مقدسات هندوها و مقدسات مسلمانان

بعضي از اقوام در دنيا چيزهايي را مقدس مي شمارند كه از نظر ما خرافه است ولي آنها در عين باطل بودن باورشان جواب هم ميگيرند؛ مثل هندوها كه گاو را مقدس ميشمارندوگاهي اوقات واقعااين تأثير را دارد.حال چگونه با اينكه عقيده شان باطل است جواب مي گيرند؟

پاسخ اجمالي:
در تمام اديان مي توان مصاديقي براي شفا يابي پيدا نمود. لكن توجّه شود كه شفا يابي يك شخص، دليل بر درستي عقيده ي او نيست؛ بلكه صرفاً دليل است بر دلشكستگي او و عنايت خدا به وي. همان گونه كه رسيدن روزي عادي از طرف خداي رزّاق به كفّار، دليل بر اين نيست كه خداوند متعال آنها را تأييد مي كند.
بلي گاه شفا يافتن شخص به گونه اي است كه حقيقتاً معجزه تلقّي مي شود؛ كه در اين حالت، مي توان بر حقّانيّت موجود واسطه شونده در شفا دهندگي استدلال نمود. مثلاً شفا يافتن يك بيمار سرطاني معجزه نيست؛ چون سرطان هم با دارو امكان شفا يافتن دارد هم با تلقين به نفس و امثال آن؛ لذا اگر كسي با توسّل به كسي يا چيزي شفا يافت، لزوماً نمي توان آن را معجزه تلقّي نمود؛ مگر با قرائني قطعي؛ امّا اگر كسي با توسّل و دعا و امثال آن، شفاي مرگ مغزي را گرفت يا مرده اش زنده شد يا كور مادرزادي كه فاقد لاشه ي چشم است، بينا گشت، روشن است كه اعجازي رخ داده؛ چرا كه اين گونه امور، هيچ راه عادي براي رفع شدن ندارند.

پاسخ تفصيلي:
پرسشگر گرامي! در مقدمه بايد به چند نكته به شرح زير توجه كنيد تا به جواب مطلوب دست پيدا كنيد
1. نظام آفرينش بر اساس، نظام علت و معلول است . به اين معني كه هيچ پديده اي در جهان بدون علت نيست.
2. علت ها بر دو قسم هستند: اول) علل مادي و عادي كه در دسترس حس و عقلند. دوم) علل معنوي و خارق عادت كه دور از دسترس حس و عقل عادي هستند.
3. نفس انسان مستعد علت معنوي پديده هاست.
با دقت در اين سه گزاره پاسخ شما نيز داده مي شود. بدين ترتيب كه دعا و توسل، برقراري ارتباط معنوي و خالصانه با مبدأ هستي است و خداوند تبارك و تعالي داراي فيض دائمي است و آنهايي كه قابليت بهره برداري از فيض را داشته باشند، مي توانند از اين فيض ذاتي به اندازه استعداد خود بهره ببرند.
بايد توجه داشت كه نظام هستي بر اساس رحمت واسعه الهي است. «و رحمتي وسعت كل شي؛ و رحمت من هر چيزي را در بر گرفته است»، (اعراف / 156) و دعا و توسل به معناي درخواست خالصانه از رحمت واسعه خداي تبارك و تعالي و حسن ظن به ذات مقدس الهي است. و هر كس كه چنين باشد، دعايش اجابت مي شود. «و اذا سالك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعاني فليستجيبوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون؛ و هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزديكم و دعاي دعا كننده را _ يا هنگامي كه مرا بخواند _ اجابت مي كنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند. باشد كه راه يابند»، (بقره / 186). آيه شريفه مطلق است و دلالت دارد كه خداوند به بندگان خود نزديك است و هر كس او را بخواند،اجابت مي كند. منتها آنان كه فرمان او را گردن مي نهند و به او ايمان (درست و واقعي) مي آورند، به راه راست هدايت مي شوند.

به عبارت ديگر آيه شريفه دو پيام مهم دارد:
1. هيچ دعا كننده اي نا اميد از درگاه الهي بيرون نمي رود.
2. هدايت خاصه الهي از آن كساني است كه به خدا ايمان آورده اند و دستورات الهي را اجابت مي كنند.
اين اجابت دعا، نه تنها نسبت به كساني است كه خداوند را مي شناسند، بلكه كفار را نيز شامل مي شود. قرآن درباره كفار مي فرمايد: آنها آنگاه كه در معرض خطر قرار مي گيرند، با اخلاص خداوند را مي خوانند و خداوند نيز آنها را نجات مي دهد. «فاذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجاهم الي البر اذا هم يشركون؛ و هنگامي كه بر كشتي سوار شدند، خدا را پاكدلانه مي خوانند ولي چون به سوي خشكي رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرك مي ورزند»، (عنكبوت / 165، همچنين نگا: يونس: 22 و 23، لقمان / 32)
بايد توجه داشت كه دعا و توسل صرفاً زباني نيست و به اصطلاح اهل معرفت لسان قال كافي نيست؛ بلكه بايد مبتني بر حال دعا وتضرع و نيازمندي باشد كه از آن به لسان حال تعبير مي كنند. و اگر لسان حال مبتني بر لسان استعداد باشد يقيناً اجابت مي شود. كافران در حالت غرق شدن، تمام وجودشان به درگاه الهي عرض نياز مي كند. (كه از آن به لسان استعداد) تعبير مي شود. در نتيحه دعايشان اجابت مي شود. اما به محض اينكه از غرق شدن نجات يافتند، باز به حالت اول باز مي گردند.
بنابراين، اگر يهودي و مسيحي از روي اعتقاد و خالصانه به درگاه الهي عرض نياز برد، نياز او برطرف مي شود و اين دليل بر مقام والاي معنوي نيست. مقامات معنوي بر اثر ايمان و عمل صالح به دست مي آيد. زيرا اجابت دعا و توسل مبتني بر رحمت واسعه الهي است و دعا و توسل يكي از وسايل جلب اين رحمت است. اما مقامات معنوي مبتني بر رحمت خاص الهي است كه آن مختص به مؤمنان است.
تذكر اين نكته نيز ضروري است كه اجابت دعا مبتني بر حكمت الهي است، يعني دعايي اجابت مي شود كه حكمت الهي آن را تأييد كند چه بسا دعاهايي كه با اعتقاد باشد، اما چون اقتضاي حكمت الهي بر آن نباشد، اجابت نشوند. امام سجاد(ع) در دعاي سيزدهم صحيفه سجاديه كه در طلب حوائج و خواسته هاست، مي فرمايند: «يا من لا تبدل حكمته الوسائل؛ اي كسي كه حكمتش را وسائل تبديل نمي كند و تغيير نمي دهد»، (صحيفه سجاديه، ص 71، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم) استجابت دعا، تنها در صورتي است كه به مصلحت باشد و در آن مفسده اي براي فرد يا ديگران نباشد و از آن بالاتر مبتني بر نظام هستي باشد، و دعايي كه بر اين اساس نباشد، اجابت نمي شود. و در عوض خبر ديگري به دعا كننده داده مي شود. به اين دليل به ما دستور داده اند كه در مقام دعا توجه داشته باشيم كه صلاح و فساد ما در دست اوست و از او صلاح كار را بخواهيم زيرا ما از پشت پرده وجود خود خبر نداريم و نمي دانيم كه صلاح و فساد ما كدام است. مولوي زيبا مي سرايد:

ياد ده ما را سخنان دقيق كه ترا رحم آورده آن اي رفيق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو ايمني از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتيم، اصلاحش تو كن مصلحي تو اي تو سلطان سخن
كيميا داري كه تبديلش كني گر چه جوي خون بود، نيلش كني
اين چنين ميناگري ما كار توست اين چنين اكسيرها اسرار توست
(مثنوي معنوي، دفتر دوم)

Tags: