توصیف ظاهر امام علی علیه السلام

افرادي هستند كه امام اول حضرت علی علیه السلام را اینگونه توصيف مي كنند، او قدي كوتاه داشت وگرد و چاق بوده و بد ريخت و دندان هاي او كج و ناجور بوده دندان سالم نداشت و... لطفا ظاهر امام را توصیف کنید.

small_29.jpgجمال و شمايل امام علي(ع) پيامبر مكرم اسلا م (ص) فرمود: هرکه دوست دارد که به هيبت اسرافيل، رتبه ميکائيل، جلالت جبرئيل، سازگاري آدم، خداترسي نوح، دوستي ابراهيم، اندوه يعقوب، جمال يوسف، مناجات موسي، صبرايوب، زهد يحيي، سنت يونس، پرهيز عيسي وحب و خوي محمد بنگرد بايد به علي بنگرد، که نود خصلت از خصلت هاي انبيا در اوست وهمه را خداوند در او جمع کرده و براي احدي غير او جمع نکرده است.علا مه مجلسي(ره) گويد: از جابر و ابن حنيفه روايت است که: علي(ع) مردي ميان قامت و تنومند بود، ابرواني بلند و کماني، چشماني درشت و سياه داشت که سفيدي آن آميخته به سرخي بود، چهره اش از زيبايي مي درخشيد، گندمگون بود و موهاي جلو سرش ريخته و پشت سر مويي بسان سربندي جواهر نشان داشت، گردنش چون تنگ سيم فام بود و درشت، پشتي محکم، سينه اي پهن و پهلويي پرگوشت و يکدست و صاف، دستها و انگشتاني پرگوشت و کلفت داشت بازو و ساعدش در هم و يکدست بود به طوري که از هم تميز داده نمي شد، ساعدهايي درشت، دوش هايي پهن و مفاصلي بزرگ مانند مفصل شيرژيان داشت. محاسني داشت که سينه اش را زينت مي بخشيد، عضلاتي درشت و ساق پايي باريک داشت. (بحار الا نوار ج 35 ص 2و3)همچنين در کتاب سیره معصومان ج 3، سید محسن امین آمده است:در کتاب کشف الغمه نوشته شده است که بدر الدین لؤلؤ عامل موصل از بعضی علما درخواست کرد تا احادیث صحیح و گوشه ای از آنچه درباره فضایل و صفات علی (ع) نقل شده است استخراج کنند. این صفات بر«انوار شمع اثنی عشر» نوشته و به آرامگاه آن حضرت برده شد.وی می گوید: «من این شمع را دیدم ». آنچه در اوصاف علی (ع) می آید مطالبی است که از کتاب صفین و از جابر و ابن حنفیه و دیگران و نیز از کتاب استیعاب نقل شده است. بدر الدین با خواندن این صفات گفت: او (علی) نکوترین کسی است که صفاتش را دیده است.ما با استفاده از مجموع این روایات به خصوصیات برجسته آن امام همام اشاره می کنیم.علی (ع) مردی میانه بالا بود. اندکی کوتاه و چاق. چشمانی سیاه و گشاده داشت. در نگاهش عطوفت و مهربانی موج می زد. ابروانش کشیده و پیوسته بود. صورتی زیبا داشت و از نیکو منظرترین مردم به شمار می آمد. رنگ صورتش گندمگون بود. چهره ای گشاده و بشاش داشت. به جز موهای اطراف سرش، موی دیگری نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجی می درخشید. گردنش از سپیدی به درخشش ابریقی نقره ای مانند بود. ریشی انبوه داشت و بالای آن زیبا می نمود. گردنش ستبر و شانه هایش همچون شانه های شیری ژیان، فراخ بود.در روایتی دیگر ذکر شده است: شانه هایش مانند شانه های شیری قوی جثه، پهن بود. بازوان نیرومندش، از شدت درهم پیچیدگی عضلات از ساعدش قابل تمیز نبود.مچها و نیز پنجه هایی قوی و قدرتمند داشت.در روایتی دیگر نیز آمده است: آن حضرت انگشتانی باریک و ساعد و دستی نیرومند داشت. و چنان قوی بود که اگر دست کسی را می گرفت، بر او مستولی می شد و طرف مقابل قدرت نفس کشیدن را از دست می داد. شکمی بزرگ و پشتی قوی داشت. سینه وی فراخ و پرمو بود و سر استخوانهای او که در مفصل با یکدیگر جفت شده بودند، بزرگ می نمود. عضلاتی پر پیچ و تاب و ساقهایی کشیده و باریک داشت. بزرگی عضله دست و پای او بهنجار و موزون بود و هنگام راه رفتن اندکی به جلو متمایل می شد. چون به میدان کارزار روی می آورد، با هروله و شتاب می رفت. نیرومند و شجاع بود و در رویارویی با هر کسی، پیروز می شد. به راستی خداوند او را با عز و نصر خود تایید کرده بود.در کتاب فائق آمده است که ابن عباس می گوید: من زیباتر از طرفین پیشانی علی (ع) ندیده ام. شرصتان (طرفین پیشانی) از شرص و به معنای جذب و کشیدن است.گویا مو کشیده شده و جای آن معلوم می شود. آیا به وجه تسمیه مو به نزعه نمی نگری و نمی بینی لغات جذب و نزع همه از یک رشته سرچشمه می گیرند؟!