تاریخ پیدایش فرقه اهل حق

small_1_239.jpgآیین اهل حق(یارسان) در قرن هفتم و هشتم هجری توسط شخصی به نام سلطان اسحاق در میان کردنشینان ایران ظهور کرد. اگرچه مۆسس این فرقه از ناحیه کردستان عراق برخاسته است اما زندگی خود را در کردستان ایران سپری کرده است و در همین جا به ابلاغ آیین یارسان نیز پرداخته است. بدین ترتیب، خاستگاه آیین حقیقت منطقه کردستان می باشد و کتابهایی هم که به دست بزرگان اهل حق نوشته شده است و در آنها آداب و رسوم و مناسک آیین اهل حق توضیح داده شده به زبان گورانی که یکی از گویش های کردی است به رشته تحریر در آمده است.

از فرقه اهل حق به نام های یارسان ، آیین حقیقت و دین حقیقت یاد می شود. یارسان بنا به قولی مخفف یارستان و به معنای یاران حق است و بنا به قولی دیگر مرکب از دو کلمه یار به معنای دوست و پیرو و سان به معنای شاه و سلطان است که روی هم به معنای پیروان سلطان اسحاق می باشد.

پیروان آیین اهل حق (یارسان) همواره سعی بر آن داشته اند که اسرار خود را فاش نکنند و آداب و رسوم خود را مخفی نگه دارند.

آنها عقیده دارند که مسلکشان دارای رازها و اسرار ناگفتنی است و نباید آن را به کسی نشان دهند، از این رو کتابهای خود را که با نظم و نثر به گویش گورانی که یکی از گویش های کردی است نوشته شده ، به کسان دیگر نشان نمی دهند و آنها را از دیگران مخفی نگه می دارند و نمی گذارند دست پژوهندگان به آنها برسد.

از این رو دستیابی به تاریخ دقیق پیدایش فرقه مذکور آسان نیست.
خود اهل حق عقاید این فرقه را از عالم اَلَست تا زمان حضرت علی (ع) جزو اسرار انبیاء می دانند و معتقدند که آن حضرت اسرار حقیقت را به یاران خود بیان فرموده است و در زمان های مختلف این اسرار سینه به سینه از «کمیل» و «مقداد» و «ابوذر» و «معروف کرخی» منتقل شده است.
اعتقاد به حلول خداوند در بدن پیشوایان اهل حق، یکی از عقاید اصلی این فرقه به شمار می رود

در اسناد اهل حق آمده است که در قرن چهارم هجری مردی به نام «مبارک شاه» ملقب به «شاه خوشین» که اهل حق او را مظهر خدا می دانند در میان ایلات لُر ظهور و آیین حقیقت را در میان قسمتی از مردم لرستان شایع کرده است.

از نظر اهل حق «شاه خوشین» از یک دختر باکره به دنیا آمده است و ذات حق در جامه‌ی )بدن) او ظهور یافته است. اعتقاد به حلول خداوند در بدن پیشوایان اهل حق، یکی از عقاید اصلی این فرقه به شمار می رود.

پس از آن، تا قرن هفتم و هشتم در اسناد تاریخی، اطلاعی از فرقه اهل حق به چشم نمی خورد. تا این که، در سال 612 هجری فردی به نام سلطان اسحاق در روستای برزنجه از بخش حلبجه شهرستان سلیمانیه عراق (کردستان عراق) به دنیا آمد. سلطان اسحاق پس از مرگ پدرش- شیخ عیسی - که از دانشمندان بزرگ برزنجه به شمار می رفت، به علت مخالفت با برادرانش از برزنجه به سرزمین اورامان دیه شیخان (کردستان ایران) مهاجرت کرد.

وی عمرش را در حال انزوا سپری نمود و تنها افراد حقجو را به حضور می طلبید. بدین ترتیب آیین یارسان توسط سلطان اسحاق تجدید شد و رسمیت پیدا کرد.

اسرار اهل حق که تا قرن هفتم سینه به سینه منتقل می شد در سده ی هفتم و هشتم هجری به صورت قانون و ارکان اهل حق و به نام حق و حقیقت و یارسان به یاران ابلاغ شد و در واقع سلطان اسحاق روی همین اصل، مۆسس مسلک اهل حق محسوب می گردد.
اهل حق عقاید این فرقه را از عالم اَلَست تا زمان حضرت علی (ع) جزو اسرار انبیاء می دانند و معتقدند که آن حضرت اسرار حقیقت را به یاران خود بیان فرموده است.

در تعدادی از دست نویس ها و یادداشت های پیروان اهل حق درباره سلطان اسحاق نوشته شده است که وی در جوانی به شهر بغداد رفت و در مدرسه نظامیه دانش پژوهی خود را دنبال و پس از آن به دمشق رهسپار شده و در آنجا تحصیل خود را به پایان رسانیده است . پس از ادامه ی تحصیلات به زادگاه خود بازگشته و در آنجا مسجدی ساخته و به ارشاد و راهنمایی مردم پرداخته است. پس از چندی به زیارت خانه ی خدا رفته و پس از انجام مراسم حج به روستای برزنجه بازگشته است. در این هنگام پدرش رخت از جهان بربسته و چون برادرانش میانه خوبی با وی نداشته اند ناچار به دیه شیخان در اورامان کوچ کرده و در آنجا مسلک یارسان را پایه گذاری کرده و در همین روستا بدرود جهان گفته است. اهل حق این روایت را نمی پذیرند و چون سلطان اسحاق را مظهر ذات حق می دانند معتقدند که او دارای علم ذاتی بوده است و از همه چیز مطلع بوده و نیازی به اندوختن دانش نداشته است. آنچه که روشن است این است که سلطان اسحاق با استفاده از عقاید و آراء خاص مذهبی موجب احیای فرقه ی اهل حق شده است و مسلک کنونی یارسان را پی ریزی کرده است.

نتیجه گیری
درست است که آیین اهل حق در قرن هفتم هجری بنیان گذاری شده است اما از نظر پیروان این آیین، از عالم الست و پیش از خلقت آدم(ع) ابتدا هفت ایزد و یا هفت تنان و پس از آن چهل تنان آفریده شده است و این چهل تن از نور حضرت علی(ع) بوده اند و حضرت علی ظهور و بروز نور حق تعالی است و ذات حق در جامه ی (بدن) او حلول کرده است. از نظر آنان در هر زمانی نور حق در فردی ظهور می کند و اسرار حقیقت از انبیاء سینه به سینه منتقل شده است تا زمان سلطان اسحاق که ارکان این آیین بیان شده است. فاطمه زین الدینی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .