شيعه لندني و سني آمريكايي

چرا كسي كه به اهل سنت اهانت كند شيعه انگليسي خوانده مي شود؟

small_10919377_760987167323659_199051161_n.jpgمسئله شيعه لندني و سني آمريكايي يك مسئله انحرافي است كه بايد آن را در مباحث جريان شناسي در دل دشمن شناسي مطرح كرد؛ در اين سناريو، لندن شيعه معرفي مي‌كند و آمريكا سني. امروز به وضوح مي‌بينيم كه شيعه لندني و سني آمريكايي هر دو مسئله ايجاد كرده‌اند اما نبايد فريب اين دو جريان و حاميانشان را خورد. معيارها و علامت‌هاي اين دو جريان روشن است؛ ايجاد تفرقه و درگيري درون‌تشكيلاتي در ميان جامعه سني و شيعي از جمله مهم‌ترين معيارها براي شناخت شيعه لندني و سني آمريكايي است. مسلمان واقعي چه شيعه و چه سني، مشتركات اسلام را رها نمي‌كند تا در كنار دشمنان اسلام عليه مسلمان ديگري بايستد. بنابراين شيعه لندني و سني آمريكايي در راستاي تأمين منافع دشمنان اسلام علم شده است و هيچ ربطي به اسلام و مسلمانان ندارد.
بي شك جهان اسلام امروز بيش از هر ملت و امت ديگري نيازمند اتحاد و همدلي است . روح اسلام در نشر عقايد درست و صحيح اسلامي، اتحاد و انسجام است و اختلافات جزيي در مسائل عملي اسلامي مثل احكام و فقه و شريعت است ولي از لحاظ اصول اعتقادي و مباني اعتقادي شيعه و سني خيلي تفاوتي ندارند بلكه اشتراكات بسيار مهمي دارند. مهم‌ترين منبع مشترك، قرآن است كه همه پايبند به آن هستند و گاهي ما در تفاسير مربوط به قرآن مي‌بينيم علماي شيعه از تفاسير اهل سنت استفاده مي‌كنند و بالعكس. همچنين در مباحث كلامي، فلسفي و عرفان و آنچه به اعتقادات مربوط مي‌شود مثل اعتقاد به معاد و نبوت و احترام به پيامبراعظم(ص) و خاندان عصمت و طهارت اختلاف وجود دارد ولي قابل بحث است نه اينكه منشأ دعواهاي سياسي و اجتماعي باشد. تشيع و اسلام بطور عام ممكن است با خيلي از عقايد ديگر فرق و ديگر اديان موافق نباشد و اشكالهايي را به عقايد و باورهاي آنها وارد سازد ولي اين در بحث علمي است ولي در بحث عمل مي بينيم كه با تمام اديان و مذاهب و فرق در صلح و دوستي و با همنشيني مسالمت آميز زندگي مي كند و دعوت به گفتمان در محيطي امن و علمي مي نمايد.
روح اسلام روح وحدت و يگانگي است. نشر حقيقت اسلام به دست علماست و بالطبع همه دنياطلبان كه عظمت اسلام و عزت مسلمانان را برنمي‌تابند، اگر بخواهند اختلافي بين فرق مختلف و شيعه و سني ايجاد كنند بايد به سراغ علما بروند؛ طبيعي است تنها آنهايي كه خودشان خود را عالم مي‌دانند و علم را به عنوان وسيله‌اي براي مطرح كردن خودشان مي‌دانند، با چنين جريان‌هايي همراه مي‌شوند. مواردي بوده كه عواملي از سرويس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي غرب مثلا انگليس، حقوق گرفتند تا با مباحث اعتقادي شيعه و سني آشنا شوند و بعد به عنوان يك عالم شيعي يا سني و به فرموده رهبري سني آمريكايي و شيعه لندني در ميان مسلمانان به تفرقه افكني مشغول شوند.
بصيرت علما مقدم بر بصيرت مسلمانان است؛ ما عالماني كه به لحاظ علمي مطرح اما به لحاظ سياسي ساده لوح باشند در ميان علماي شيعه و اهل سنت فراوان داشته و داريم؛ افرادي كه در تله دشمنان اسلام گرفتارشدند و به جاي اينكه علمشان موجب روشنگري شود و در جهت عزت اسلام باشد خود اينها آتش بيار معركه دشمن شده و سبب تفرقه و اختلاف شدند.
دشمنان از ظرفيت علما براي ايجاد اختلاف ميان شيعه و سني استفاده مي‌كنند. توده‌هاي مردم چه شيعه و چه سني، حقيقت اسلام را از زبان علما دريافت مي‌كنند. اين خيلي مهم است كه مردم مسلمان اعم از شيعه وسني چهره شناس باشند و سراغ كسي كه ادعاي عالمي دارد اما در عملكرد خود بصيرت لازم براي شناخت دشمن و توطئه‌هايش را ندارد، نروند.
قطعاً چنان چه تبليغ اسلام حقيقي در كشورهاي اسلامي از سوي علما و دولتمردان پيش از اين دنبال مي‌شد، امروز شاهد بروز و پيدايش جريان‌هايي نبوديم.
بر همين اساس است كه امروز شيعه و سني در يمن از حملات آل سعود و متحدانش در امان نيست و مسلمانان شيعه در بحرين نيز به دست نيروهاي نظامي عربستان به خاك و خون كشيده مي‌شوند. همچنين تكفيري‌هاي تروريست نيز، به مدد و ياري همه جانبه آل سعود و وهابيت ، چند سالي است شاهد فجيع‌ترين جنايات در طول تاريخ است. از اين نظر، وظيفه سنگين علما در بصيرت بخشي و مفتضح نمودن علماي شيعه لندني و سني آمريكايي بيش از پيش سنگين‌تر شده است.