فرقه های اهل سنت

وجه تشابه و فرق شافعي و حنبلي، جعفري و مالكي و زيدي در چيست؟براي شناخت فرقه ها چه منابع مطالعاتي را پيشنهاد مي كنيد؟

3005.jpgزيدي و جعفري از فِرَق تشيع محسوب مي شوند اما شافعي، حنبلي و مالكي از مذاهب فقهي اهل سنت هستند و در نقطه مقابل تشيع قرار دارند. اختلافات خود اين مذاهب در مسائل عقيدتي و احكام زياد است براي اطلاع از آنها مي توانيد به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده رجوع نماييد. به صورت گذرا اشاره اي به اين مذاهب مي نماييم و منابع موثق براي مطالعه بيشتر را خدمتتان معرفي مي كنيم.

اولا معرّف مذهب شيعه مسأله خلافت بلافصل علي(ع) و فرزندان اوست و ملاك انشعابات اصلي در فِرَق شيعه نيز بايد همين امر دانسته شود ؛ و ديگر اختلافات را نمي توان ملاك انشعاب اصلي فِرق شيعه دانست ؛ بلكه ديگر اختلافات ، اگر تعيين كننده باشند ، موجب پيدايش فِرق فرعي مي شوند.
بر اين اساس مي توان گفت كه فرقه هاي اصلي شيعه عبارتند از: زيديه ، كيسانيه ، اماميّه(شيعه دوازده امامي) ، اسماعيليه ، فطحيه و ناووسيه. ولي از اين فرقه هاي شش گانه تنها سه فرقه باقي مانده اند كه عبارتند از: زيديه ، اسماعيليه و اماميه و سه فرقه ي ديگر منقرض شده اند. فرقه هاي ديگري نيز در مسأله امامت در تاريخ پديد آمده اند كه چند صباحي بيش نپاييده و خيلي زود منقرض شده اند ؛ لذا علماي ملل و نحل هنگام پرداختن به فرق شيعه به آنها اعتناء نمي كنند.
ثانياـ نخستين فرقه اي كه از مذهب شيعه منشعب شد كيسانيه است ؛ كه پيروان مختار ثقفي هستند و از آنجا كه مختار در آغاز كيسان نام داشت ، كيسانيه ناميده شدند. اينها معتقدند كه محمد بن حنفيه(فرزند امام علي(ع)) نيز امام است. گروهي از آنها او را امام بعد از علي(ع) مي دانند و برخي ديگر او را امام بعد از امام حسين(ع) مي شناسند. برخي از آنها نيز محمد بن حنفيه را مهدي موعود مي پندارند و معتقدند كه وي در كوه رضوي ـ در نزديك مدينه ـ پنهان شده و روزي ظهور خواهد كرد. كيسانيه خود داراي سه فرقه ي فرعي به نامهاي مختاريه(كيسانيه خالص) ، حارثيه و عبّاسيه مي باشد. زمان پيدايش اين فرقه زمان امامت حضرت زين العابدين (ع) مي باشد.

زيديّه: اينها زيد بن علي(فرزند امام سجاد(ع) ) را امام چهارم مي دانند و امام سجاد را تنها به عنوان پيشواي علم و معرفت مي شناسند ؛ چون به نظر اينها يكي از شرايط امام ، قيام مسلّحانه است و چون امام سجاد (ع) قيام مسلحانه نكرده است ، لذا از نظر اينان امام محسوب نمي شود. پيدايش اين فرقه مصادف با امامت حضرت باقر (ع) و بعد از قيام زيد بن علي بوده است.
فِرق فرعي زيديه عبارتند از: جاروديّه ، سلمانيّه يا جريريّه ، صالحيّه و ابتريّه.

اسماعيليه: اينها كساني هستند كه اسماعيل ، فرزند بزرگ امام صادق(ع) را امام مي دانستند. لازم به ذكر است كه اسماعيل در زمان حيات امام صادق (ع) از دنيا رفته بود.
اسماعيليّه نيز فرقه هاي فرعي زيادي دارد كه عبارتند از:
1ـ اسماعيليه خالص: اينها گفتند اسماعيل نمرده بلكه غايب شده است و روزي ظهور خواهد كرد.
2ـ مباركيّه: اينها به مرگ اسماعيل اعتراف دارند ولي معتقدند كه امامت بعد از امام صادق(ع) از اسماعيل به فرزندش محمّد منتقل شده و در نسل او ادامه يافته است.
3ـ قرمطيّه: اينها از مباركيه منشعب شده و معتقدند كه در مورد امامت اسماعيل بداء حاصل شده و امامت او به فرزندش رسيده است و محمد بن اسماعيل نمرده بلكه او هفتمين و آخرين امام است.
اسماعيليه را باطنيه ، سبعيه ، تعليميه ، مُلحده و مزدكيّه نيز گفته اند. فاطميان ، نزاريّه ، مستعليه و آقاخانيّه نيز از فرقه هاي اسماعيليه به شمار مي روند. اسماعيليه تاريخ مبسوطي دارد كه جهت آگاهي از آن بايد به كتب مفصل رجوع شود.
مشهورترين و پرطرفدارترين و مدلّل ترين مذهب شيعه ، شيعه اماميّه يا اثنا عشريّه است كه به دوازده امام معصوم اعتقاد دارند و امروزه لفظ شيعه به نحو مطلق به اين فرقه ي حقّه اطلاق مي شود.
برخي از اصحاب ملل و نحل فرقه هاي غلات(فرقه هايي كه در مورد اهل بيت(ع) غلو مي كنند) را هم از فِرق شيعه شمرده اند؛ ولي حقّ اين است كه اينها كافر بوده از جرگه ي مسلمين خارجند ؛ لذا آنها را نمي توان جزء فرقه هاي مسلمين شمرد.

ثالثا: شيعيان حدود ۱۶ درصد از كل جمعيت مسلمانان را تشكيل مي‌دهند. بزرگترين فرقه ي شيعه ، شيعه جعفري يا شيعه اثناعشري يا شيعه اماميّه است كه در اغلب كشورها كما بيش حضور دارند ولي بيشتر جمعيّت آن در كشورهاي جمهوري اسلامي ايران ، عراق ، جمهوري آذربايجان ، لبنان ، افغانستان ، پاكستان و كشورهاي حاشيه ي خليج فارس زندگي مي‌كنند.

جهت مطالعه بيشتر رجوع شود به:
فرق و مذاهب كلامي ، استاد علي رباني گلپايگاني.
تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام ، دكتر محمّد جواد مشكور
تاريخ شيعه ، علامه محمد حسين مظفّر
تاريخ انديشه هاي كلامي در اسلام ، عبدالرحمن بدوي
بنيادهاي كيش اسماعيليان ، برنارد لوئيس

مذاهب و فرقه هاي اهل سنت:

مذاهب اهل سنت از نظر فقهي عبارتنداز :
حنفيه كه مقلدان نعمان بن ثابت معروف به ابوحنيفه (متولد سال 80 و متوفّاي سال 151ه ق) مي‏باشند. ابوحنيفه فردي ايراني است كه امام اعظم اهل سنت به شمار مي‏رود. درجامعه تسنن، بعد از پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله و خلفاي راشدين و حسنين عليهما السلام هيچ‏كس به اندازه ابوحنيفه محترم نيست. پيروانش در ايران بسيار اندكند.
مالكيه كه پيروان مالك بن انس (متولد سال 95 و متوفّاي سال 179ه ق) مي‏باشند. مالك، عرب قحطاني است. بلاد مغرب غالباً پيرو مالك بن انس مي‏باشند.
شافعيه كه پيروان محمدبن ادريس شافعي (متولد سال 151 و متوفاي سال 204 ه ق) مي‏باشند. شافعي عرب قرشي است و از نظر كثرت پيروان مانند ابوحنيفه است و شايد بيش از او پيرو داشته باشد.
حنابله كه پيروان احمدبن حنبل (متوفاي سال 241 ه ق) مي‏باشند. احمد از لحاظ نژاد عرب است، ولي ظاهراً خاندانش در ايران (مرو) مي‏زيسته‏اند.

باورها و اعتقادات در مذاهب چهار گانه فقهي اهل سنت متفاوت است و هر كدام از اين مذاهب فقهي از اعتقاد هاي متفاوتي نسبت به ديگر مذهب فقهي، تبعيت مي كنند
مذاهب اربعه در اعتقادات به سه دسته ماتريدي، اشاعره و اصحاب حديث تقسيم بندي مي شوند.
اعتقادات اشاعره و مالكي ها :
مالكي ها از لحاظ مسائل كلامي و اعتقادي اشعري مذهب هستند برخي از اعتقادات آنها از اين قرار است :
يك :اعتقاد به اينكه صفات خدا بر دو گونه است :صفات فعل كه حادثند مثل : خالقيت و رزاقيت صفات ذات كه قديم ان- مثل : حي ،عليم و قادر.
دو :اشاعره خدا را قابل رويت مي دانند .
سه : ايشان قايل به قديم بودن قرآن هستند.
چهار : اشاعره منكر حسن و قبح ذاتي اشياء هستند .
اعتقادات حنيفي ها و ماتريدي ها :
اكثر حنفي ها از نظر كلامي از ابومنصور ماتريدي پيروي مي كنند. در حال حاضر نزديك به 350 ميليون نفر از حنفي ها ماتريدي هستند ، برخي از اعتقادات آنها از اين قرار است :
يك : ايشان منكر رويت خدا هستند.
دو: قايلند كه قرآن حادث است.
سه : ايشان اعتقاد به حسن و قبح ذاتي اشياء دارند ، يعني ميگويند عقلا محال است خداوند ظلم كند، و همچنين افعال الهي را مبتني بر مصالح مي دانند
چهار : حنفي ها آزادي انسان را در كارها معتقد مي باشند ..
برخي ازاعتقادات اهل حديث و حنابله
حنابله نيز در اعتقادات ، اهل حديث به شمار مي آيند، برخي از اعتقادات آنها از اين قرار است :
يك: كلام خدا كه همان حروف و اصوات است قديم مي­باشند(علامه مجلسى، محمد باقر ؛ بحار الأنوارج4 صفحه 150 و الإيجي ،عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد ؛المواقف ، بيروت، دار الجيل، الطبعة الأولى ، 1997، 3 مجلد ، ج3 ص 128)
دو: خدا در جهت فوق است و روز قيامت ديده مي­شود.( معتزلى، ابن ابى الحديد ؛شرح نهج البلاغة، قم،انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشى ، 1404 هجرى قمرى‏20 جلد در 10 مجلد،ج3 ،ص 234 )
سه:خدا جسم است و بر عرش نشسته و از هر طرف عرش به مقدار شش وجب از وجبهاي دست او زياد آمده است. در هر شب جمعه بر الاغي سوار مي­شود و تا صبح ندا مي­كند: آيا توبه كننده­اي هست. آيا استغفار كننده­اي هست؟( علامه حلى، حسن بن يوسف ؛ نهج الحق و كشف الصدق ، قم، مؤسسه دار الهجرة ، 1407 هجرى قمرى، يك جلدي، ص55 )
چهار: آيات متشابه را بر ظاهر خود حمل مي­كنند بدون تأويل.(همان)
پنج: معتقد است كه علماء كلام، زنديق (فرقه­اي از كفار) هستند و هرگز اهل كلام روي رستگاري را نمي­بينند.( نباطى بياضى، على بن يونس ؛الصراط المستقيم، نجف، چاپ كتابخانه حيدريه ، 1384 هجرى قمرى‏، 3 جلد در يك مجلد،ج : 3 ص : 223)
شش : خدا جوارحي از دست و پا و چشم دارد و هر شب به آسمان مي­آيد.
هفت: افعال بندگان از خداست.( پيشين؛ ص 224)

اعتقادات شافعي ها:
مي توان عقايد شافعي را به صورت فهرست وار اينگونه بيان كرد:
يك :اعتقاد به قديم بودن خداوند، با تمام صفاتش و عدم تشبيه خداوند در اوصاف.
دو :غير مخلوق بودن قرآن و معتقد به آفريده شدن بهشت و دوزخ، قبول عذاب قبر و سؤال نكر و منكر
سه : اعتقاد به شفاعت پيامبر و رفتن آن حضرت به معراج.
چهار: مختار دانستن انسان در اعمال و رفتار.
پنج :اهتمام بيشتر به حديث و رد عمل به رأي، مخالفت با علم كلام.
شش:اعتقاد به سه شرط براي درستي ايمان كه عبارت باشد از اقرار به زبان، تصديق به جنان (قلب)‌ و عمل به اركان.
شافعي در الهيات، اخباري و ظاهري بود، يعني ظواهر آيات و سنت پيامبر را ملاك عقيده مي دانست. او در اصول دين تا حدودي مذاق و مشرب مكتب اشاعره داشت.( فضائي، يوسف، مذاهب اهل سنت و فرقه اسماعيليه، تهران، آشيانه كتاب، چاپ اول، 1383، ص 152 و . ابوالمعالي محمد الحسيني العلوي، بيان الاديان، به اهتمام سيد محمد دبير سياقي، تهران، انتشارات روزنه، چاپ اول، 1376، ص 46.)
همچنين در مكتب شافعي براي حديث اهميت بيشتري قائل هستند، طوري كه اگر تعارضي بين حديث و قرآن حاصل مي شد، حديث را مقدم مي دانستند. هر چند شافعي در زمينة حديث آزادترند، در عين حال عمل به رأي را به هر شكل آن رد مي كند و تحقيق و بحث در اصول دين (بحث كلام) را به طور كلي مردود مي داند.( بي ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي اصغر حكمت، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول، 1380، ص 754)

نتيجه اينكه از نظر فقهي و اعتقادي بين مذاهب اهل سنت تفاوتها و اختلاف هاي زيادي وجود دارد كه منجر شده اهل سنت هم در فقه و هم درمباحث كلامي و اعتقادي با هم اختلاف پيدا كنند و لذا نام فرقه به آنها صحيح بوده و درست مي باشد.

براي تحقيق بيشتر در موضوع فوق اين كتاب را برايتانمعرفي مي كنيم البته از اين نكته غافل نباشيد كه مولف كتاب از اهل سنت بوده و گرايش هاي سلفي دارد .«اعتقاد امامان چهار گانه اهل سنت. ابوحنيفه، مالك، شافعي و احمد» تأليف: دكتر محمد بن عبدالرحمن الخميس