ورود اسرائيل به فلسطين و چگونگي تصاحب زمين هاي اعراب

در مورد ورود اسرائيل به فلسطين و چگونگي تصاحب زمين هاي اعراب توضيح دهيد.

در بررسى پاسخ فوق ابتدا به بررسى تاريخى فلسطين و اهميت آن براى اديان الهى پرداخته و سپس ادعاى فروش زمين و ادعاهاى صهيونيست ها براى اشغال فلسطين را مورد تحليل قرار مى دهيم : از منظر تاريخى و آموزه هاى وحيانى ، پيرامون اديان الهى همواره با صلح و آرامش در كنار يكديگر به زندگى مشغول بوده اند ، كشور فلسطين نيز تا قبل از شكل گيرى صهونيسم بين الملل شاهد زندگى مسالمت آميز مسلمانان ، يهوديان و مسيحيان بود ، اما از زمانى كه صهونيسم با پشتوانه استعمارگران در صدد غصب يكى از مهم ترين مراكز دينى و استراتژيك كشورهاى اسلامى برآمد و با تجاوز وحشيانه خود به قتل ، غارت و اخراج مسلمانان از خانه و كشورشان پرداخت ، مسلمانان به دفاع از حقوق مسلم خويش ايستادگى در مقابل متجاوزان پرداختند . توضيح اينكه فلسطين به لحاظ تاريخى ، سرزمين اعراب فلسطين است . قبايل عرب كنعانى ، بيش از هفت هزار سال قبل از ميلاد ، از منطقه مجاور ( شبه جزيره العرب ) به اين سرزمين آمده و در آن سكنى گزيدند . پيش از آنكه قبايل درياى مديترانه {L= (Palest) =L} به اين منطقه بيايند و با كنعانى‌ها هم‌زيستى كنند و نام « فلسطينى » بر اهالى آن غالب گردد ، قبايل عربى - نظير يبوسى‌ها و فينيقى‌ها در اين سرزمين مى‌زيسته‌اند . موقعيت جغرافيايى فلسطين مساحت فلسطين - كه در اشغال دشمن صهيونيستى است 27027 كيلومتر مربع است . فلسطين بخشى از بلاد شام ( سوريه ، اردن و لبنان ) به شمار مى‌رود كه از طرف شرق به اردن ، از غرب به درياى مديترانه ، از شمال و شمال شرقى به لبنان و سوريه و از جنوب به خليج عقبه و صحراى سيناى مصر محدود مى‌شود . در فلسطين سه منطقه كوهستانى ، دشتى و ساحلى وجود دارد كه زمين‌هاى حاصل‌خيز كشاورزى را تشكيل مى‌دهد . صحراى نقب در بخش جنوبى واقع شده و يك سوم مساحت فلسطين را تشكيل مى‌دهد . فلسطين فعلى به سه بخش تقسيم مى‌شود : . 1 سرزمين اشغالى 1948 كه يك ميليون و يكصد هزار فلسطينى را در خود جاى داده است . . 2 كرانه باخترى كه مساحتى بالغ بر 5650 كيلومتر مربع داشته و شهر قدس را در برمى‌گيرد جمعيت فلسطينى آن قريب به يك ميليون و پانصدهزار نفر است . . 3 نوار غزه با مساحتى بيش از 350 كيلومتر مربع كه جمعيت فلسطينى آن حدود يك ميليون و سيصد هزار نفر است . نزديك به 4 - 5 ميليون فلسطينى نيز پس از اشغال فلسطين به دست صهيونيست‌ها آواره شده و در كشورهاى اردن ، سوريه و لبنان زندگى مى‌كنند . فلسطين به لحاظ جايگاه ممتاز جغرافيايى ، حاصلخيزى زمين و قداستى كه از آن برخوردار است ، در طول تاريخ عرصه كشمكش‌ها و درگيرى امپراتورى‌ها بوده و مردم اين ديار پيوسته و در حد توان خود ، به پايدارى و مقاومت در برابر مهاجمان پرداخته‌اند . از طرفى اشغالگران نيز بر سر تصاحب زمين فلسطين و از صحنه به در كردن رقيبان خويش ، گاهى با هم درگير شده‌اند . حضور يهود در فلسطين حضرت ابراهيم‌عليه السلام حوالى 1900 سال ق . م به همراه برادرزاده‌اش ( لوط ) از عراق هجرت كرد و در فلسطين رحل اقامت گزيد و مردمان اين سامان را به توحيد فراخواند . پس از آن عبرانى‌ها ( يهوديان راستين ) ، در قالب عشاير دامپرور و در جست‌وجوى آب و غذا ، به اين منطقه آمده و در ميان مردمان اين ديار - كه از روى نوع دوستى و مهمان نوازى آنها را پذيرفته بودند اقامت گزيدند . اما وقتى تعدادشان فزونى يافت ، شروع به درگيرى با ميزبان كرده ، كوشيدند بر پاره‌اى از مناطق و اماكن مقدس چيره شوند . اوج اقتدار يهود در دوران حكومت حضرت سليمان بود كه بخش‌هاى وسيعى از سرزمين‌هاى آباد آن روز را تصرف خود داشتند . اما خلق و خوى متكبّرانه يهوديان و اختلافى كه بين آنان پيش آمد ، آنها را از هم متفرق كرد و باعث شد حكومت آنان ، چند سالى بيش دوام نياورد و پس از مرگ سليمان ، به دست بخت‌النصر بابلى از ميان برود . در اين زمان بيشتر آنها به اسيرى گرفته شدند گرچه بعدها جمعى از آنان به وسيله كوروش به فلسطين بازگردانيده شدند . در تورات از نبردهاى بسيارى كه فلسطينى‌ها در رويارويى با يهوديان غاصب داشته‌اند ، سخن به ميان رفته است . در مقطعى ديگر روميان با پذيرش مسيحيت ، با يهوديان درگير شده ، شمار كثيرى از آنها را كشتند . بدين سان حضور يهوديان پايان يافت و آنان در گوشه و كنار جهان پراكنده شدند . معراج نبى اكرم‌صلى الله عليه وآله ده سال پس از مبعث رسول اكرم‌صلى الله عليه وآله ، پروردگار يكتا ، پيامبر خود را شبانه به مسجدالاقصى در فلسطين برد و از آنجا به آسمان عروج داد . علاوه بر اينكه قدس نخستين قبله گاه مسلمانان بود . در سال 16 ه . ق مسلمانان فلسطين را فتح كردند و اغلب مردم اين ديار اسلام آورده و در فتوحات اسلامى در شام ، مصر و مغرب شركت جستند . اصالت عربى و فتوحات مسلمانان ، اثر به سزايى در سازگارى مردم اين ديار با اسلام داشت . در زمان فتح قدس ، هيچ يهودى‌اى در شهر وجود نداشت چرا كه به وسيله مسيحيان از ورود به آن منع شده بودند و از سويى آنان با مسلمانان شرط كرده بودند كه از ورود آنها ( يهوديان ) به قدس جلوگيرى كنند . بدين ترتيب مسجدالاقصى ، سومين حرم شريف گشت و فلسطين ، به استثناى دوره اشغال به وسيله صليبى‌هاى قرون وسطى ( 1099 م . ) - كه سرانجام به دست صلاح‌الدين ايوبى ( 1187 م . ) آزاد شد پيوسته بخشى از خلافت اسلامى بود . فلسطين و قدس دگر بار و به دنبال اشغال فرانسوى‌ها ، به رهبرى ناپلئون - كه توانسته بود براى مدتى كوتاه چند شهر فلسطينى را به اشغال درآورد به آغوش مسلمانان بازگشت . احمد پاشا الجزار ، فرمانده شهر عكا و نيروهاى تحت امر او ، توانستند در سال 1799 م . ناپلئون را شكست داده و او را وادار به فرار كنند . ناپلئون در زمان خروج از فلسطين ، اين جمله را بر زبان راند : آرزوهايم ( برپايى امپراتورى در اين منطقه عربى ) را پاى ديوارهاى عكا به خاك سپردم ! گفتنى است ناپلئون از يهوديان جهان و بقاياى آنها در فلسطين خواسته بود ، در كنارش بجنگند و در مقابل برايشان دولتى در فلسطين داير كند كه حامى منافع فرانسه در منطقه باشد . صهيونيسم و فلسطين از آنجايى كه بريتانيا ، قصد سيطره و چنگ‌اندازى بر منطقه عربى اطراف كانال سوئز را داشت ، مصر را اشغال و يهوديان را ترغيب كرد تا ادعاى بى‌اساس خود را مبنى بر داشتن حق بازگشت ، به كوه كذايى « صهيون » در قدس و برپايى دولت در فلسطين ، مجدداً مطرح كنند دولتى كه حامى منافع بريتانيا در منطقه بوده و از كمك‌هاى همه جانبه اين كشور برخوردار باشد . بريتانيا در همين زمينه ، مشوق تئودور هرتسل ( خبرنگار يهودى‌تبار اتريشى ) در امر دعوت از يهوديان جهان ، براى تأسيس دولت صهيونيستى در فلسطين بود و عملاً نخستين كنگره صهيونيستى در شهر پازل سوئيس ( 1897 م . ) با حضور صدها تن از شخصيت‌هاى يهودى سراسر جهان برگزار شد . در اين اجلاس شركت كنندگان موافقت كردند براى بازگرداندن يهوديان جهان به فلسطين و برپايى دولت صهيونيستى ، عليه ملت و صاحبان راستين آن ، تلاش كنند و در همين راستا مؤسسات مالى چندى ، براى تحقق اين هدف شوم داير كردند . هرتسل هم به نوبه خود كوشيد سلطان عثمانى ( عبدالحميد دوم ) ، در مقابل پرداخت چند ميليون سكه طلا ، با تسليم فلسطين به يهوديان موافقت كند . سلطان عبدالحميد اين پيشنهاد را رد كرد و تأكيد نمود كه سرزمين فلسطين ، متعلق به مسلمانان بوده و حتى با پول همه يهوديان آن را نخواهد فروخت . بدين جهت يهوديان وى را در سال 1908 م . سرنگون ساختند . هرتسل كه از اين نيرنگ طرفى نبسته بود ، راهى آلمان ، ايتاليا و روسيه شد تا آنها ، يهوديان را در اشغال فلسطين يارى رساند ! امّا آنها از اين كار سر باز زدند زيرا فلسطين سرزمينى است كه مردم خودش را داشته و تحت حاكميت امپراتورى عثمانى بود . او كه دست خالى از اين كشورها بازگشته بود ، به مشوق اصلى و مروّج ايده صهيونيستى ( بريتانيا ) روى آورد و اين كشور تعهد داد از طرح تشكيل رژيم صهيونيستى حمايت كند . به دنبال شروع جنگ اول جهانى ، بريتانيا در سال 1917 م . با موافقت فرانسه ، آمريكا و ديگر كشورهاى غربى ، بيانيه‌اى را صادر كرد و به وسيله بالفور ( وزير خارجه وقت اين كشور ) به روچيلد ( سرمايه‌دار يهودى ) قول داد : وطن قومى براى يهوديان در فلسطين ايجاد كند . اين وعده به « بيانيه بالفور » موسوم شد . در سال 1918 م . ( هم‌زمان با شكست تركيه و اشغال فلسطين به‌وسيله بريتانيا ) ، كشورهاى يادشده تلاش كردند زمينه برپايى دولت يهودى را در فلسطين مهيا سازند . در همين رابطه جامعه ملل با قيموميت بريتانيا بر فلسطين ، به منظور برپايى دولت يهودى در آن موافقت كرد . بريتانيا نيز نماينده‌اى يهودى تبار ( هربرت صاموئيل ) را در سال 1920 م . به فلسطين گسيل داشت تا مقدمات كوچ يهوديان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد . بريتانياى استعمارگر به موازات اين اقدام ، به تجهيز و آموزش نظامى يهوديان پرداخت و زمين‌هاى وسيعى را در اختيار آنان قرار داد تا شهرك‌هايى را احداث كنند . ايستادگى فلسطينيان فلسطينيان از همان ابتدا در برابر قيموميت بريتانيا و باندهاى صهيونيستى ، پايدارى و مقاومت كردند و براى دفاع از زمين و پاسدارى از مقدسات ، گروه‌هاى جهادى تشكيل داده ، تظاهرات و اعتصاب‌هاى عمومى به راه انداختند . قيام‌هاى 1920 ، 1923 و 1929 ( معروف به انقلاب براق ) از آن جمله است . انگليسى‌ها قيام‌هاى فلسطينيان را سركوب و هزاران تن را كشتند يا به زندان انداختند تااز اين رهگذر ، خدمتى به باندهاى صهيونيستى انجام داده باشند . شيخ عزالدين قسام با تشكيل گروه‌هاى اسلامى - جهادى ، به نبرد با انگليسى‌ها و صهيونيست‌ها پرداخت و سرانجام در سال 1935 م . به شهادت رسيد . در پى شهادت وى ، فلسطين به رهبرى حاج امين حسينى ( مفتى اعظم قدس ) ، يكپارچه قيام شد و حسن سلامه ، عبدالرحيم الحاج محمد و عبدالرحيم مسعود و . . . از شاگردان قسام ، عمليات متعددى را بر ضد ارتش انگليس و صهيونيست‌ها انجام دادند به طورى كه بريتانيا براى سركوب انقلاب مردم فلسطين ، ژنرال مونت كورى جنايتكار را فراخواند . نامبرده در سركوب مردم مبارز فلسطين ، نهايت قساوت را به كار برد به گونه‌اى كه زندان‌ها مملو از زندانيان ، خانه‌ها ويران ، زمين‌هاى بسيارى مصادره و معيشت مردم بسيار سخت گرديد . قيام‌هاى مردم فلسطين ، تداوم داشت و به موازات آن ، كوچ يهوديان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطين نيز ادامه يافت تا اينكه پس از پايان جنگ دوم جهانى ( 1945 م . ) ، بريتانيا و آمريكا توانستند در سال 1947 م . از طريق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسيم فلسطين را صادر كنند . به موجب اين قطعنامه جائرانه ، فلسطين بين فلسطينيان و يهوديان اشغالگر - كه تعدادشان از % 15 جمعيت ساكن آنجا فراتر نمى‌رفت و تنها % 7 از سرزمين فلسطين به آنان اعطا شده بود تقسيم گرديد . البته فلسطينيان ، اعراب و مسلمانان با تقسيم فلسطين مخالفت كردند . فلسطينيان به جهاد و مبارزه خويش ادامه دادند و عبدالقادر الحسينى ( رهبر مجاهدان ) ، سرانجام در سال 1948 م . در جريان نبرد ( القسطل ) به شهادت رسيد . غصب فلسطين ( سال 1948 م . ) بريتانيا پس از اطمينان از توان باندهاى صهيونيستى در فلسطين و حمايت و پشتيبانى آمريكا و جهان غرب و شوروى از برپايى كشورى براى يهوديان ، اعلام داشت كه از فلسطين بيرون خواهد رفت و چنين نيز شد . ارتش انگليس در 1948 م . پس از واگذارى مراكز و تسليحات نظامى خود به باندهاى صهيونيستى و ابقاى برخى از فرماندهان در خدمت اهداف يهوديان ، خاك فلسطين را ترك كرد . بن گوريون رهبر باندهاى صهيونيستى ، از اين وضعيت سوء استفاده كرد و تأسيس كشور « اسرائيل » در سرزمين‌هاى اشغالى 1948 م . را اعلام نمود . مدتى بعد آمريكا ، دولت صهيونيستى را به رسميت شناخت و به دنبال آن اتحاد جماهير شوروى هم چنين كرد . كشورهاى اروپايى يكى پس از ديگرى و بعد سازمان ملل متحد ، اين دولت غاصب را به رسميت شناختند . فلسطينيان اين ستم و ناروايى را نپذيرفته ، به نبرد با صهيونيست‌ها پرداختند . در اين نبردها ، نيروهايى از ارتش كشورهاى مصر ، اردن ، سوريه ، لبنان ، عراق و . . . و نيروهاى داوطلب اخوان المسلمين شركت جستند ليكن به دليل ضعف تداركاتى و تسليحاتى و حضور استعمارى بريتانيا و فرانسه در اغلب كشورهاى منطقه و خيانت برخى از رهبران ، منجر به شكست اين نيروها و آوارگى صدها هزار فلسطينى گشت . به دنبال اين جنگ ، كرانه باخترى ، قدس و نوار غزه همچنان در دست فلسطينيان و به دور از اشغالگرى صهيونيست‌ها باقى ماند ليكن كرانه باخترى‌و قدس تابع اردن و نوار غزه تابع مصر گشت . پس از جنگ 1948 م . كشورهاى آمريكا ، فرانسه و انگليس دولت غاصب صهيونيستى را به سلاح‌هاى پيشرفته ( هسته‌اى ، ميكروبى و شيميايى ) مجهز ساختند . به رغم ناكامى ، فلسطينيان ، آنان دست از مقاومت و پايدارى برنداشته و گروه‌هاى چريكى تشكيل دادند . اين نيروها حمله به شهرها و شهرك‌هاى صهيونيستى را در دستور كار خود قرار دادند . تجاوز سه جانبه ( سال 1956 م . ) در سال 1956 م . انگليس ، فرانسه و اسرائيل ، در توطئه‌اى مشترك ، تجاوز سه جانبه‌اى را عليه مصر تدارك ديدند و صهيونيست‌ها نوار غزه و بخشى از سينا را اشغال كردند . اما بر اثر فشارهاى جهانى و عمليات مقاومت ، ناگزير از اين مناطق خارج شدند . در سال 1963 م . سازمان آزادى‌بخش فلسطين به رهبرى احمد شقيرى ، شكل گرفت و صاحب سپاهى در نوار غزه شد . همچنين جنبش‌هاى چريكى نظير جنبش فتح ، جبهه خلق و . . . تشكيل شدند و توانستند عمليات چريكى بسيارى را از خاك سوريه عليه صهيونيست‌ها به مورد اجرا بگذارند و تلفات و ضايعات قابل توجهى به آنان وارد سازند . اسرائيل در سال 1967 م . با حمايت آمريكا ، جنگى را عليه مصر و سوريه به راه انداخت و سيناى مصر و ارتفاعات جولان سوريه را - علاوه بر ساير بخش‌هاى فلسطينى به اشغال خود درآورد . اما ملت فلسطين همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگرى صهيونيستى ادامه داد . پس از شكست 1967 م . عمليات نظامى - چريكى فلسطينى ، از خاك اردن عليه صهيونيست‌ها گسترش يافت و خطر و تهديدى بالقوه براى يهوديان غاصب گرديد . به دنبال اين تحولات آمريكا و صهيونيست‌ها ، اردن را تحت فشار قرار دادند و اين كشور در سپتامبر 1970 م . فعاليت چريكى فلسطينيان را درهم كوبيد . كارهاى چريكى از اين پس ، به سوريه و لبنان انتقال يافت . در سال 1973 م . سوريه و مصر توافق كردند براى آزادسازى خاك اشغال شده خويش ، با صهيونيست‌ها بجنگند و اگر دخالت مستقيم آمريكا در جنگ نبود ، شكست كامل صهيونيست‌ها رقم مى‌خورد . در پى اين حوادث ، مذاكرات آتش بس ميان مصر و رژيم صهيونيستى زير نظر آمريكا آغاز و كار به جايى رسيد كه انور سادات ( رئيس جمهور وقت مصر ) ، در سال . 1987 به طور يك جانبه و در كمپ ديويد آمريكا ، صلحى را با صهيونيست‌ها امضا كرد . مصر با امضاى اين قرارداد ، عملاً از گردونه درگيرى با دشمن صهيونيستى خارج شد ليكن خداوند سبحان خروج مصر را به واسطه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينى‌رحمه الله جبران كرد . رهبر عظيم‌الشأن ايران سفارت اسرائيل را تعطيل و سفارت فلسطين را به جاى آن داير فرمود و اعلام داشت : « اسرائيل غدّه‌اى سرطانى است و بايد ريشه كن شود » . همچنين روز جهانى قدس را اعلام و سپاه قدس را تأسيس كرد . اين خط مشى و سياست حكيمانه و حمايت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطين ، به وسيله جانشين شايسته ايشان مقام معظم رهبرى و مسئولان نظام اسلامى ، با همان قوت ادامه دارد . اما در مورد مسأله فروش زمين بايد گفت : هر چند اصل مسأله خريد برخى اراضى فلسطين از سوى يهوديان صحت دارد ، اما بايد به عواملى از قبيل : « مقدار آن » ، « زمان خريد » ، « اهداف پشت پرده آن » و بالاخره « تأثير داشتن املاك بر مشورعيت نظام سياسى حاكم » توجه داشت . توضيح آن كه : سياستگذاران صهيونيسم در آغاز ورود مهاجران يهودى و در زمانى كه هنوز نيات شوم آنان - تسلط بر سرزمين فلسطين و بيرون راندن ساكنان آن و تأسيس دولتى يهودى در فلسطين - براى مردم فلسطين مشخص نبود ، جهت قانونى جلوه دادن اقدامات خود و پنهان نمودن اهداف و نيات درازمدت خويش ، تعداد محدودى زمين‌هاى زراعى و يا مسكونى را با استفاده از ترفندهاى استعمارى ، از فئودال‌هاى مالك ( افندى‌ها ) خريدارى كردند(1). پس از محكم نمودن جاى پاى خود ، با روش‌هايى نظير ايجاد رعب و وحشت ، ترور و كشتار دسته‌جمعى فلسطينيان ( مانند قتل عام دير ياسين ، صبرا و شتيلا و . . . ) ، ويران كردن منازل و روستاهاى عرب‌نشين.(2) و سپس مصادره زمين‌هاى مهاجرينى كه مجبور به ترك زمين‌هاى خود شده بودند به عنوان « غايب » ( ، سياست‌هاى شوم خود را در مورد جمعيت و سرزمين‌هاى اعراب عملى نمودند.(3) تا آنجا كه پس از آن كه ( يك و نيم ميليون ) فلسطينى با روش‌هاى فوق به بيرون رانده شدند « زمين متعلق به يهوديان » آن گونه كه مسؤؤلين « صندوق ملى يهود » مى‌گويند ، در زمان اعلاميه بالفور ، در 1917 ( سه و نيم درصد ) و در 1947 (شش و نيم درصد) بود . امروزه بيش از (نود و سه درصد) اراضى فلسطين به صورت كاملاً غيرقانونى و غاصبانه در مالكيت يهوديان است(4). بر اين اساس درصد زمين‌هاى خريدارى شده بسيار ناچيز و غيرقابل اعتنا مى‌باشد . نكته ديگر آن كه ، بالفرض هم يهوديان به صورت كاملاً قانونى و بدون هيچ‌گونه فريب و نيرنگى درصد زيادى از زمين‌هاى فلسطينيان را خريدارى مى‌كردند ، باز هم داشتن املاك زياد باعث مشروعيت آن رژيم نمى‌شد . زيرا اولاً يهوديان فلسطينى نسبت به ساير سكنه‌ى فلسطين در اقليت هستند و ثانيا ، مردم فلسطين حتى عده كمى هم كه زمين به يهوديان فروختند ، هرگز حق تعيين سرنوشت خويش را به يهوديان نسپردند . به عبارت ديگر از جهت حقوقى و سياسى ، حاكميت قابل فروش نيست ، مالكيت خود را مى توان به ديگران منتقل كرد اما حاكميت را نه . بر اين اساس است كه از حكومت اسرائيل به عنوان رژيم غاصب نام برده مى‌شود . و بالآخره در مورد ادعاى صهيونيست ها براى اشغال و ماندن در فلسطين گفتنى است : رهبران سياسى و فكرى صهيونيسم ، معتقدند كه تأسيس حكومت اسرائيل ، بنا به تحقق « وعده‌هاى الهى » براى بازگشت يهود به سرزمين موعود است . پايه اصلى استدلال و اعتقادآنها در مورد تعلق فلسطين به يهوديان بر اساس چند آيه از تورات است كه خطاب به حضرت ابراهيم و يعقوب گفته شده است . در عهد « عتيق » به ابراهيم ( ع ) وعده داده شده است كه « به ذريّت تو اين زمين را مى‌بخشم » و نيز آمده است : « اين زمين را از نهر عظيم ، يعنى ، فرات به نسل تو بخشيده‌ام » . در اين باره مى‌توان گفت : . 1 تمامى اين وعده‌ها به ابراهيم ( ع ) و نسل‌هاى آن حضرت داده شده است . بديهى است كه يهوديان نسل منحصر به فرد حضرت ابراهيم نبودند بلكه اعراب نيز كه فرزندان اسماعيل و ابراهيم ( ع ) هستند از اعقاب ابراهيم بوده و مشمول وعده الهى مى‌شوند . . 2 در تورات اشاره شده كه اسماعيل نيز از اعقاب « تو » ( ابراهيم ) است . در واقع يهود و اعراب ، هر دو اعقاب ابراهيم به شمار مى‌روند ، زيرا اسماعيل جدّ پدرى اعراب و اسحاق ( پدر حضرت يعقوب ) جدّ پدرى يهوديان ، از فرزندان ابراهيم بودند . . 3 زمانى اين وعده به ابراهيم داده شد كه « ميثاق ختنه » در جريان بود ( قربانى كردن اسماعيل از سوى پدرش ابراهيم ) . در اين زمان سرزمين كنعان ( فلسطين ) به عنوان ملك دائمى ، به ابراهيم ( ع ) و اعقاب او وعده داده شد . آن هنگام ، اسحاق فرزند ديگر ابراهيم ( ع ) متولد نشده بود . بنابراين ، يهوديان ( از اعقاب اسحاق ) ، نمى‌توانند مدعى حق انحصارى بر فلسطين شوند . . 4 نمى‌توان از نظر انسان‌شناسى ، ثابت كرد كه تمامى يهوديان كنونى ، اعقاب ابراهيم ( ع ) هستند . از اين رو دليلى ندارد كه همه يهوديان را ، وارثان وعده الهى در مورد فلسطين بدانيم . . 5 بسيارى از يهوديان صهيونيست ، معتقدند بازگشت به « صهيون و ارض موعود » ، يك فرايند روحى و معنوى است نه تشكيل مجدد حكومت اسرائيل . . 6 به نظر برخى از منتقدان يهودى صهيونيسم ، وعده‌هاى تورات در رابطه با بازگشت به « ارض موعود » تحقق يافته است زيرا يهوديان پس از تبعيد به بابل ، به وسيله كورش ( پادشاه ايران ) آزاد شدند و مجددا به « يهوديه » بازگشتند و ديوارهاى « اورشليم » را مجددا ساختند و معبد « هيكل سليمان » را بازسازى كردند . در ادبيات يهود نيز ( عهد عتيق و جديد ) ، مسأله بازگشت دوباره ، هرگز پيش‌گويى نشده است . بر فرض صحّت چنين آياتى در تورات ( با توجه به تحريف تورات در موارد متعددى ) و دلالت آنها بر چنين وعده‌اى از سوى خداوند ( آن هم در فلسطين كنونى و زمان حاضر ) به هيچ وجه سرزمين فلسطين حق انحصارى يهوديان نيست و مجوّزى براى تشكيل دولت نژادپرست اسرائيل و ظلم و تعدّى به حقوق مسلّم ساكنان اصلى اين سرزمين نمى‌باشد . براى آگاهى بيشتر . ك : 1 - سياست و حكومت رژيم صهيونيستى ، مؤسسه مطالعات فلسطينى ، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامى ، 1377 2 - دولت فلسطين و شهرك‌هاى يهودى‌نشين ، عبد معروف ، ترجمه فرزاد ممدوحى ، نشر اطلاعات 3 - ارتباط صهيونيستى ، آلفرد . م . ليليانتال ، ترجمه : سيد ابوالقاسم حسينى ، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى ، 1379 براى مطالعه بيشتر . ك : - ريشه‌هاى بحران در خاورميانه ، حميد احمدى ، مؤسسه كيهان ، چاپ اول ، بهار 1369 ، ص . 2 - بررسى سيرتحول دولت در سرزمين فلسطين ، اسدالله رضايى ، نشر گنج معرفت ، چاپ اول ، بهار 1379 ، ص . 26 - تاريخ اديان و مذاهب ، مبلغى آبادانى ، انتشارات حرّ ، چاپ دوم ، 1376 ، ص 575 - سرگذشت فلسطين ، نوشته اكرم زعيتز ، ترجمه هاشمى رفسنجانى - بازيگران روند صلح خاورميانه - نبرد براى فلسطين - تاريخ اورشليم و تاريخ معاصر كشورهاى عربى نوشته عده‌اى از نويسندگان و ترجمه دكتر محمد حسين روحانى . در ادامه به معرفى برخى سايت ها كه مى تواند در راستاى اهداف شما مفيد باشد مى پر دازيم . اين سايت ها داراى كتاب ها ، مقالات و پايان نامه هاى زياد و مفيد ، و جديد ترين مطالب پيرامون موضوعات مورد نياز شما از قبيل : فلسطين ، صهيونيسم ، آرماگدون ، آخرالزمان ، و . . . مى باشد . از اين رو توصيه مى شود حتما به اين سايت ها مراجعه نماييد زيرا در تبيين و تعريف سير مطالعاتى ، اولويتهاى طرح ، منابع مفيد ، اساتيد مجرب و . . . سرنوشت ساز خواهد بود : 1 - سايت باشگاه انديشه {L= http://www.bashgah.net/ =L} و همچنين سايت كانون انديشه جوان . 2 - مركز اطلاع رسانى فلسطين {L= http://www.palestine-persian.info/ =L} 3 - سايت موعود {L= http://www.mouood.com/ =L} 4 - باشگاه مطالعاتى مطالعاتى و تحقيقاتى صهيونيسم {L= http://www.rasad.ir5 =L} - پايگاه خبرى - تحليلى دانشجويان ايران {L= http://sharifnews.ir6 =L} - خبرگزارى مهر {L= http://www.mehrnews.ir7 =L} - سايت حوزه ، و . . . اما برخى منابع مهم در اين زمينه عبارتند از : محاكمه صهيونيسم اسرائيل ، تاريخ يك ارتداد اسطوره‌هاى بنيانگذار سياست اسرائيل روژه گارودى ، نيرنگ سازى صهيونيسم ، نفوذ صهيونيسم بر رسانه هاى خبرى و سازمانهاى بين المللى ، نفوذ صهيونيزم در مطبوعات ، نژادپرستى صهيونيسم ، چهره يهود در قرآن ، دنيا و يهود ، مسيح يهودى و فرجام جهان ، سياست و حكومت رژيم صهيونيستى ، ارتباط صهيونيستى ، بررسى سير تحول دولت در سرزمين فلسطين ، فلسطين از ديد گاه امام خمينى ( ره ) ، و . . .
( 1 ) تاريخ يك ارتداد ، روژه گارودى ، ترجمه مجيد شريف ، مؤسسه خدمات فرهنگى رسا ، چاپ دوم 1377 ، صص 198 - 194
( 2 ) به عنوان نمونه ، اتحاديه حقوق بشر اسرائيل فاش مى‌كند كه از 11 ژوئن 1967 تا 15 نوامبر 1969 بيش از 20000 خانه متعلق به اعراب ، در اسرائيل و در كرانه غربى رود اردن بادينا اميت ويران شده‌اند و در سال 1949 نيز دولت اشغالگر اسرائيل حدود 400 شهر و روستاى عرب‌نشين فلسطين را تخريب و به جاى آنها جنگل مصنوعى ايجاد كرد
( 3 ) بر اين اساس ( دو سوم ) سرزمين‌هاى اعراب مصادره شد . . ك : بررسى سير تحول دولت در سرزمين فلسطين ، اسدالله رضايى ، نشر گنج معرفت ، ص 31
( 4 ) همان ، ص 33 و حال آن كه در سال 1948 كه نيات شوم اسرائيل براى اعراب مشخص شده بود و اولين جنگ خونين اعراب و اسرائيل شكل گرفت ، هنوز فلسطينى‌ها مالك ( نود و هفت درصد ) از اراضى اين كشور بودند.