اصول عقاید علویان

اصول اعتقادي علويه چيست؟

علوي منسوب به علي(عليه السلام) است و در اصطلاح به كسي گفته مي شود كه آن حضرت را بر سه خليفه ديگر ترجيح داده و پيرو اوست. علويان حدود هشت قرن پيش به سرزمين آناتولي آمدند و اكنون حدود يك سوم جمعيت تركيه را تشكيل مي دهند و 20 الي 25 ميليون جمعيت دارند. علويان در تمام مناطق تركيه زندگي مي كنند، ولي بيشتر آنها در غرب تركيه هستند. هم‌اكنون علويان در سواحل سوريه و استان ختاي در تركيه (كه مورد ادعاي سوريه‌است) تمركز دارند. به طور تقريبي سيزده درصد جمعيت سوريه علوي هستند. علويان از حيث ادب و هنر بسيار غني اند و از زماني كه به آناتولي آمدند صدها تن شاعر و متفكر تربيت كردند. فشارهاي عثماني باعث شد كه آنان از منابع و ارزش هاي خود دور بمانند. از زمان تشكيل حكومت تركيه نيز چون تمام مراكز ديني بسته شد، مراكز علويان هم تعطيل شد و اين نيز تأثير بسزايي در دور ماندن آنها ازارزش هاي خود داشته است. علويان از حيث اعتقاد، شيعه دوازده امامي و از حيث مذهب، جعفري هستند. اين را هم در كتاب هاي خود ذكر كرده اند و هم بزرگان آنها در تحقيقات ميداني ما بيان كرده اند. بشار اسد نيز از شيعيان علوي به شمار مي آيد.
ديدگاه ها در باب علويون
1. علوي در كل شامل فرزندان پاك امير المومنين ـ عليه السّلام ـ و اصحاب و دوستداران آن حضرت مي باشد و نيز به كساني اطلاق مي شود كه در روز غدير خم، با حضرت بيعت كرده و نسبت به آن پايدار ماندند. (سبحاني، جعفر، بحوث في الملل و النحل، مركز مديريت حوزة علمية قم، ج 8، ص 405)
2. شيعه نام عمومي كساني است كه به امامت امير المومنين ـ عليه السّلام ـ گرويده اند. به اين گروه در آغاز شيعة علي ـ عليه السّلام ـ مي گفتند. پس از ظهور راونديه ـ كه اهل خراسان بوده و به امامت عباس عموي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بعد از ايشان معتقد بودند ـ يعني شيعة آل عباس، بنا به امتيازي كه به طرفداران امير المومنين علي ـ عليه السّلام ـ قائل بودند علويه مي گفتند. (تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام، همان، ص 149)
3. برخي از كتب فرق و مذاهب، علويه را جزو نصيريه آورده اند و تمام عقايد آنان را به علويه تعميم داده اند.
در نتيجه از يك ديدگاه كلي و اصطلاح عام مي توان به تمامي پيروان امير المومنين عليه السّلام علوي گفت و از ديدگاه خاص و اصطلاح خاص ، علويان فرقه اي هستند كه به نام نصيريه شناخته مي شوند.
واژه و اصطلاح نصيريه و علويان
خود نصيريه اين نام را مشتق از نام پيشوايشان محمد بن نصير مى‌دانند. در متون اسلامى اين نام قبل از تأسيس اين فرقه در لاذقيه در قرن پنجم، ثبت نشده است. اولين بار در اوايل قرن پنجم قمري در اثري از حمزة بن علي يكي از مۆسسان مذهب دروزي، به نام «الرسالة الدامغة في الرد علي الفاسق النصيري» و نيز در دو اثر «رسالة الغفران» و «اللزومات» از ابوالعلاء معري اين نام به كار رفته است (رباني گلپايگاني، 1377ش، ص186).
در مورد واژه علوي كه امروزه در سوريه خطاب به نصيريه به كار مي‌رود، در تاريخ اسلام به معناي منتسب به علي(عليه السلام) آمده است و اشاره به شيعيان و پيروان آن امام دارد. همچنين علويان در متون اسلامي اشاره به علويان طبرستان نيز دارد. اختصاص اين نام به پيروان نصيريه پس از انتشار كتاب محمدامين غالب الطويل نويسنده علوي راجع به تاريخ علويان و در اوايل قرن بيستم بوده است.

خاستگاه علويه يا نصيريه
علويه يا نصيريه يكي از فرقه‌هاي مذهب شيعه است كه بزرگترين اقليت ديني را در سوريه تشكيل مي‌دهند و حافظ اسد و بسياري از رهبران حزب حاكم اين كشور از پيروان آن هستند. سكونتگاه اصلي علوي‌ها در غرب سوريه است. پيروان اين مذهب را علويان يا نصيريون‎ يا الانصارية مي‌نامند.
آنها در سوريه قدرت سياسي قابل توجهي را به دست آورده‌اند و از زمان سرپرستي فرانسه بر سوريه مقامات مهمي در ارتش به دست آورده و با به قدرت رسيدن حزب بعث در سال 1963 موقعيت بهتري كسب كردند. اما پس از رسيدن حافظ اسد به قدرت بود كه جايگاه آنها كاملاً مستحكم شد.
از بين 33 افسر نظامي ارشد منتخب حافظ اسد براي فرماندهي نيروهاي مسلح، و سرويس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي بين سال‌هاي 1970 تا 1997 حداقل 19 نفر علوي بوده‌اند. با اين حال به نظر نمي‌رسد وضعيت سياسي اجتماعي علويان در جامعه سوريه به طور كلي بهبود قابل توجهي كرده باشد.
علوي در كل شامل فرزندان پاك امير المومنين ـ عليه السّلام ـ و اصحاب و دوستداران آن حضرت مي باشد و نيز به كساني اطلاق مي شود كه در روز غدير خم، با حضرت بيعت كرده و نسبت به آن پايدار ماندند.
ريشه تاريخي اين فرقه
نصيريه (علويان) كه با بيداري و قدرت‌گيري خود در منطقه غرب آسيا در يكي دو قرن اخير مورد توجه بسياري از محققان قرار گرفته است. در قرن سوم قمري و در زمان امام حسن عسكري و دوران غيبت صغري در عراق شكل گرفت. محمد بن نصير نميري با استفاده از بحران عقيدتي دوران غيبت صغري و ادعاي بابيت موفق شد جماعتي را گرد خود جمع كند. نيم قرن پس از او حسين بن حمدان خصيبي دومين مۆسس نصيريه توانست با تعاليم بسيار و تبليغ گسترده در مناطق جهان اسلام و آميختن آموزه‌هاي نصيري با تصوف و همچنين با حمايت دولت حمداني به ويژه سيف‌الدوله پايه‌هاي نصيريه را محكم سازد.
تسلط فاطميان بر شام و تأثير و تأثرات اسماعيليه و نصيريه بر يكديگر، چالشهايي را براي نصيريه به وجود آورد. هرچند اين فضاي شيعي به آنان كمكهايي كرد. پس از آن با حمله دولت بيزانس به شمال شام و درگيريهاي مذهبي در اين منطقه، نصيريه با رهبري شيخ طبراني به جبال و سواحل لاذقيه رفتند و در آنجا در مناطقي چون: طرسوس، انطاكيه، لاذقيه، جبله، طرطوس، جبل لكام (كه به جبال علويان مشهور است) و ... مستقر شدند.
قرن ششم قمري آغاز افول علويان در سوريه در سايه درگيريهاي قومي و مذهبي زنگيان، ايوبيان، مماليك و صليبيان است. در قرن نهم و پس از آن حكومت عثماني موانع و مشكلات فراواني براي اين فرقه به وجود آورد. پس از فروپاشي عثماني، مناطق علوي‌نشين مدتي مستعمره فرانسه بود، كه توانستند به استقلال برسند و اكنون در سوريه شاهد حكومت علوي هستيم.

مذهب علويون در واقع انشعابي از مذهب شيعه اماميه است که تاريخ جدايي آن به دوران پس از غيبت صغري مي‌رسد. اخيرا در اثر تماس و نزديکي برخي علماي اماميه با علماي علوي سوريه و ايجاد تفاهم و دوستي دانشمندان اين مذهب اعلاميه‌اي رسمي صادر کردند که مبين اعلام عقايد و مواضع عقيدتي شان در اصول و فروع دين مي‌باشد که بخشي از آن ذيلا خواهد آمد.
1- هر فرد علوي مسلمان است، شهادتين را گفته و به آن ايمان دارد و ارکان پنج گانه اسلام را بر پا مي‌دارد.
2- علويون مسلمان و شيعه مذهب هستند ... علويون پيروان و ياران امام علي هستند. کتاب آسماني علويون قرآن کريم است، مذهب ما مذهب امام صادق (ع) مي‌باشد.
3- علويون در عبادت و معاملات و ديگر احکام داراي مذهب مستقلي نيستند. در همه اين موضوعات بر مذهب اماميه اعتماد و عمل مي‌کنند. مذهب جعفري ريشه مذهب علوي است و علويون فرع مذهب جعفري مي‌باشند.
عقايد مذهب علوي
1- اسلام: دين ما اسلام است، اسلام عبارت است از اقرار به شهادتين و ايمان و اعتقاد به آنچه پيامبر اسلام آورده است.
2- ايمان: اعتقاد راستين به خداوند و ملائکه و کتب آسماني و پيامبران با اقرار به شهادتين.
3- اصول دين: توحيد، عدل، نبوت، امامت، معاد.
4- توحيد: خداوند بي‌مثل و مانند و شريک است.
5- عدل: خداوند عادل است و به احدي ظلم نمي‌کند.
6- نبوت: خداوند به منظور لطف به بندگان پيامبراني را برگزيده است و آنان را با معجزات مدد کرده.
7- امامت: يک منصب الهي که خداوند براي مصالح بندگان لازم دانسته، ما اعتقاد داريم که لطف الهي اقتضا دارد که با نص قاطع و صريح امام را تعيين کند، معتقديم امام نيز مانند پيامبر بايد معصوم باشد و اشتباه و گناه از او سر نزند.
امامان در نظر ما دوازده نفر هستند که پيامبر به نام يکا يک آن ها تصريح کرده است. ( از امام علي تا امام دوازدهم حجت بن الحسن )
8-معاد: خداوند پس از مرگ بندگان آنان را زنده مي‌کند تا در قيامت به حساب اعمال آنان رسيدگي نمايد.
ادله احکام شرعي چهارتا است:
1- قرآن کريم.
2- سنت پيامبر.
3- اجماع.
4- عقل.
مرجع تقليد در نظر ما همان گونه است که امام زمان (ع) فرمود: آن کس از فقها که خويشتن‌دار باشد، دين خود را حفظ نمايد، مخالف هواي نفساني خود باشد و مطيع امر مولاي خويش باشد، مردم عامي بايد از او تقليد کنند.
فروع دين:
1- نماز واجب است.
2- اذان و اقامه مستحب است.
3- روزه يکي از ارکان دين است.
4- زکات يکي ديگر از ارکان دين است.
5- خمس.
6- جهاد.
7- حج.
8- امر به معروف و نهي از منکر.
9- تولي و تبري.
ما علويون در بقيه احکام و موضوعات اسلامي طبق فقه جعفري عمل مي‌کنيم . فقهاي ما به کتب اربعه شيعه اماميه کافي، تهذيب، استبصار و من لا يحضر الفقيه مراجعه مي‌کنند. عوام ما به رساله‌هاي عمليه مراجع تقليد رجوع مي‌نمايند.
همه اقارير را هشتاد نفر از علما در سوريه و لبنان امضا کرده‌اند. (1)
يکي از رده‌هاي علويان، محرم ناجي اورهال، چنين مي‌گويد:
علوي‌گري نه يک دين است و نه يک مذهب، و نه يک طريقت، بلکه علوي‌گري مجموعه اعتقاداتي است؛ همان دين اسلام و مذهب جعفري است. (2)
علوي‌گري در قسمت معنويات بيش تر رنگ تصوف دارد، آن ها در موضوع رسيدن به خدا و کمالات يک تعبير (چهار در، چهل مقام) دارند، اين موضوع در بيش تر کتاب هايي که در مورد علوي‌گري و بکتاشي‌گري نوشته شده و در سايت اينترنتي علويان و در مصاحبه‌هايي که با ده‌ها و علماي علويان انجام داديم آمده و توضيح داده شده،
اخلاق:
ريشه علوي‌گري آناتومي اسلام است، ولي منبعي که از آن رشد کرده، افکار حاج بکتاش ولي و مولوي و پير سلطان ابدال و خطايي و امثال اين ها است. در اين ميان بيش ترين تاثير را حاج بکتاش ولي گذاشته است. (3)

توضیح پنج اصل از اصول عقاید علویان
در عقاید علوی‌گری پنج اساس وجود دارد: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد.

الف) توحید
وقتی به منابع اصلی، اشعار، زندگی‌نامه و مناقب بزرگان علویان در كتابهای قدیم و جدید نگاه كنیم، در مورد اعتقاد آنان به توحید تردید نخواهیم كرد. توحید اعتقاد به یكی بودن خداوند و شناختن او و بندگی اوست.
الله تعالی یكی است، همتا ندارد، قدیم است، اول و آخر ندارد و كیفیت خلقتش هر آن ادامه دارد. آیه «و او هر روز در شأن و كاری است»،همه چیز به او نیازمند است و او به هیچ چیز نیازمند نیست. علویان اعتقاد دارند كه خداوند یگانه است، همتا و شریكی ندارد، مادی و غیرمادی را خلق كرده و حاكم و قادر بر همه چیز است. مۆلف كتاب بویروك توحید را دو قسمت می‌كند: توحید خواص و توحید عوام. توحید عوام، این اعتقاد است كه معبودی جز خدا وجود ندارد. توحید خواص، پذیرفتن این حقیقت با یقین است. از همین رو شاه اسماعیل خطائی در شعری چنین می‌گوید:
شاه خطائیم توحید یك دریاست
از پیرم شیخ صافی سرمایه ماست
كسی كه توحید ندارد از ما نیست
توحیدی كه اركان دوازده امام است
یك مطلب مهم این است كه در اصول اعتقادات علویان تعبیری هست كه به آن تكیه می‌شود و آن «حق ـ محمد ـ علی» و یا «الله ـ محمد ـ علی» است. این فقط یك شعار نیست، بلكه از یك شعور قوی دینی برخاسته است. در اساس بكتاشیها و علویها خدا، حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله) و حضرت علی(علیه‌السلام) را خیلی دوست می‌دارند و با عشق عمیق به آنها محبت دارند. این فلسفه اساسی اصول اعتقادات علوی‌گری ـ بكتاشی‌گری است.
معاد در دیدگاه علویان اعتقاد داشتن به روز قیامت و حساب و بهشت و جهنم است

ب) عدل
در حقیقت یكی از صفات الهی عدالت است. در دیدگاه علویان عدل اعتقاد به عدالت الهی و عادل شدن است. كسی كه عادل نیست نمی‌تواند مسلمان شود. خداوند نیز ظلم و ظالم را رد می‌كند. عدالت به معنای لغوی گذاشتن هر چیز به جای خود است. عدالت دو جهت دارد: عدالت الهی و عدالت اجتماعی.
عدل الهی به این معناست كه خداوند مطلقاً عادل است و هیچ وقت ظلم نمی‌كند. اما عدالت اجتماعی نیز به معنای تأسیس عدالت در جامعه و اجرای قوانین خداوند است.

ج) نبوت

1. نبوت عامه
علوی‌گری در مورد نبوت، چه نبوت عامه و چه نبوت خاصه، هیچ شكی ندارد. و ما در اینجا نمونه‌هایی از آن منابع را نقل می‌كنیم:
نبوت وظیفه الهی و نمایندگی ربانی است. خداوند برای اینكه به بندگان خود، راه راست را نشان دهد و احكامی را كه سعادت آنها را تأمین می‌كند انبیا را مبعوث نمود.
از حیث وظیفه میان پیامبران فرقی نیست و همه آنها موظف به تبلیغ هستند. درویش محمد از شعرای قرن هفدهم چنین می‌گوید:
صد و بیست و چهار هزار پیامبر حق است
ولی هیچ‌كدام آنها مانند محمد نیست
ارواح آنها هم از ازل پاك است
انجیل، زبور، تورات، قرآن نازل شد

پیامبران اولوالعزم
2. پیامبران اولوالعزم؛ صاحبان شریعت
برخی از پیامبران نسبت به برخی دیگر از حیث مقام و منزلت برترند. به این پیامبران كتاب داده شده و صاحبان شریعت‌اند. اینان پنج تن از پیامبران خدا، حضرت محمد و عیسی و موسی و ابراهیم و نوح(صلوات‌الله‌علیهم) می‌باشند.

3. نبوت خاصه
در ولایت‌نامه حاج بكتاش ولی، بعد از حمد و ثنای خداوند به پیغمبر و نسل او صلوات و سلام فرستاده می‌شود.در مقالاتی كه منسوب به حاج بكتاش ولی است، چنین آمده است:
خداوند وقتی كه حضرت آدم را خلق كرد‌، امر فرمود كه به عرش نگاه كند. وقتی كه نگاه كرد، دید كه آنجا نوشته شده: «لا اله الا الله محمد رسول الله». از خداوند پرسید: خدایا محمد كه رسول توست كیست؟ خداوندی كه حی و قیوم است چنین جواب داد: «‌او حبیب من است».

د) امامت
1. معنای امام و امامت
عقاید علوی بر اساس امامت استوار است. مقام امامت بعد از مقام خدا و حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) مهم‌ترین مقام است. امامت حضرت علی(علیه‌السلام) الهی است. از این جهت دوست داشتن خدا، دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) است و دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) دوست داشتن خداست.
بعد از حضرت علی(علیه‌السلام)، امامت به فرزند او انتقال یافته است. امامان حقیقی دوازده تن هستند. امام نخست حضرت علی(علیه‌السلام) و آخرین امام از نوادگان علی(علیه‌السلام)، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است. امامت یعنی اعتقاد به اینكه بعد از پیامبر اكرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله)، امامان جانشینهای آن حضرت هستند و دوازده امام جانشینهای واقعی هستند.

2. ادله امامت
ائمه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) كه وارث این مقام هستند یكی از نویسندگان علوی در كتاب خود روایتی را به این مضمون نقل كرده است: كسی كه دعا می‌كند، اگر به حضرت محمد و به اهل‌بیت او صلوات و سلام نفرستد، دعای او قبول نمی‌شود. بیشترین نامی كه علویان بر بچه‌های خودشان می‌گذارند، نام علی است.
عقاید علوی بر اساس امامت استوار است. مقام امامت بعد از مقام خدا و حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) مهم‌ترین مقام است. امامت حضرت علی(علیه‌السلام) الهی است. از این جهت دوست داشتن خدا، دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) است و دوست داشتن حضرت علی(علیه‌السلام) دوست داشتن خداست.
در كتاب بویروك هم در مورد اینكه حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) و حضرت علی(علیه‌السلام) از یك نور خلق شده‌اند، چنین نقلی آمده است :حضرت محمد(صلی ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله) چنین فرمود: ما با علی از یك نور هستیم. من شهر علم هستم و علی در آن است. و علی در دنیا و آخرت برادر من است و ما با او از یك گوشت و خون و روح هستیم و تمام اسرار ما یكی است و هر كس من ولی او هستم علی هم ولی اوست. در قرآن كریم، آیه سوم سوره مائده، چنین آمده است:
...امروز كسانی كه كافر شدند از دین شما نومید گردیده‌اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما برگزیدم.... از روایات استفاده می‌شود كه این آیه در روز غدیرخم نازل شده است. به این آیه در كتابهای علویان هم استشهاد كرده‌اند كه نشان‌دهنده شناخت عمیق آنان درباره ادله امامت است.

هـ) معاد
در علوی گری اعتقاد به معاد هم از مسلّمات است. با پژوهش در تمام کتابها و اشعار و در تحقیقات میدانی و مصاحبه با دده ها و علما و تحصیل کرده های آنها، به این نتیجه رسیده اند که اعتقاد به معاد و زندگی بعد از مرگ، از اصول دین علوی گری محسوب می شود. معاد در دیدگاه علویان اعتقاد داشتن به روز قیامت و حساب و بهشت و جهنم است.

پي نوشت ها:
1. تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 3، ص 1355، ر،ک: آية ا.. سيد حسن شيرازي، شهيد انقلاب اسلامي عراق، ترجمه علي کاظمي، ص 245 -260.
2. علويان ترکيه، نوري دونموز، پايگاه اطلاع رساني مطالعات شيعه شناسي، www.shiastudies.com .
3. همان.