تاریخ زیدیه

زيديه به پيروان زيد شهيد عليه السلام گفته مي شود كه پس از شهادتش, وي را به عنوان امام خود برگزيدند.
پيدايش فرقه زيديه به قرن دوم هجري باز مي گردد، آنان پس از امام حسين(عليه السلام) زيد شهيد فرزند امام زين العابدين(عليه السلام) را امام مي دانند و امام سجاد(عليه السلام) را تنها پيشواي علم و معرفت مي شمارند. اكثر نويسندگان زيدي بجاي امام سجاد(عليه السلام) حسن مثني فرزند امام حسن مجتبي(عليه السلام)را امام خود مي دانندو(رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، قم، دفتر تحقيقات و تدوين كتب اسلامي، ص 99.) و زيد امام پنجم شمرده مي شود و پس از وي فرزندش «يحيي بن زيد» و پس از وي «محمد بن عبدالله» و «ابراهيم بن عبداللّه» را امام مي دانند (كه همگي بر ضد خلفاي اموي قيام كردند و شهيد شدند) بعد از آن كار زيديه انتظام نيافت تا اينكه «ناصر اطروش» كه از اعقاب برادر زيد بود، در خراسان ظهور كرد و در اثر تعقيب حاكم محل، از آنجا فرار كرده به سوي مازندران كه هنوز مسلمان نشده بودند رفت و پس از سيزده سال تلاش عده زيادي را مسلمان و به مذهب زيديه در آورد، سپس به ياري آنان ناحيه طبرستان را مسخّر ساخته و به امامت پرداخت و پس از وي اعقاب او تا مدتي در آن سامان امامت كردند.( الهامي، داود، سيري در تاريخ تشيع، قم، مكتب اسلام، 1375، ص 401.)
چگونگي پيدايش زيديه:
نهضت زيد در اصل مورد تأييد امام باقر و امام صادق(عليه السلام)بود. و بدين جهت آن دو امام به شيعيان خود به طور مخفيانه توصيه مي كردند كه با زيد بيعت نمايند و عهد و پيماني هم ميان امام(عليه السلام) و زيد منعقد شده بود كه مسلماً اگر زيد پيروز مي شد، به آن عهد وفا و حكومت را تحويل امام معصوم(عليه السلام) مي داد، ولي بسياري از شيعيان خيال مي كردند رهبر نهضت زيد بن علي است كه با شمشير قيام و خروج كرده و مردم را به رضا از آل محمد(صلي الله عليه وآله) فرا مي خواند و مقصود از آل محمد(صلي الله عليه وآله) هم خودش است. بدين جهت برخي از شيعيان كه از مظالم «امويان» به تنگ آمده بودند، زيد را امام واجب الاطاعة مي دانستند و در مقابل اين فكر انحرافي كه به شدت گسترش مي يافت كاري ساخته نبود چون امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) واقع امر را به خاطر رعايت «تقيه» علناً نمي توانستند بگويند. زيد هم به خاطر حفظ جان امام عهد و پيماني را كه با امام بسته بود نمي توانست بگويد. بنابراين جلوي اين فكر انحرافي گرفته نشد و باعث شد زيديه پديد آيد كه خود زيد در پيدايش آن كوچكترين نقشي نداشته و لذا عقيده به امامت او بعد از شهادت دليرانه اش پيدا شده است چون جايي ديده نشده كه زيد خود را امام ناميده باشد.( همان مدرك، ص 400 و 401 (با تصرف))
زيد بن علي(عليه السلام): در بين سالهاي 75 تا80 هجري متولد و در بين سالهاي 120 تا 122 شهيد شده است.( فرق و مذاهب كلامي، ص 100. اعيان الشيعه، ج 7، ص 108.) او در كوفه اقامت گزيد. سپس به شام و در مجلس هشام بن عبدالملك حاضر شد با او مكابره كرد و پنج ماه زنداني شد و بعد از آن به مدينه و عراق بازگشت در سال 120 هجري چهل هزار تن از مردم كوفه با او بيعت كردند، مردم را به «كتاب» و «سنت» و «جهاد» دعوت مي كرد. فرمانرواي بصره و كوفه در زمان او، يوسف بن عمر ثقفي بود. جنگ ميان او و لشكريان اموي درگرفت، بعد از چند روز زيد شهيد شد، سر او را به دروازه دمشق آويزان كردند، جسدش را در خاكروبه كوفه عريان بر دار كردند و بعداً سوزانيدند.
زيد بن علي(عليه السلام) در نظر امامان اهل بيت(عليهم السلام):
امام صادق(عليه السلام) بسيار مي فرمود: خدا عمويم را رحمت كند.( عيون اخبار الرضا، ج 10، ص 248. صدوق، ح 11 همان مدرك، ص 100 و 101.)
شيخ صدوق در كتاب «عيون اخبار الرضا(عليه السلام)» بابي به نقل روايات ائمه معصوم(عليهم السلام) در مدح و منقبت زيد اختصاص داده است. به عنوان نمونه امام هشتم(عليه السلام) فرمودند:... زيد بن علي از دانشمندان آل محمد(صلي الله عليه وآله) بود وي براي خشنودي خدا خشمگين شد و با دشمنان خدا جهاد كرد، و در راه خدا به شهادت رسيد.
امام باقر(عليه السلام) فرمودند: اي زيد مادري كه تو را به دنيا آورده است برگزيده است.( همان ، ص 107 و 108.)
اصل قيام و جهاد زيد هم مورد تأييد ائمه(عليهم السلام) بوده است.( همان ، ص 100) دانشمندان اماميه مثل شيخ مفيد و شيخ بهائي و... توصيف زيد كرده اند.( همان ، ص 106)
از مطالعه آثار(آثار علمي كه به زيد شهيد منسوب است عبارتند از: «تفسير غريب القران، الصفوة، رسالة اي علما الامة، مناسك الحج و مجموعه فقهي و حديثي») منسوب به وي بدست مي آيد كه در مسايل مبدأ و معاد با عقايد اماميه هماهنگ است.( رياض الاحزان، ص 181. قاموس الرجال، ج 4، ص 262 (به نقل از فاضل رضوي، شخصيت و قيام زيد بن علي، جامعه مدرسين، چاپ دوم، ص 307)) و بطلان بعضي عقايد زيديه دليل بر انحراف زيد بن علي نمي شود.
مختصري از عقايد زيديه (مربوط به اصول مذهبي):
كلام زيديه از نظر روش، عقل گراست چنانكه از نظر اصول و مبادي كلامي نيز با كلام عدليه (اماميه و معتزله) هماهنگ است و مهم ترين اصول عدليه را قبول دارند:
الف ـ درباره صفات خبريه روش تأويل دارند، مثلا يد اللّه را به نعمت و قدرت تفسير كرده اند، بر خلاف اهل حديث و حنابله.
ب ـ رؤيت بصري خداوند را محال و مستلزم جسمانيت مي دانند (موافق اماميه اند)
ج ـ عدل و حكمت الهي را مثل اماميه قبول دارند. (خدا را عالم و بي نياز مي دانند)
د ـ در مورد جبر يا اختيار انسانها مي گويند: خداوند خالق افعال بندگان نيست، چگونه خداوند آنان را به كاري كه خود مي آفرينند، امر كرده، و از كاري كه قضاي الهي به تحقق آن تعلق گرفته است نهي كند؟ (مطابق نظر مفوضه اند)
هـ ـ خداوند فعل قبيح انجام نمي دهد و كساني كه گناه كبيره انجام دهند فاسق اند نه كافر اند و نه مومن. عقيده زيديه درباره امامت بر خلاف ديدگاه شيعه است آنها معتقد اند كه امام بايد داراي ويژگيها ذيل باشد:
1ـ از اولاد فاطمه زهرا(عليها السلام) باشد. حسني يا حسيني، چون پيامبر فرمود: (اَلْمَهدِي مِن وُلْدِ فاطمة)
2ـ عالم به شريعت و زاهد و شجاع باشد تا از جهاد با دشمنان فرار نكند.
3ـ آشكارا به دين خدا دعوت كند و براي ياري دين قيام مسلحانه كند. (مثل زيد بن علي) وجود چند امام در زمان واحد در كشورهاي مختلف جايز است و گاهي هم زيديه بدون امام بوده اند.( همان مدرك، ص 104)
مختصري از احكام فقهي و فروع دين مربوط به زيديه: مجموعه فقهي و حديثي كه به مسند امام زيد معروف است، نخستين كتاب در فقه و حديث زيديه است كه علماي زيديه بر آن شرح هايي زده اند كه مفصل ترين آنها «الروض النظير في شرح مجموع الفقه الكبير» تأليف قاضي شرف الدين سياغي است.( سيري در تاريخ تشيع، ص 401.) در عبادات زيديان در بعضي از مسايل كه مايه تمايز شيعه و سني است، روش شيعه را دارند، مانند: «حي علي خير العمل» گفتن در اذان، پنج بار تكبير گفتن در نماز ميت، نخوردن ذبيحه (كشتار حيوان) نا مسلمان، آنها به حرمت زناشوئي با غير زيدي معتقدند و متعه (ازدواج موقت) را جايز نمي دانند, بنا به آنچه گفته اند، زيديه در اصول مذاق معتزله و در فروع فقه مذاق «ابو حنيفه» را دارند.( همان، ص 403.)
امر به معروف و نهي از منكر را واجب و تقيه كردن را حرام مي دانند. براي ائمه خود قايل به معجزات و كرامات نيستند.( شكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامي، مشهد، آستان قدس، ص 218.)
خود زيديه به فرقه هاي ذيل منشعب شده كه هر كدام در اصول و فروع عقايدي ويژه دارند: جاروديّه، سليمانيه، صالحيه، بتريه، ابرقيه و... تا نوزده فرقه ذكر كرده اند.

فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه زيدى اين است كه«شيعه زيدى»غالبا امامت را مختص به اهل بيت نمى ‏داند و عدد ائمه را به دوازده منحصر نمى ‏بيند و از فقه‏ اهل بيت پيروى نمى‏ كند بر خلاف«شيعه دوازده امامى».و فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه اسماعيلى نيز اين است كه اسماعيليه معتقدند كه امامت به دور«هفت»گردش مى‏ كند و نبوت در حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ختم نشده است و تغيير و تبديل در احكام شريعت بلكه ارتفاع اصل تكليف خاصه به قول باطنيه مانع ندارد! بر خلاف شيعه دوازده امامى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم را خاتم الانبياء مى ‏دانند و براى وى دوازده وصى و جانشين قائلند و ظاهر شريعت را معتبر و غير قابل نسخ مى‏ بيند و براى قرآن كريم هم ظاهر و هم باطن اثبات مى‏كنند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .