جانشيني امام علي(ع)

چرا با اينكه در بسياري از روایات صحبت از جانشيني امام علي(ع) است چرا هنوز اهل تسنن صحبت دارد؟

در گذشته كه حكومت دست سنّي ها بوده، لذا تا زمان صفوفيان، حتّي بر ايران شيعي هم سنّي ها حكومت مي كردند. اكنون هم كه در كشورهاي سنّي، شديداً سانسور وجود دارد. افزون بر اينها تا توانسته اند بر ضدّ شيعه تبليغ نموده و اعتقادات شيعه را به نحو ديگري به گوش مردم عوام رسانده اند. مثلاً ما بعد از نماز، سه بار دستها را تا گوش بالا مي بريم و مي گوييم الله اكبر. امّا وهّابي ها در ميان سنّي هاي ديگر ممالك شايع نموده كه شيعه در اين حال مي گويد: « خان الامين» يعني جبرئيل خيانت كرد؛ يعني بايد وحي را به علي(ع) آورد ولي به رسول خدا(ص) نازل نمود. عوام نيز اين شايعات را مي پذيرند.
امّا عامل اصلي سنّي ماندن يا مسيحي ماندن يا بودايي ماندن، نديدن و نشنيدن حقّ نيست، بلكه عامل اصلي، رسوبات فرهنگي است. اغلب مردم، اهل گرفتار رسوبات فرهنگي اند و حاضر نيست از آنچه به مرور زمان در ذهنشان رسوب نموده دست بردارند. لذا در برابر انبياء مي گفتند: ما از طريق پدرانمان دست بر نمي داريم. در قرآن كريم نيز اين عامل به عنوان يكي از مهمّترين عوامل حقّ ناپذيري بيان شده است. مثلاً فرمود: « وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ ـــــ و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند(باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! » (البقرة:170)
البته بحث رسوبات فرهنگي فقط مربوط به دين نيست، بلكه انسانها در خيلي از امور تحت تأثير اين عامل هستند. مثلاً اين همه تلوزيون درباره ي مضرّات مراسم چهارشنبه سوري تبليغ مي كند و اين همه نيروي انتظامي مراقبت مي كند ولي باز هم مي بينيد كه عدّه اي از مردم دست بردار نيستند؟ چرا آيا عقلشان نمي رسد؟ آيا پشتوانه اي عقلاني پشت اين مراسم مزخرف است؟ خير، پشتوانه اي عقلاني در كار نيست؛ بلكه يك رسوب فرهنگي است كه نسل به نسل منتقل مي شود. يا اين همه افراد سيگار مي كشند و اين همه پزشكان هشدار مي دهند و رسانه ها كار فرهنگي انجام مي دهند ولي فايده ي چنداني ندارد. آيا سيگار گشيدن و دود خوردن، پشتوانه ي عقلاني دارد؟ آيا دود خوردن لذّتي دارد؟ آيا كسي هست كه مضرّات پزشكي سيگار به گوشش نرسيده باشد؟ و شگفت آنكه حتّي برخي پزشكان هم خودشان سيگاري اند.
خلاصه آنكه: همه چيز استدلال نيست. همه چيز داشتن اطّلاعات نيست. براي غلبه بر رسوبات فرهنگي راههاي فرهنگي مناسب را بايد در پيش گرفت.
عامل ديگر، هواي نفس است.
آيا يك عالم وهّابي كه بر ضدّ شيعه شايعه درست مي كند و پخش مي كند، واقعاً نمي داند كه اين شايعات دروغند؟ خيلي هاشان مي دانند امّا « في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً».
حتّي عوامشان هم تحت تأثير هواي نفس هستند. آيا مردم كشورهاي سنّي نمي بينند كه حكومتهايشان نوكر آمريكا و انگليس و اسرائيل هستند؟ و از طرف ديگر آيا نمي بينند كه اين حكومتها شديداً دارند بر ضدّ شيعه فعاليّت مي كنند؟ هر كسي كه اندك عقلي داشته باشد از كنار هم گذاشتن اين دو مطلب شاخكهاي حقيقت جويي اش فعّال مي شوند. امّا اغلب مردم اصلاً كاري به دين ندارند و مثل حيوانات سرشان را انداخته اند پايين و دنبال حقيقت نمي روند. حتّي اغلب عوام شيعه هم همين گونه اند. لذا اگر والدين اينها سنّي بودند اينها نمي رفتند دنبال حقيقت. كما اينكه اكنون كه شيعه اند نمي روند دنبال آموختن معارف شيعه.
چرا؟ چون اساساً دنبال دين و حقيقت رفتن، مخالف با هواي نفس است. لذا نفسانيّت اجازه نمي دهد كه كسي دنبال حقيقت برود. تنها افرادي دنبال تحقيق در اين زمينه مي روند كه بتوانند بر هواي نفس خود غالب شوند.