معنای مسیح و فرق آن

مسيح به چه معناست و مسيحيت چه نامهای ديگري دارد و فرقه های آنرا نام ببريد.

small_37.jpgمسيح، به انگليسی( Christ)، در عهد عتیق به معنی پادشاه یا كاهنی است كه با روغن مقدس مسح شده است. در عهد جدید، مسیح به شکل یک لقب برای عیسی استفاده شده است و به طور عام "مسیح" به عنوان مترادف با حضرت عیسی(ع) در نظر گرفته می شود. مسيحيت به سه فرقه بزرگ : كاتوليك ، ارتودوكس و پروتستان تقسيم شده است. فرقه هاى كوچكى نيز وجود دارد.در تاريخ مسيحيت اولين تجزيه و تقسيم مهم با تشكيل كليساى ارتودوكس ‍آغاز شد. مسيحيانى كه به نام پيروان مسيحى اورتودوكس شناخته شدند و مسيحيت شرقى را به وجود آوردند، آن گروه از مسيحيانى هستند كه بر اثر اختلاف عقيدتى به تدريج از كليساى كاتوليك روم جدا شدند و در اواسط قرن يازدهم ميلادى به طور نهائى كناره گيرى كردند. علت اين جدائى اختلاف بين روم بيزانس غربى و روم شرقى بود. در نظر ارتودوكسهاى شرقى ، روح القدس ناشى از پدر است ، و به عقيده كاتوليك هاى غربى ناشى از پدر است .دول اروپايى شرقى كليساهاى خود مختارى مانند ارتودوكسهاى يونانى ، رومى ، روسى ، رومانى و... را كه هر يك از اين ها داراى رئيس و سلسله مراتب مخصوص بود، بوجود آوردند. ارتودكسها معتقد به باردارى مريم و خطاپذيرى مقامات كليسا مى باشندمهمترين فرقه موجود مسيحى ، فرقه كاتوليك است . و بعد فرقه هاى ارتودوكس و پروتستان مى باشند. غير از اين سه مذهب بزرگ مذاهب ديگرى در دامان مسيحيت پديدار شدند كه تعداد آنها به يكصد و پنجاه فرقه و مذهب مى رسد.امروزه مهمترين و بزرگترين مذهب مسيحى ، مذهب كاتوليك است كه پاپ پيشواى آن است.[1]مذهب كاتوليك((كاتوليك )) در لغت يونانى به معناى (عمومى ) است و كليساى كاتوليك به اين معنا شامل كليه شعب دين مسيح مى باشد؛ در حالى كه تنها براى كليساى روم كه تحت رياست عاليه پاپ قرار دارد، بكار مى رود. واژه (كاتوليك ) نخستين بار در سال 160 ميلادى به كار رفت تا كليساى عمومى مسيحيان را از بعضى شعب آن كه تازه تاءسيس گرديده بود، تشخيص دهند.. پيروان مذهب كاتوليك در جهان در حدود 425 ميليون نفر مى باشند. و پاپ در واتيكان رهبر آنان مى باشد. پاپ در آن چهره ديوارى محصور براى خود بر عوام مسيحى سلطنت مى كند. دستگاه عوام پرورى پاپ در سراسر دنيا فعال است . كاتوليك ها خيال مى كنند كه پاپ ضامن تاءمين سعادت ابدى عيسويان است . متاءسفانه جامعه كاتوليك كه تحت استحمار اين روحانى عظيم القدر است ، وى را معصوم و مصون از خطا مى داند و فرمان او را مطاع مى داند.مذهب ارتودوكسارتودوكس در لغت يعنى سنتى . در قرن 15 ميلادى پس از تجزيه امپراطورى روم به روم شرقى و غربى و وجود دو پاى تخت رم و قسطنطنيه ، در تشكيلات كليساى كاتوليك نيز تجزيه حاصل آمد. كليساى شرق كه ارتودوكس نام گرفت ،از كليساى كاتوليك روم جدا شد. در مباحث عقيدتى و مذهبى نيز اختلافاتى حاصل شد كه به شرح آن در صفحات گذشته اشاره گرديد.پيروان كليساى ارتودوكس عقايد: برزخ ، مفهوم بى آلايش ، برائت از گمراهى و عدم امكان اشتباه پاپ را قبول ندارند،[2] كشيشان اين فرقه ازدواج مى كنند، مراسم عبادى را به زبان منطقه اى و كشورى كه در آن زندگى مى كنند، انجام مى دهند و تقديس و وحدت مؤ منان با دو قطعه نان معمولى و شراب اجرا مى گرددگويا اين نخستين تجزيه در دين عيسى بحساب مى آيد. مبانى كلام مذهب ارتودوكس محصول ذوق كلامى يونان است ، چرا كه علما و متكلمان اين مذهب ، يونانى بودند. كليساى ارتودوكس در يونان گسترش زيادى پيدا كرد و بخشهائى از آسياى صغير و اروپا و... را در برگرفت . كليساى مزبور در روسيه نيز پايگاه داشت و نفوذ آن تا انقلاب 1917 ميلادى و غلبه كمونيزم ، ادامه داشت .پيروان اين فرقه مى كوشند تا مراسم و شعائر خود را مانند مسيحيان اوليه انجام دهند. آنان سنت گرا هستند تا مراسم و شعائر خود را مانند مسيحيان اوليه انجام دهند. آنان سنت گرا هستند و مى كوشند تا عقايد سنتى و قديمى خود را بدون هر گونه تغيير و اضافاتى ، حفظ نمايند. آنان پاپ را عارى از اشتباه نمى دانند.پيروان كليساى يونانى ارتودوكس بالغ بر يك صد و بيست ميليون نفراند.رئيس روحانى اين فرقه ((بطريق )) ناميده مى شود و مشاورين مذهب را ((سن سينور)) مى گويند. شكل كليساى ارتودوكس چهار گوش است و در دو سطح قرار دارد: قسمت مرتفع محل اولياى دين و به منزله آسمان است و قسمت پائين محل اجتماع پيروان استمذهب پروتستاننهضتى عليه ارتجاع كاتوليك . فشار بيش از اندازه كليساى كاتوليك و وجود دستورات بسيار سخنگيرانه آن و گرفتن باجهاى كلان از عوام بيچاره ، مسيحى ،باعث گرديد كه گروهى از روشنفكران از كليساى روم فاصله بگيرند و راهى جداى از مذاهب كاتوليك و ارتودوكس بجويند.آنان نخستين جريان معترضى بودند كه تاريخ مسيحيت خود مى ديد. لوتر رهبر اين نهضت در سال 1488 م عليه دكان روحانيت كاتوليك مبنى بر خريد و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشكارا به اعتراض برخاست . و اين مبناى نخستين مذهب پروتستان گرديد.فليسين شاله مى گويد: در قرون وسطى و پس از جنگهاى صليبى ، در اثر پيدايش افكار نوين در اروپا، گروهى دريافتند كه كليساى روم از كليساى اوليه دين عيسى دور شده است . از طرفى بعضى از پادشاهان اروپا از ((استيلاء روحانى )) رم رنج مى بردند و در صدد بودند خود را از بند ((پاپ )) رها سازند. اخذ مالياتهاى ارضى بوسيله كليسا موجب وخامت اوضاع و تحريك مردم عليه دستگاه روحانى شد. اين علل اخلاقى و سياسى و اقتصادى در قرن شانزدهم ميلادى اصلاحات جديدى را در دين ايجاد كرد. ((لوتر)) از اين فرصت مناسب استفاده كرد و به مخالفت عليه دستگاه كليساى رم قيام كرد و ((سازمان كليساهاى پروتستانى )) را بوجود آورد.كليساهاى پروتستانى با وجود اين كه در برخى از مسائل با يكديگر اختلاف دارند، مع ذلك در امورى مشترك هستند: ((همگى با قدرت الهى پاپ مخالف اند))؛ بر خلاف كليساى كاتوليك ((داراى تشكيلات دموكراسى هستند))؛ اشخاص غير روحانى در انتخاب پاسوران سهيم اند؛ مؤ منان براى ارتباط با خدا احتياج به روحانيون ندارند؛ مقام كشيشى همگانى است ؛ كشيشان ازدواج مى كنند؛ اعتراف به گناهان اجبارى نيست ؛ اساس ‍شريعت كتاب مقدس است ؛ مؤ من مى تواند به آزادى اصول عقايد خويش ‍را از كتاب مقدس بدست آورد و احتياجى به روحانيان كليسا ندارد؛ و به بكارت مريم و مقدسين و برزخ عقيده ندارند.[3][1] تاریخ ادیان و مذاهب ج2 وبه نقل از خلاصه الادیان ص 180 تالیف دکتر ترابی[2] بررسی مذاهب و ادیان ص77 تالیف نادرعلی حکیمی[3] تاریخ ادیان و مذاهب ج2بخش فرق مسیحیت.