاك از ابر جريان مي‌يابد، آنگاه شاد و خوشحال شديدتر مي‌شود.
در گردنه‌هاي صعب‌العبور حركت مي‌كند، انواع بي‌شماري از سنگ‌هاي سر راه خود را از جا مي‌كند. در سر راه خود خواهران چشمه‌هاي پر آب را كه خود مانند يك مرشد اميني آنها را همراه مي‌برد و اما در گشادگي، رياحين در پاي آن فيضان مي‌كنند و چمن‌زارها از نفس‌هاي آن زنده مي‌شوند و وادي سايه‌دار آن را بر نمي‌گردانند و نه رياحين كه طوقي بر ساق‌هاي آنند و سعي در جدا كردن و سرگردان ساختن آن را به لحاظ فتنه‌انگيزي مي‌كنند...؛ تا آنجا كه مي‌گويد: و اين آستين‌هاي طبيعت بخشنده است كه بدان ياري مي‌بخشند آنگاه در مسير حركت خود از كنار شهرها اسامي آنها را جايزه مي‌دهد و در مقدم آن شهرهايي به وجود مي‌آيند متوقف نمي‌شوند و همواره بانگ برمي‌آورد و به پيش مي‌رود، هيچ توقف‌دهنده‌اي آن را متوقف نمي‌سازد و در پشت خود پراكندگي‌ها و كاخ‌ها را نتيجه فراواني گياه و سبزه و توليد باقي مي‌گذارد و آن خود محمدبن عبدالله[ص] است.»

پي‌نوشت‌ها:
1- ياسين، خليل، حضرت محمد(ص) در ديدگاه علماي غرب، ترجمه كاظم پوركاظم، انتشارات سرزمين خوز، سوسنگرد، 1379، ص165
2- همان، ص 100
3- رك به ديون پورت، جان، عذر تقصير به پيشگاه محمد[ص] و قرآن، دارالتبليغ اسلامي، 1374، صص 75-76
4- ياسين، همان، صص119-120
5- همان، ص104
6- همان، صص107-108
7- همان، صص141-142
8- همان، ص137
9- همان، ص167
10- دوسليه، آلن، آيينه اسلام، ترجمه عبدالحسين حسيني، انتشارات سعيدي، صص63،64،66،67
11- همان، صص67-68
12- ويرژيل- گيورگيو، كونستان، محمد[ص] پيغمبري كه از نو بايد شناخت، ترجمه ذبيح الله منصوري، اميركبير، تهران، 1343، ص9
13- همان، صص36-37
14- همان، ص175
15- همان، ص184
16- آرنولد، توماس، تاريخ گسترش اسلام، ترجمه ابوالفضل عزتي، دانشگاه تهران، 1358
17- ديون پورت، همان، صص74-75
18- وات، مونتگري، محمد[ص] پيامبر و سياستمدار، ترجمه اسماعيل والي‌زاده، كتابفروشي اسلاميه، 1344، صص295-297
19- صميمي، مينو، محمد در اروپا، ترجمه عباس مهرپويا، انتشارات اطلاعات، تهران، 1384، صص469 تا 471
20- همان، صص274-275
21- همان، ص477
22- شميل، آنه ماري، محمد[ص] رسول خدا، ترجمه حسن لاهوتي، علمي فرهنگي، تهران، 1385، ص102
23- همان، ص112
24- همان، ص251
25- همان، ص479
26- همان، صص480 تا 483
27- همان، ص 483-484
28- وات معتقد بود كه بي‌طرفي و واقع‌نگري در شرايط فعلي جهان كاملاً‌ حياتي و ضروري است و براي هر ديني لازم است كه خود را به عنوان بخشي از تجربه ديني بشريت بداند.
29- همان، صص487-488

فهرست منابع
1- آرنولد، توماس، تاريخ گسترش اسلام، ترجمه ابوالفضل عزتي، دانشگاه تهران، 1385
2- صميمي، مينو، محمد(ص) در اروپا، ترجمه عباس مهرپويا، اطلاعات، تهران، 1384
3- شيمل، آنه ماري، محمد[ص] رسول خدا، ترجمه حسن لاهوتي، علمي- فرهنگي، تهران، 1385
4- دوسليه، آلن، آيين اسلام، ترجمه عبدالحسين حسيني، انتشارات سعيدي، بي‌تا
5- ديون پورت، جان، غدر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن، دارالتبليغ اسلامي، 1374
6- وات، مونتگمر، محمد[ص] پيامبر و سياستمدار، ترجمه اسماعيل والي‌زاده، كتابفروشي اسلاميه، 1344
7- ويرژيل، گيورگيو، كونستان، محمد[ص] پيغمبري كه از نو بايد شناخت، ذبيح‌الله منصوري، اميركبير، تهران، 1343
8- ياسين، خليل، حضرت محمد(ص) در ديدگاه‌ علماي غرب، ترجمه كاظم پوركاظم، انتشارات سرزمين خوز، سوسنگرد، 1379

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .